الهام·۸ روز پیشامروز از آن روز های بد استامروز از آن روزهایی است که زیادی بدم ، که مثل سگ در جهنم پشت میزم نشسته ام و منتظرم تا اولین نفری را که پیدا کردم بدرم . حقیقتا متاسف و خجا…
جیران کمالی اصل·۱۱ روز پیشچرا روزانهنویسی در روزهای سخت میتواند حال تو را بهتر کند؟اگر ذهنت شلوغ است و نمیدانی با این همه فکر چه کنی، شاید یک دفتر ساده بتواند آرامش بیشتری به روزهایت برگرداند. اینجا از تجربهی روزانهنویس…
الهام·۱۳ روز پیشکلاس درس مولانا ...چند روز پیش بود که چای خوش خوش رنگ و بویی که مامان برای عصر دم کرده بود را در یک لیوان بزرگ دسته دار ریختم و یک آبنبات کوچک هم از آنهایی که…
shahrzadstory·۱۴ روز پیشقلم گندآورامروز میخواستم یادداشتی بنویسم، اما نوشتنم نمیآمد. افکار خستهکنندهای داشتم که جز تهوع، حس دیگری را منتقل نمیکرد. پس در آزادنویسی…
حسام بصیرزاد·۱۶ روز پیشما هنوز نمردهایمدر زمستانیم؛ بیبرگ، شکننده، سرد. اما نمردهایم. منتظر بهاریم و همین انتظار ما را زنده نگه خواهد داشت.
الهامدرجرجیسِ نبی·۱۶ روز پیشمیخواهم برگردم ...میخواهم برگردمتمام جرئتم را جمع کنم و برگردم ، به تو ؟ نه اصلا ! اشتباه نکن ، حتی فکرش را هم نمیکنم . اگر یک بار دیگر در حالی که محو نگاه…
shahrzadstory·۱۷ روز پیشهوا میخواهمهوا میخواهمنمایشنامهی مرغدریایی، از چخوف را به تازگی تمام کردم. مقدمهای با تحلیل کامل داشت، علاقمندم کرد کتاب را چندبار بخوانم.در…
الهام·۱۷ روز پیشیک اعتراف بی اهمیت...امکانش هست چیزی بگویم ؟ همین جا که خودمانی مینویسم و میخوانیم ؟ آخر دارد خفه ام میکند .همچون زنجیری پیچیده است به گردنم و هر روزی که میگذر…