
انتخاب ساختار سازمانی صحیح یکی از مهمترین عوامل در موفقیت توانمندسازی تیم فناوری است. ساختار سازمانی باید به گونهای باشد که از استقلال، همکاری و جریان آزاد اطلاعات حمایت کند. در ادامه به تحلیل مدلهای مختلف سازمانی و تأثیر آنها بر توانمندسازی میپردازیم:
مدل ماتریسی:در مدل ماتریسی، کارکنان به صورت همزمان به دو یا چند مدیر گزارش میدهند: یک مدیر عملکردی (مثلاً مدیر بخش مهندسی) و یک مدیر پروژه. این ساختار با هدف ترکیب مزایای سازمانهای سنتی و پروژهمحور ایجاد شد. مزیت اصلی این مدل، تسهیل به اشتراکگذاری منابع و تخصص در سراسر سازمان است. به عنوان مثال، یک مهندس نرمافزار میتواند هم عضو تیم توسعه محصول باشد و هم به یک گروه تخصصی مهندسی در سطح سازمان تعلق داشته باشد.با این حال، مدل ماتریسی میتواند چالشهایی را نیز به همراه داشته باشد. تضاد در اولویتها بین مدیران مختلف، ابهام در نقشها و مسئولیتها، و نیاز به مهارتهای ارتباطی قوی برای مدیریت این پیچیدگیها از جمله معایب آن است. برای توانمندسازی در این مدل، نیاز است که مدیران به طور فعال با یکدیگر همکاری کرده و اطمینان حاصل کنند که پیامها و انتظارات به طور شفاف به تیمها منتقل میشود. همچنین، تعریف واضح مسئولیتها و اختیارات برای هر نقش حیاتی است تا از سردرگمی جلوگیری شود.
مدل چابک (Agile):مدل چابک که در دهههای اخیر محبوبیت زیادی کسب کرده، به طور ذاتی با مفهوم توانمندسازی سازگار است. در این مدل، تیمها به صورت خودگردان و چندوظیفهای (cross-functional) تشکیل میشوند و مسئولیت کامل یک محصول یا بخشی از آن را بر عهده میگیرند. این تیمها دارای اختیار تصمیمگیری در مورد نحوه انجام کارها، تخمین زمانبندی و انتخاب ابزارها هستند.مدل چابک بر ارتباطات چهره به چهره، بازخورد مداوم و تحویل incremental (افزایشی) تمرکز دارد. این امر به تیمها اجازه میدهد تا با سرعت بیشتری به تغییرات پاسخ دهند و محصولات را با کیفیت بالاتر و در زمان کوتاهتری ارائه دهند. مزایای این مدل شامل افزایش نوآوری، بهبود رضایت کارکنان و توانایی سازگاری سریع با تغییرات بازار است. با این حال، پیادهسازی موفق چابکی نیازمند تغییر فرهنگ سازمانی، آموزش مناسب و حمایت قوی از سوی رهبری است.
مدل گانگستری (Gangster Model – اشاره به تیمهای کوچک و مستقل):هرچند اصطلاح “مدل گانگستری” معمول نیست، اما میتواند به رویکردهایی اشاره داشته باشد که در آن تیمهای کوچک و کاملاً مستقل، با حداقل نظارت، بر روی پروژههای خاص کار میکنند. این تیمها معمولاً دارای اختیارات و منابع قابل توجهی هستند تا بتوانند به سرعت و با انعطافپذیری بالا، نوآوری کنند.این مدل شباهت زیادی به تیمهای “دو پیتزا” (Two-Pizza Teams) در آمازون دارد، جایی که اندازه تیم به حدی کوچک است که میتوان آن را با دو پیتزا سیر کرد (حدود 6 تا 8 نفر). مزیت اصلی این مدل، چابکی فوقالعاده، نوآوری سریع و کاهش بوروکراسی است. با این حال، چالش اصلی آن، اطمینان از همراستایی اهداف این تیمهای مستقل با استراتژیهای کلان سازمان و جلوگیری از سیلو شدن (siloing) دانش و تلاشهاست. برای موفقیت در این مدل، نیاز به رهبرانی است که به تیمها اعتماد کامل داشته باشند و به آنها فضای کافی برای انجام کارشان را بدهند، در حالی که در عین حال اطمینان حاصل کنند که اهداف کلان سازمان به وضوح ارتباط داده شدهاند.
انتخاب بهترین ساختار سازمانی به عوامل متعددی از جمله اندازه سازمان، پیچیدگی پروژهها، فرهنگ سازمانی و سطح بلوغ دیجیتال بستگی دارد. مهم این است که ساختار انتخابی، از تفویض اختیار، شفافیت و همکاری حمایت کند تا توانمندسازی تیم فناوری به بهترین نحو محقق شود.