
در بسیاری از جلسات سازمانی، عددها پایان بحثاند.
در حالی که باید آغاز فهم باشند.
میگوییم:
پیشرفت ۷۰ درصدی
تحقق ۸۵ درصد اهداف
رشد ۲۰ درصدی عملکرد
و همه احساس خوبی پیدا میکنند.
اما چند ماه بعد همان پروژه متوقف میشود
و همان برنامه اجرا نمیشود.
چرا؟
چون عدد، واقعیت نیست؛
برداشت ما از عدد، واقعیت سازمانی را میسازد.
گاهی ۸۰٪ یعنی نزدیک موفقیت
گاهی ۸۰٪ یعنی شکست قطعی — فقط دیرتر.
فرقشان در یک چیز است:
ما چه سؤالی از عدد پرسیدهایم؟
اگر بپرسیم:
«چقدر جلو رفتیم؟» → گزارش تولید میشود
اگر بپرسیم:
«آیا مسئله حل شد؟» → تصمیم تولید میشود
سازمانها معمولاً عدد را برای دفاع میخواهند
نه برای فهم.
و از همانجا، برنامه نوشته میشود، اجرا نمیشود،
و بعد گزارش هم خوانده نمیشود.
مسئله کمبود داده نیست؛
مسئله نداشتن «تفسیر» است.
✳️ شما در تجربه کاریتان بیشتر کدام را دیدهاید؟
عدد برای فهم استفاده میشود یا برای توجیه؟
Shahab Arjmand
Interpret before you report.
اعداد اگر درست فهمیده شوند، روایت میسازند.