در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در دسامبر 2025 منتشر شد آمده است:
Flexible Realism – U.S. policy will be realistic about what is possible and desirable to seek in its dealings with other nations. We seek good relations and peaceful commercial relations with the nations of the world without imposing on them democratic or other social change that differs widely from their traditions and histories. We recognize and affirm that there is nothing inconsistent or hypocritical in acting according to such a realistic assessment or in maintaining good relations with countries whose governing systems and societies differ from ours even as we push like-minded friends to uphold our shared norms, furthering our interests as we do so.
ترجمه به فارسی:
واقعگراییِ انعطافپذیر – سیاست ایالات متحده بر این مبنا خواهد بود که در تعامل با دیگر کشورها، باید واقعبینانه عمل کرد و تنها به دنبال اهدافی بود که دستیابی به آنها ممکن و مطلوب است. ما به دنبال روابط خوب و روابط تجاریِ مسالمتآمیز با کشورهای جهان هستیم، بدون آنکه بخواهیم تغییرات در راستای دموکراسی یا تحول اجتماعی را که با سنتها و تاریخ آن کشورها ناسازگار است بر آنان تحمیل کنیم. ما تصدیق و تأیید میکنیم که هیچگونه تناقض یا ریاکاریای در این رویکرد وجود ندارد؛ چه در اتخاذ چنین ارزیابیِ واقعبینانهای و چه در حفظ روابط خوب با کشورهایی که نظامهای حکومتی و ساختارهای اجتماعیشان با ما متفاوت است، حتی در حالی که از دوستان همفکر خود میخواهیم هنجارهای مشترکمان را رعایت کنند و از این طریق منافعمان را پیش ببریم.
معنای این اصل کاملا واضح است. دوران ماجراجویی های نظامی و رانت پاشی در جهان برای حمایت از انقلاب های رنگی و رنگین کمانی دیگر تمام شده.
با این حال، اخیرا پرزیدنت ترامپ موضعی گرفت که بسیاری تصور می کنند با این اصل از استراتژی جدید آمریکا در تناقض است.

ترامپ تهدید کرد اگر ایران اقدام به تیراندازی و کشتار معترضان صلح آمیز نماید، آمریکا به حمایت از معترضان ایران خواهد آمد. یعنی تهدید ضمنی به اقدام نظامی علیه ایران.
برخی این اظهار پرزیدنت ترامپ را نشانه حمایت او از مردم ایران در برابر رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی دانسته اند!
برخی هم این اظهارات وی را ناشی از فرصت طلبی و تلاش برای سوء استفاده از اعتراضات مشروع مردم ایران دانسته اند.
هر دو گروه کاملا برداشت اشتباهی داشته اند.
اولا باید توجه داشت اغتشاشات جاری در ایران نه ربطی به گرانی و معیشت مردم دارد، نه ارتباطی به قیمت دلار دارد، نه حاصل نارضایتی مردم از رژیم است، و نه خودجوش است، و نه کوچکترین ارتباطی به اسرائیل و موساد دارد!
اغتشاشات جاری در ایران فقط و فقط به دلیل تصمیم دولت در خصوص حذف ارز ترجیحی است.
رانت ارز ترجیحی یکی از سه ستون اصلی رانت پاشی در ایران است که سالانه میلیاردها دلار از این طریق رانت به گروه های قدرتمند و ذی نفوذ در ایران انتقال داده می شود.
حتی صحبت کردن از حذف رانت ارز ترجیحی در ایران چیزی در حد شوخی های ناموسی است که واکنش تندی را بر می انگیزد. چه رسد به اینکه دولت به خود جرات حذف واقعی آن را هم بدهد!
عینا همین رویه در سال 1401 و در زمان دولت مرحوم رئیسی هم اتفاق افتاد. در آن زمان هم دولت رئیسی در تابستان رانت ارز ترجیحی 4200 تومان را حذف کرد و بلافاصله پس از آن در پاییز «انقلاب زن زندگی آزادی» شعله ور شد!... در زمستان دولت رئیسی رانت ارز ترجیحی 28500 تومان را ایجاد کرد و ناگهان انقلاب فراموش شد!!
امروز هم اتفاق جدیدی نیافتاده. دقیقا مانند تابستان 1401، امروز هم کفگیر دولت به ته دیگ خورده و دیگر توان پرداخت ارز رانتی به قیمت 28500 تومان را ندارد. لذا از روی ناچاری اقدام به حذف آن نموده است. و البته رانت خواران هم دقیقا همان واکنش را نشان داده و به دولت و نظام فشار می آورند تا این رانت مجددا برقرار شود.
تا اینجای کار نه ارتباطی به اسرائیل دارد و نه آمریکا. و صد البته هیچ ربطی به «مردم معترض» هم ندارد. کما اینکه قبل از این هم تورم با همین شدت همیشه بود و قیمت دلار هم نوساناتی حتی شدیدتر از این را تجربه کرده، ولی آب از آب تکان نمی خورد. چون در آن مواقع ارز ترجیحی برقرار بوده و رانت به صاحبش داده می شد.
اما این تمام ماجرا نیست و یک داستان موازی هم در کنار این دعوای همیشگی بر سر رانت ارز ترجیحی در جریان وقوع است.
قبلا دیده بودیم که محاسبات غلط و فهم اشتباه از ماهیت ترامپ دوم موجب شد تا پیروزی بی نظیر در نبرد فرا راهبردی علیه نولیبرالیسم به شکست سنگین رهبری و هسته سخت نظام در ایران بیانجامد. به این ترتیب که ترامپ زیر بار چانه زنی از سوی ایران نرفت و با حمایت از مافیای سپاه امکان اجرای یک کودتای داخلی زیر پوشش حمله خارجی را در 23 خرداد 1404 فراهم نمود.
چه کسی تیر خلاص را بر نولیبرالیسم زد؟! - ویرگول
آسیب شناسی شکست سنگین رهبری - ویرگول
نتیجتا هسته سخت نظام تقریبا به طور کامل قتل عام شد، و پس از آن ترامپ دو گزینه مقابل رهبر معظم انقلاب قرار داد:
1- گزینه اول: تسلیم مطلق و سپس عادی سازی روابط ایران و آمریکا
2- گزینه دوم: در صورت ادامه مقاومت، حمایت تمام عیار آمریکا از مافیای سپاه
همین دو گزینه عینا در دور اول ترامپ هم در مقابل ایران قرار داده شده بود، و در آن زمان ایران گزینه دوم را انتخاب کرد.
پیداست این بار هم ایران گزینه دوم را انتخاب کرده. می توان حدس زد ارزیابی و امیدواری رهبری و طیف سیاسی که شامل روحانی و ظریف می شود این است که این بار هم مانند بار قبل، دوران ترامپ سپری خواهد شد و دموکراتها با یک رئیس جمهور دیگر شبیه به بایدن روی کار خواهند آمد و دوباره امکان از سر گیری مذاکرات برجام فراهم خواهد شد.
این مطلب را در اظهارات برخی افراد نزدیک به دولت هم می شود مشاهده کرد.
علاوه بر این، شتاب گرفتن تبلیغات فمینیستی و عادی سازی تغییر جنسیت و ترویج آرمان ها و ارزشهای نولیبرال، در کنار تند شدن موضعگیری علیه اسرائیل که بر خلاف رویه قبلی همین جناح سیاسی در ایران است، نشان می دهد این طیف از حاکمیت تماما خود را به حزب دموکرات آمریکا و مافیای نولیبرال جهانی و خصوصا اروپا متصل کرده.
یعنی شرط بندی این بخش از حاکمیت این است که نولیبرالیسم مجددا پیروز شود و جریان ترامپ و موج ملی گرایی نوین را شکست دهد. یعنی تکرار تجربه سال 2020 و کودتایی که منجر به سقوط ترامپ شد.
به عبارت دیگر، «محور مقاومت» امروز از سوریه و لبنان فراتر رفته و کل اتحادیه اروپا و کانادا و اوکراین و ونزوئلا و دانمارک و گرینلند و غیره را هم شامل می شود.
با توجه به این دسیسه جهانی علیه ترامپ و جریان سیاسی مگا در آمریکا (و متحد طبیعی دیگر آنان یعنی روسیه) تهدید ترامپ به حمله نظامی به ایران معنا پیدا می کند.
وقتی ترامپ تهدید به حمله نظامی می کند، به این معنا نیست که واقعا قصد حمله نظامی دارد. ولی همین تهدید لفظی کافی است تا دست مافیای سپاه برای حذف هر کدام از چهره های کلیدی نظام کاملا باز شود. دقیقا مشابه ماجرای «جنگ 12 روزه» که یک تسویه حساب عظیم داخلی و بی سابقه در کل تاریخ ایران را زیر پوشش حمله خارجی دیدیم.
یعنی مثلا ممکن است رئیس جمهور یا شخص مقام معظم رهبری به دست نیروهای داخلی به شهادت برسد و تقصیر آن به گردن آمریکا یا اسرائیل انداخته شود.
خصوصا با توجه به اینکه ترامپ شرط مداخله نظامی را «کشتار معترضان» عنوان نمود. و چنین «کشتار» قاعدتا از ناحیه سپاه پاسداران باید باشد. و سپاه پاسداران هم دربست در اختیار همان مافیا است که در 23 خرداد میخ خود را محکم کوبید. لذا حتی تحقق یا عدم تحقق شرط هم نه تنها در اختیار رهبری و دولت نیست، بلکه دقیقا در دست همان هایی است که ممکن است منافع خود را در حذف رئیس جمهور یا رهبری یا برخی دیگر بدانند.
یعنی ترامپ یک پاس گل طلایی به مافیای سپاه داده است!
حتی پیش از اینکه واقعا اقدامی در راستای حذف مهره های اصلی نظام صورت پذیرد، همین تهدید فی نفسه اهرم فشار بسیار قدرتمند و تعیین کننده ای است که در اختیار مافیای سپاه قرار گرفته.
پزشکیان اخیرا اعلام کرده بود دلار 28500 را دیگر به کسی نخواهیم داد و از این به بعد یارانه را به آخر زنجیره می دهیم.
احتمالا پزشکیان و نظام تصور می کردند اگر منابع ارز ترجیحی را به جای رانت خوار ها ی کلان به آخر زنجیره بدهند دیگر کسی نمی تواند از آنها ایرادی بگیرد که چرا منابع کشور را به مردم نمی دهید!!
یعنی پزشکیان و نظام می خواهند از همان مدل احمدی نژاد برای قطع رانت استفاده کنند.
این سیاست فی نفسه اشتباه نیست. لیکن الان برای اجرای این سیاست بسیار دیر شده است. زمان مناسب برای اجرای این سیاست همان ابتدای کار پزشکیان بود که هسته سخت نظام می توانست از او حمایت کند. نه امروز که هسته سخت نظام قتل عام شده!
بنابراین، با توجه به تهدید ترامپ می توان حدس زد پزشکیان به زودی از موضع خود عقب نشینی کند و یک ارز ترجیحی جدید با نرخی بالاتر، مثلا در حدود 80 هزار تومان، مجددا برقرار شود.
در صورت استنکاف پزشکیان و نظام از پذیرش ارز ترجیحی جدید، پزشکیان می تواند سومین رئیس جمهور شهید ایران باشد که به دست جنایتکار رژیم غاصب اسرائیل یا آمریکا به درجه رفیع شهادت نایل آمده و به دیدار سرداران باقری و سلامی و دیگر شهدای «جنگ 12 روزه» شتافته است!
برنامه ای که برای پزشکیان تعریف شده بسیار ساده است:
1- بی عملی و دست نزدن به چیزی تا پایان سال
2- استعفا یا استیضاح و کنار رفتن و پایان کار این دولت در سال آینده
3- روی کار آمدن یک دولت همسو با مافیای سپاه
به بیان دیگر، حرکت رو به عقب و باز گرداندن وضعیت دولت به دوران پیش از سقوط آیت الله رئیسی.
مقدمات این پایان زودهنگام دولت چهاردهم از حالا در حال تحقق است. منجمله بحران در دولت و استعفای وزیر کشاورزی و فشار برای استعفای وزیر نفت و مواردی از این دست، همگی در راستای هدف نهایی جبران حرکت شکست خورده سقوط رئیسی است.
بنابراین، چند نکته قابل پیش بینی است:
1- اغتشاشات کنونی به زودی پایان خواهد یافت، طوری که انگار هرگز اتفاق نیافتاده بوده است!
2- با احتمال بسیار زیاد پزشکیان از موضع خود عقب نشینی خواهد کرد و ارز ترجیحی با نرخ جدید جایگزین 28500 خواهد شد.
3- در غیر اینصورت گزینه بعدی استعفای زودتر از موعد رئیس جمهور است (قبل از اینکه شوک ناشی از حذف ارز ترجیحی فروکش کند).
4- و در صورت استنکاف از هر دو گزینه مذکور در 2 و 3، گزینه بعدی شهادت پزشکیان به دست جنایتکار اسرائیل و آمریکا است.
متاسفانه رهبر معظم انقلاب اینبار خودشان روی اسب بازنده شرط بندی کرده اند. چون دوران نولیبرالیسم تمام شده و دموکراتها دوباره با ساز و کار قبلی به قدرت باز نخواهند گشت. تغییرات و اصلاحات ترامپ کاملا جدی و ماندگار است و محور مقاومت شامل ایران و اروپا و کانادا و اوکراین و ونزوئلا و حتی چین در این آوردگاه شکستی مفتضحانه می خورد.