
گاهی زیباترین اتفاق برای یک نویسنده، فقط خوانده شدن نیست؛ این است که کسی آنقدر با جهان داستان همراه شود که از زاویهی نگاه خودش، آن را دوباره روایت کند.
درود به شما. 🌿
دیروز یکی از خواننده های نایرا واقعاً غافلگیرم کرد. 🥺
اینکه یک خواننده اینقدر با دنیای نایرا زندگی کنه که دربارهش بنویسه، برای من یکی از قشنگترین هدیههایی بود که می تونستم به عنوان یک نویسنده بگیرم.
آقای MarshSwan نویسنده ی خوبی که به شخصه روزمرگی هاشون رو خیلی دوست دارم.
تحلیلی که ایشون برای نایرا نوشتن برای من فقط یک نقد یا برداشت نبود؛ گفتوگویی بود با جهان نایرا، با سایهها و با مفاهیمی که مدتهاست در ذهنم زندگی میکنند.
شاید همهی برداشتها دقیقاً همون چیزی نباشه که زمان نوشتن در ذهن من بوده، اما زیبایی ادبیات هم همینه؛ هر خواننده، بخشی از خودش رو به اثر اضافه میکنه و اون رو دوباره متولد میکنه.
از صمیم قلب از ایشون ممنونم که با این دقت، احترام و عشق، این مسیر رو همراهی کردن.
بعضی از بخشها رو که میخوندم، حس می کردم دارم جهان نایرا رو از پنجرهی نگاه ایشون میبینم و این تجربه برام خیلی لذتبخش بود.
لینک این یادداشت ارزشمند رو اینجا قرار میدم؛ برای کسانی که دوست دارن جهان نایرا رو از دریچهی نگاه دیگری ببینن و شاید… انعکاسِ سایههای خودشون رو در اون پیدا کنن.