ویرگول
ورودثبت نام
وحید
وحیدتمرین نویسندگی میکنم. شاید روزی، جایی، نویسنده‌ای باشم.
وحید
وحید
خواندن ۲ دقیقه·۸ سال پیش

لیست

توقع داشتم ساغر سرم جیغ بکشد، گریه کند و زمین و زمان را فحش بدهد. اما فقط چند لحظه نگاهم کرد و بعد صدای تلوزیون را دوباره زیاد کرد تا ادامه فیلم کازابلانکا را ببیند. ایکاش سر و صدا راه می‌انداخت و بعد سرش را روی شانه‌ام می‌گذاشت و گریه می‌کرد، من هم در آغوش او گریه می‌کردم و کمی حالم بهتر می‌شد. اما او طوری به این خبر واکنش نشان داد که انگار من گفته‌ام که او دچار یک سرما خوردگی جزئی شده است.

بعد از فیلم کنارش روی کاناپه می‌نشینم و می‌پرسم: «ساغر جان، دوست داری راجع بهش صحبت کنیم؟» به من نگاه می‌کند و می‌گوید: «الان نه، لطفا یک دفتر و خودکار برام بیار و چند ساعتی تنهام بزار.» نه در صورتش و نه در صدایش نشانه‌ای از ترس نیست. دفتر و خودکار را برایش می‌برم و خودم هم به اتاقم میروم. سعی می‌کنم طوری وانمود کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است، برای همین لب‌تاپم را روشن می‌کنم. قصد دارم ادامه داستانم را بنویسم، اما فکر و خیال ساغر اجازه نمی‌دهد حتی یک خط بنویسم. لپ‌تاپ را خاموش می‌کنم و همینطور که به لوگوی لپ‌تاپ خیره شدم در بحر فکر و خیال غرق می‌شوم. بعد از یک ساعت با صدای ساغر فکر و خیال درمیام.

ساغر دفتر را به سمتم می‌گیرد و می‌گوید: «بگیرش و بخونش، یک لیست از کارهایی که دوست دارم در این مدت انجام بدم. فکر نمی‌کردم این همه کار برای انجام دادن داشته باشم، اما بخاطر وقت کمی که دارم اولویت بندی کردم.» یک لیست از کارهایی که قصد داشت انجام بدهد، جاهایی که قصد داشت برود و فیلم‌هایی که قصد داشت ببیند. ساغر قوی‌ترین آدم است که می‌شناسم، چند نفر در دنیا هستند با علم به اینکه کمتر از یک سال دیگر زنده‌اند در کمال خونسردی بنشینند و یک لیست از چیزهای مورد علاقه‌شان بنویسند. ساغر زن شگفت‌انگیز!

لیست را نگاه می‌کنم و با تعجب می‌پرسم: «مهم‌ترین کارت زنگ زدن به رییست و فحش دادن به اونه؟!» لبخند شیطنت آمیزی میزند و می‌گوید: « راستش اگر وضعم بهتر بود با ماشین زیرش می‌گرفتم، حالا اون تلفن را بده به من». وقتی رییس‌ از همه جا بی‌خبرش گوشی را برمی‌دارد و می‌گوید الو، ساغر فحش را به جانش می‌کشد. بعد از نیم ساعت دعوای تلفنی گوشی را روی کاناپه می‌اندازد و در حالی که یک نفس عمیق می‌کشد می‌گوید: «آخیش! اولین کار از لیستم را انجام دادم، خطش بزن لطفا!».

فکر نمی‌کردم ساغر این همه فحش بلد باشد و بتواند چنان بلند فریاد بزند که کبوترها از پشت پنجره آشپزخانه فرار کنند. اعتراف می‌کنم هنوز ساغر را کاملا نشناخته‌ام.



https://virgool.io/@vahidisme/%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%85%D8%B1%DA%AF-bdf4u70c2dvr
لیستفحشکبوترفریاد
۱۷
۵
وحید
وحید
تمرین نویسندگی میکنم. شاید روزی، جایی، نویسنده‌ای باشم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید