گر پرسونای سازمان شما داخل یک فایل PDF خاک میخورد و فقط تیم مارکتینگ گاهی به آن نگاهی میاندازد، شما تنها نیستید.
در مقاله قبلی گفتیم چرا در بسیاری از سازمانها «پرسونا» وجود دارد، اما اثر ندارد. دلیل، نمیدانند دقیقاً کجا و چگونه باید از آن استفاده کنند.
این مقاله نشان میدهد پرسونا چگونه به یک ابزار عملی برای بازاریابی، فروش، محصول و استراتژی تبدیل میشود.
پرسونا به سازمانها کمک میکنند:
· بازاریابی حسابمحور (Account-Based Marketing) اجرا کنند
· پیامها را برای شرکتها و نقشهای مشخص شخصیسازی کنند
· محتوایی تولید کنند که دقیقاً به دغدغههای خریدار پاسخ دهد
· تبلیغات هدفمند داشته باشند
پرسونا مشخص میکند:
· خریدار در هر مرحله چه اطلاعاتی نیاز دارد
· چه اعتراضها و تردیدهایی دارد
· چه محتوایی او را یک قدم جلوتر میبرد
در نتیجه، محتوا و پیام به جای فشار برای فروش، خرید را سادهتر میکند.
در فروش، پرسونا باعث میشود:
· مکالمات فروش بر اساس محرکهای واقعی خریدار شروع شوند
· ارائهها و دموها دقیقاً به معیار تصمیم خریدار پاسخ دهند
· تیم فروش، مارکتینگ و محصول به زبان واحدی صحبت کنند
پرسونا:
· اولویتهای توسعه محصول را شفاف میکنند
· به شناسایی نیازهای آینده بازار کمک میکنند
· موقعیتیابی برند را بر اساس معیار تصمیم خریدار شکل میدهند
· از بازاریابی محصولمحور پشتیبانی میکنند
سازمانهایی که از پرسونا درست استفاده میکنند:
· ارزش پیشنهادی خود را بر اساس زبان واقعی مشتری بیان میکنند
· محتوای Thought Leadership مرتبط تولید میکنند
· وبسایت را بر اساس سوالات واقعی خریدار طراحی میکنند
· تصمیمهای مدیریتی را با دادههای واقعی خریدار توجیه میکنند
پرسونا:
· ابزار تزئینی نیستند
· فقط برای مارکتینگ نیستند
· و فقط درباره «مخاطب» نیستند
پرسونا، اگر درست ساخته شود،
به موتور تصمیمسازی سازمان تبدیل میشود و بر فروش، محصول و استراتژی اثر مستقیم میگذارد

.