ویرگول
ورودثبت نام
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گراینجا قرار است تو خوانده شوی، نه کتاب!
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گر
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

ماجرای دوم

برسید صبح برسید وقتی که تنها وقت اوست

هفت صبح قدم گذاشت به لابی هتل که دوست

همسرش بود در آن وَ مادرش بود و پدر

وقت آشنایی رسید و هِی سلام هایی بِدَر

بنده داشت شلوارکی جین و تیشرتی رنگ به رنگ

همسرِ رفیق به کت آبی و شلواری قشنگ

گفت سلام تو هستی آنکه صبحی اویم منتظر؟

گفت سلام بلی درست گویی و صبحت بخیر

گفت بِرِکفَست! اشاره کرد به میزی آن کنار

گفت که صبح خوردم و اکنون رَوَم سوی ناهار

یک تعجب در نگاهش بود و یک لحظه سکوت

گفت که این عجیب تر از هر چه عجیب در بَرَهوت

بنده کرد خنده، خنده، خنده کرد بنده

گفت شما نوش! اِگزَمِتون ساعت چنده؟

اِگزَمِی داشت ساعتِ دَه که تافل می گرفت

راهی صبحانه و دستمالِ گردن کرد سِفت

بنده در کنار آنها بنشست و گپ بِزَد

داد همه نشانی های شهر که آنها را سِزَد

ساعت رفتن و نزدیکی مقصد به هتل

شد دلیل یک سفر پیاده کِنشَست به دل

ولی دیر بود و دویدن واسه نصف راه چنان

شد دلیلی که جوانان هِی جوانیشان نشان

و دویدند سه طَبَق بالا به توی ساختمان

ولی دیر نشد و عِینِ وقت رسیدند به آن

مادر و پدر دم در توی کوچه منتظر

بنده برگشت و کنارشان نشست با مویِ فِر

آخر امتحان و تفریح به جاهایی ز شهر

روزی چند گذشت و حاضر به نتیجه و خبر

رفته بودند همگیشان مدتی از بنده شهر

بنده بود و شهر و آن برگه ی تافل و خبر

شد قرار که پُست کند به آدرسی در تلفن

بنده راهی بود ولی پس نامه کانَ لَم یَکُن

اما هیچ چیز نگفت و قول که ارسال بکند

کرد و ارسالِ خودش هم به کنارِ نامه زَد

یک هواپیما و یک بنده ی بی نام و نشُن

یک چمدان از دِ یونایتِد کالِرز آو بِنِتون

ماجرای سومی قسمت نابِ بعدی است

شاعر و داستان وِی تا آن زمان ولگردی است

از کتاب آهنگساز معامله گر

کتابتافلنامهشعرداستان
۲
۰
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گر
اینجا قرار است تو خوانده شوی، نه کتاب!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید