
«چند شعر کوتاه از عدنان الصائغ»
.
۱
من اگر،
چیزی جز شعر میداشتم
"چراغ" را
خاموش
میکردم
و
میخفتم!
۲
«غربت»
آه بانو!
سوی تو بر دوش میکشیدم تبعیدگاهم
و نمیدانستم،
تبعیدگاه/
تویی تو!
۳
که گفته شادمانی پرندهی پریشانیست وُ
آرام نگیرد بر شاخهای؟
آنک شاخهی زندگانیام،
آکنده به گنجشکانِ مُرده!
۴
چشمهایت
زیبا و غمیناند
چشمهایت
پیادهروی بارانخوردهی وداعاند!
۵
یاریام کن
تا درآیم از خموشیام؛
به سوی بلاغت تنت
برایم بنویس
همهچیز را برایم بنویس
برایم بنویس...
۶
غژاغژ دری
و نیست پاسخی
اینسان
ره میبردمان غربت.
۷
به گاه چیدن آن گُلِ در آستانهی شکفتن
چیزی تا ابد/
در بند برگهایش ماند!
.
۸
خاتونِ من!
هربار زنان را در همیانِ رویاهایم نهادم وُ
برگی برکشیدم،
تو برون آمدی!
.
۹
«کوشش»
بِنه بر سندان وُ
بکوبش بیرحمانه
بکوبش
بکوبش
گفتمش:
بهشدّت بکوبش
آهنگرا!
بکوبش
بکوبش
تا گسترده گردد این دل وُ
پُلی شود که میرساندم سویِ فراموشی!
.
۱۰
«اندوه»
از کجا میآیدم اندوه
و بستهام تمامِ پنجرههای دلم؟
آه
ملعون است اندوه
گاه
در جامه زنی ناشناخته میخزد وُ میآید!
.
#عدنان_الصائغ
برگردان #صالح_بوعذار
.
عدنان الصائغ در سال ۱۹۵۵ میلادی در شهر کوفه عراق به دنیا آمد. او در سال ۱۹۹۳ مجبور به ترک زادگاهش شد و پس از اقامت در چند کشور بالاخره در سوئد اقامت گزید و تاکنون نیز در آنجا اقامت دارد. وی در سال ۱۹۹۶ موفق به دریافت جایزه «هلمن همت» در نیویورک گردید. این جایزه ابداع و آزادی بیان، هر سال به کسانی تعلق میگیرد که به خاطر نویسندگی مورد آزار و پیگرد قرار میگیرند. او همچنین برنده جایزه جشنواره بینالمللی شعر روتردام در سال ۱۹۹۷ شد. دیوانهای شعری زیادی از این شاعر چاپ و شعرهای زیادی نیز به زبانهای سوئدی، انگلیسی، هلندی و اسپانیایی ترجمه شده است.