تصمیمگیری، تصمیمگیری، تصمیمگیری. گرفتن تصمیمهای خوب میتواند به شما کمک کند تا تیم خود را در مسیر درست هدایت کنید و به اهداف خود برسید—اما چگونه میدانید کدام تصمیم، تصمیم درستی است؟ وقتی با دو گزینه به ظاهر برابر مواجه میشوید، آیا سکه میاندازید؟ تاس میریزید؟ یا از یک "جام جهاننما" کمک میگیرید؟
تصمیمگیری بخش مهمی از برنامهریزی کسبوکار است—اما میتواند سخت باشد که بدانید کدام گزینه بهترین است. کلید کار این است که سریع تصمیم بگیرید بدون اینکه عجله کنید، و تصمیم درست را بگیرید بدون اینکه سرعت خود را از دست بدهید.
اگر این موضوع به نظرتان یک معما غیرممکن میرسد، نگران نباشید—اینطور نیست. با استفاده از ماتریس تصمیمگیری، میتوانید به سرعت مزایا و معایب هر گزینه را بررسی کنید، متغیرهای مختلف را وزندهی کنید و به راحتی یک تصمیم خوب بگیرید.

ماتریس تصمیمگیری ابزاری برای ارزیابی و انتخاب بهترین گزینه از بین انتخابهای مختلف است. این ابزار به ویژه زمانی مفید است که بین چند گزینه تصمیمگیری میکنید و عوامل متعددی وجود دارند که باید در نظر بگیرید تا تصمیم نهایی خود را بگیرید.
ممکن است ماتریس تصمیمگیری را با نامهای دیگری نیز شنیده باشید—اگرچه همه آنها به یک چیز اشاره میکنند. برخی از نامهای دیگر ماتریس تصمیمگیری عبارتند از:
- ماتریس پوگ Pugh
- تحلیل شبکهای Grid analysis
- نظریه سودمندی چند ویژگی Multi-attribute utility theory
- ماتریس انتخاب مسئله Problem selection matrix
- شبکه تصمیمگیری Decision grid
شما همیشه نیازی به استفاده از ماتریس تصمیمگیری ندارید. این فرآیند قدرتمند—و نسبتاً آسان—است، اما زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بین چند گزینه قابل مقایسه تصمیمگیری میکنید. اگر معیارهای ارزیابی بین گزینههای شما یکسان نباشند، احتمالاً ماتریس تصمیمگیری بهترین ابزار تصمیمگیری نیست. به عنوان مثال، ماتریس تصمیمگیری به شما کمک نمیکند تا تصمیم بگیرید تیم شما در سال آینده باید چه مسیری را در پیش بگیرد، زیرا گزینههایی که بین آنها تصمیم میگیرید قابل مقایسه نیستند.
از ماتریس تصمیمگیری استفاده کنید اگر:
🔹- بین چند گزینه مشابه مقایسه میکنید
🔹- میخواهید گزینههای مختلف را به یک تصمیم نهایی محدود کنید
🔹- عوامل مهم مختلفی را وزندهی میکنید
🔹- میخواهید تصمیم را از دیدگاه منطقی بگیرید، نه از دیدگاه احساسی یا شهودی
اگر ماتریس تصمیمگیری برای موقعیت فعلی شما مناسب نیست، در ادامه با سایر روشهای تصمیمگیری آشنا شوید.
ماتریس تصمیمگیری میتواند به شما کمک کند تا بهترین گزینه را بین انتخابهای مختلف، بر اساس چند عامل مهم و اهمیت نسبی آنها ارزیابی کنید. هفت گام برای ایجاد ماتریس تصمیمگیری وجود دارد:
ماتریسهای تصمیمگیری ابزاری مفید برای تصمیمگیری بین مجموعهای از گزینههای مشابه هستند. قبل از اینکه بتوانید ماتریس خود را بسازید، گزینههایی که بین آنها تصمیم میگیرید را شناسایی کنید.
به عنوان مثال، فرض کنید تیم شما در حال راهاندازی یک کمپین برند جدید در تابستان است. شما باید یک تأمینکننده برای ایجاد تصاویر و ویدیوهای طراحی انتخاب کنید. در حال حاضر، سه آژانس طراحی شناسایی کردهاید، هرچند هر کدام مزایا و معایب خود را دارند.
گام دوم برای ساخت ماتریس تصمیمگیری، شناسایی ملاحظات مهمی است که در تصمیمگیری شما تأثیر دارند. این مجموعه معیارها به شما کمک میکند تا بهترین تصمیم را بگیرید و از ذهنیتگرایی دوری کنید.
در ادامه مثال ما، تیم شما تصمیم گرفته است که معیارهای مهم برای انتخاب آژانس طراحی عبارتند از: هزینه، تجربه، ارتباطات و نظرات مشتریان گذشته.
ماتریس تصمیمگیری یک شبکه است که در آن میتوانید ملاحظات مهم را بین گزینههای مختلف مقایسه کنید.
به طور طبیعی، ما ماتریسهای تصمیمگیری خود را در Asana میسازیم. Asana یک ابزار مدیریت کار است که میتواند به شما کمک کند تا کارها را در سازمان خود سازماندهی و اجرا کنید و وضوح لازم را به تیمها بدهد تا سریعتر به اهداف خود برسند.
به عنوان مثال، در اینجا اسکلت ماتریس تصمیمگیری شما در Asana نشان داده شده است اگر بین سه شرکت تصمیم میگیرید و هزینه، تجربه، ارتباطات و نظرات مشتریان را در نظر میگیرید:

حالا هر ملاحظه را بر اساس یک مقیاس از پیش تعیینشده امتیازدهی کنید. اگر تفاوت زیادی بین گزینهها وجود ندارد، از مقیاس ۱-۳ استفاده کنید، که در آن ۳ بهترین است. برای گزینههای بیشتر، از مقیاس ۱-۵ استفاده کنید، که در آن ۵ بهترین است.
این جایی است که مزایای ماتریس تصمیمگیری واقعاً خود را نشان میدهد. به عنوان مثال، فرض کنید بین سه شرکت (آژانس) تصمیم میگیرید و چهار معیار مهم دارید، اما ماتریس تصمیمگیری نمیسازید. در اینجا نحوه عملکرد هر شرکت (آژانس) نشان داده شده است:
🔹- شرکت ۱ بسیار مقرونبهصرفه است، اما تجربه زیادی ندارد. ارتباطات و نظرات مشتریان آنها متوسط است.
🔹- شرکت ۲ چندان مقرونبهصرفه نیست، اما گرانترین شرکت هم نیست. آنها تجربه خوبی دارند و نظرات مشتریانشان عالی است، اما ارتباطات آنها تاکنون کمی ضعیف بوده است.
🔹- شرکت ۳ گرانترین است، اما بیشترین تجربه را نیز دارد. ارتباطات آنها تاکنون متوسط بوده و نظرات مشتریانشان نسبتاً خوب است.
📌این سه توضیح همگی نسبتاً مشابه هستند—تصمیمگیری بر اساس یک پاراگراف کوتاه، سخت است، بهویژه اینکه هر شرکت مزایا و معایب خود را دارد.
در عوض، در اینجا نحوه نمایش سه آژانس و چهار ملاحظه آنها در ماتریس تصمیمگیری نشان داده شده است، زمانی که از ۱-۵ امتیازدهی شدهاند، که ۵ بهترین است:

گاهی اوقات، برخی ملاحظات مهمتر از بقیه هستند. در چنین مواردی، از ماتریس تصمیمگیری وزنی weighted decision matrix استفاده کنید تا بهترین گزینه را شناسایی کنید.
برای ادامه مثال ما، تصور کنید که به هیچ وجه نمیتوانید از بودجه خود فراتر بروید، بنابراین هزینه یک عامل حیاتی در فرآیند تصمیمگیری شماست. نظرات مشتریان نیز مهم هستند، زیرا به شما یک دیدگاه اولیه از عملکرد هر آژانس در گذشته میدهند.
برای اضافه کردن وزن به ماتریس تصمیمگیری، به هر ملاحظه یک عدد (بین ۱-۳ یا ۱-۵، بسته به تعداد گزینههایی که دارید) اختصاص دهید. بعداً در فرآیند تصمیمگیری، عامل وزندهی را در هر ملاحظه ضرب خواهید کرد.
در اینجا نحوه نمایش این موضوع در مثال ما نشان داده شده است:

پس از اعمال مقیاس امتیازدهی و اختصاص وزن به هر ملاحظه، وزن را در هر ملاحظه ضرب کنید. این کار تضمین میکند که ملاحظات مهمتر وزن بیشتری داشته باشند، که در نهایت به شما کمک میکند بهترین شرکت را انتخاب کنید.
برای ادامه مثال ما، در اینجا نحوه اعمال امتیازهای وزنی به هر ملاحظه برای هر شرکت نشان داده شده است:

حالا که امتیازهای وزنی را ضرب کردهاید، تمام ملاحظات را برای هر شرکت جمع بزنید. در این مرحله، باید یک پاسخ واضح و مبتنی بر اعداد داشته باشید که کدام تصمیم بهترین است.
به عنوان مثال، در اینجا ماتریس تصمیمگیری نهایی نشان داده شده است:

همانطور که میبینید، شرکت ۲ بالاترین امتیاز را دارد، بنابراین این شرکت است که باید انتخاب کنید. حتی اگر شرکت ۱ ارزانتر بود، هزینه متوسط شرکت ۲، همراه با سالها تجربه و نظرات عالی مشتریان، آنها را به بهترین گزینه برای تیم شما تبدیل میکند. تنها کاری که باقی میماند این است که با شرکت تماس بگیرید و کار بر روی کمپین برند را آغاز کنید.
شما میتوانید از ماتریسهای تصمیمگیری برای انواع تصمیمات کسبوکار استفاده کنید، به شرطی که بهترین گزینه را بین انتخابهای مختلف وزندهی کنید. این تصمیمات همیشه نباید بحرانی باشند. شما میتوانید از این مدل برای گرفتن سریع یک تصمیم ساده نیز استفاده کنید.
به عنوان مثال، یک ماتریس تصمیمگیری ایجاد کنید تا تصمیم بگیرید کدام صندلی را برای فضای کار از خانه خود خریداری کنید. شما چهار صندلی مختلف را دوست دارید و ملاحظات مهم شما راحتی، هزینه و نظرات هستند.

اگر روش ماتریس تصمیمگیری برای انتخابهای شما مناسب نیست، این گزینهها را امتحان کنید:
ماتریس آیزنهاور یک شبکه ۲x2 است که به شما کمک میکند وظایف را بر اساس فوریت و اهمیت اولویتبندی کنید. این ماتریس زمانی مفید است که با انواع وظایف غیرمشابه سر و کار دارید و باید تصمیم بگیرید کدام وظایف یا ابتکارات را اول انجام دهید.
یکی از مهمترین تصمیماتی که باید در فرآیند برنامهریزی پروژه بگیرید این است که کدام ذینفعان باید مشارکت داده شوند، مشورت شوند یا مطلع شوند. برای این تصمیم، یک نقشه تحلیل ذینفعان ایجاد کنید. این نقشه به شما کمک میکند ذینفعان را بر اساس تأثیر و علاقه نسبی آنها دستهبندی کنید.
در یک نقشه تحلیل ذینفعان چهار دسته وجود دارد:
🔹پس از شناسایی ذینفعان کلیدی، میتوانید یک نمودار RACI نیز ایجاد کنید. RACI مخفف Responsible (مسئول)، Accountable (پاسخگو)، Consulted (مشاور) و Informed (مطلع) است. نمودارهای RACI میتوانند به شما کمک کنند تا تصمیمگیرنده اصلی برای هر وظیفه یا ابتکار را مشخص کنید.
گاهی اوقات بهترین راه برای تصمیمگیری این است که یک جلسه طوفان فکری قدیمیخوب برگزار کنید. یک جلسه طوفان فکری روی وایتبرد برگزار کنید یا ایدهها را در یک ابزار مدیریت پروژه به اشتراک بگذارید.
از تختههای کانبان برای جلسات طوفان فکری پویا استفاده کنید. برای شروع، تسهیلکننده طوفان فکری یک تخته ایجاد میکند که اعضای تیم میتوانند ایدهها، افکار یا بازخوردها را اضافه کنند. سپس، پس از اینکه همه ایدههای خود را اضافه کردند، هر عضو تیم پیشنهادات فردی را "لایک" میکند. سپس تیم در مورد وظایفی که بیشترین لایک را دارند به عنوان یک گروه بحث میکند تا تصمیم بگیرد چه کاری را انجام دهد.