ویرگول
ورودثبت نام
Sushiyant
Sushiyantگاهی وقتی از تنش های جسم آزاد میشوم، اندیشه ام مجالی برای داستان پردازی ، سخنرانی و گفتگو می یابد.گاهی گفتن تنها جوابی است می توان به تپش های قلب داد تا آرام شود .
Sushiyant
Sushiyant
خواندن ۱ دقیقه·۴ سال پیش

و هزار سال بعد تو ، عشق را خواهند فهمید


... وچه چیزی عجیب تر از زبان ، انسانی روی کاغذ چیزهای را نقش می‌زند و سالها بعد ، حتی هزاران سال بعدتر انسانی دیگر با دیدن آن می‌فهمد که یکی مثل من عاشق شده و دل در گرو ابرسفیدی داشته است .

می‌فهمی ! عشق را خواهد فهمید . عشق را و احساس را ... اینطور نیست که مثلاً عکس مرغی را بکشم و بعد تو بفهمی من از خوردن آن لذت برده‌ام ، من می‌فهمم که او هزار سال قبل چه کشیده و چه احساسی داشته.

به کار یک معمار فکر کن! کاغذی که در آن یک سری از اعداد و نوشته‌ها و خطوط کج و معوج دارد را برمی‌دارد و شروع می‌کند ... اگر بِروی و چند ماه دیگر بیایی ... بوم ... آنجا چیز عجیبی است که هرگز در طول تاریخ چند میلیارد ساله زمین قبلاً آنجا نبوده است . مثل عشق من به تو ... یکدفعه ... من که معمار نبودم ؟! لابد تو هستی ... و من؟

بکرترین زمین این شهر یا متروک‌ترین جای جهان

همه‌اش به تو بستگی دارد!


دلنوشتهداستانزبان
۱۷
۱۰
Sushiyant
Sushiyant
گاهی وقتی از تنش های جسم آزاد میشوم، اندیشه ام مجالی برای داستان پردازی ، سخنرانی و گفتگو می یابد.گاهی گفتن تنها جوابی است می توان به تپش های قلب داد تا آرام شود .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید