هانیه آصفی·۱ روز پیشاولین داستان کوتاهسرم چسبیده به آسمانهاست. از خود بیخودم امروز. از دیماه ۱۴۰۳ شروع کردم. نوشتن را میگویم. قبلا هم مینوشتم ولی نه جدی. اولین روز که میخوا…
الهام·۲ ماه پیشمیخواستم شکرگزاری کنم...امروز میخواهم شکرگزاری کنمهمانطور که مدت ها عادت داشتم هر شب در خلوت خودم این کار را انجام بدهم و ساعت ها با تو صحبت کنم از زندگی ام و تمام…
الهام·۲ ماه پیشاحتمالا بهتر بود بزرگ نمیشدمامروز را خانه بودم ، به لطف کسالت و مریضی سرکار نرفتم ، شنیدید که میگویند عدو سبب خیر شود . صبح که چشمانم را باز کردم میتوانستم احساسش کنم…
الهام·۲ ماه پیشفقط نفس بکشتوی اتاق خواب کوچیکش ، تو تاریکی ملایم ، روی زمین بدون حرکت دراز کشیده بود ، پاهاش دراز کرده بود و دست هاش کنارش روی زمین رها شده بودند و ک…
الهام·۲ ماه پیشمحبوبم اگر بودی ...حوالی ظهر روز گذشته بود که شروع کردم نوشته یکی از شما ویرگولی ها را بخوانم . دلنوشته ای بود از طرف دختری نمیدانم چند ساله اما خوش ذوق ، نام…
الهام·۲ ماه پیشامروز یه پسر بچه دیدمامروز یه پسر بچه رو دیدم.توی تاکسی ، روی صندلی شاگرد کنار پدر سن و سال دارش نشسته بود . احتمالا میتونست بچه ی آخرخانواده باشه .از اون ته تغ…
الهام·۲ ماه پیشحتی نمیتونم چیپس بخورممن الان گشنمه ، دلم غذا میخواد و برام مهم هم نیست که چه غذایی میخورم یه بسته چیپس هم کنارش میخوام .چیپس ساده چی توز . نمکی باشه ! همش مال خ…
الهام·۲ ماه پیشامروز پرفریب من۴امروز یکی از اون روزهایی بود که به شدت درگیر و در تلاش این بودم که اجازه ندم غم ، افسردگی وتنهایی راهی به زندگیم پیدا کنن . با تمام قوا تل…
الهام·۲ ماه پیشفرار ما را تنها تر خواهد کردنصفه شب شده بود و هنوز نتونسته بودم درست و حسابی وارد مرحله عمیق خواب بشم ، کامل بیدار نبودم اما هنوز خواب عمیق هم تجریه نکرده بودم . توی خ…
الهام·۲ ماه پیشبه اندازه کافی گریه نکردمچند روزی میشه که چیزی برای نوشتن و حرفی برای بیان کردن ندارم ، با موضوع دوم خیلی هم بیگانه نیستم ، به طور کلی تو دسته آدم های کم حرف و اعصا…