
خداوند محور خلقت را فاطمه قرار داد؛ بانویی که پیش از آنکه مادر حسنین باشد، پیش از آنکه همسر امیرالمؤمنین باشد و حتی پیش از آنکه اُمّأبیها باشد، بنده خدا بود؛ خدایی که خالق ذرات عالم و گستره کهکشانهاست.
فاطمهزهرا (س) آفریده شد تا مادر ما باشد؛تا پناه دل بیقرار آدمی شود و روشنیبخش راه حقیقت.
وه که چه فخر و سعادتی نصیب انسان و فرزندانش شده است؛که با نور وجود این انسیّةُالحَوراء، صراط مستقیم برایش مُنوَّر گردد؛و همچون او، وجودش را در راه حقّانیت این مسیر، برای علی، خرج کند.
راه حقیقت، جز علی نیست و زهرا، ماهِ نورانی و بدرِ کامل این آسمان است.
مهریهاش آب بود؛ تا مهر و رحمتش همچون آب، تا زمانی که جهان برقرار است و انسان متولد میشود، در جان آدمیان جاری بماند.
پس آیا ممکن است صدیقهطاهره، آن که خداوند به خاطر محبت اوست که ذرات عالم را خلق کرده و روزی میدهد، ما را از برکت و نعمت نزولات آسمانی محروم بخواهد؟
اگر خدای فاطمه بخواهد، آنقدر باران میبارد که سیلِ محبت او و فرزندانش در دلها روان شود.
پس دست به دعا برداریم و از خدایی که کوثر را به پیامبر عطا کرد، طلب بارانی سرشار از خیر و برکت کنیم.
به نام و حرمت فاطمه، عاجزانه باران بخواهیم؛بارانِ رحمت، بارانِ برکت، بارانِ امنیت.
باران که ببارد، گوشهبهگوشه دلها شسته میشود،چنانکه کوچهبهکوچه این شهر غبارگرفته ... دشتهای خشک سرسبز میشوند؛ طبیعتِ خاموش به هیجان و جنبوجوش میآید؛
کودکان شاد و پیران امیدوار میگردند؛باران که ببارد، همه غمها شسته میشود ...
اما غمِ کوچههای مدینه چه؟ آن داغ، شاید با هیچ بارانی شسته نشود؛
تا زمانی که فرزندش ظهور کند ...
از چشمهسار دستان مهربان تو، مرگ نیز آبِ زندگی مینوشد؛ که عالم جز تو پناهی ندارد ...