امروز میخواستم یادداشتی بنویسم، اما نوشتنم نمیآمد. افکار خستهکنندهای داشتم که جز تهوع، حس دیگری را منتقل نمیکرد. پس در آزادنویسیهایم آنها را روی کاغذ بالا آوردم. مبرهن است، در پشنگههای استفراغذهنی هیچچیزی برای نوشتن نمیتوان یافت. بعد از یکسال و چندماه نوشتن و کاویدن روح و روانم، این روزها قلمم چسناله میکند و بوی گند میدهد. البته که من این بو را به فال نیک میگیرم، چون خاکطویلهای که وقتی مدتها روی هم تلنبار شدهباشد، قسمتهای زیرینش بوی تعفن بیشتری میدهد و باید بیل بیشتری بخورد. قلمم گندآوری شده و به همان قسمت متعفن رسیده که سالها روح و روانم را آزرده ساختهاست. اکنون میدانم تابآوریم میتواند واقعیتم را به من بازگرداند.
✍شهرزاد
@storyshahrzad