
مهر همیشه ماهِ شروع دوباره است؛ چه مدرسه و دانشگاه، چه عادتهای کوچک فراموششدهای مثل کتابخواندن و نوشتن.
در ویرگول هم مهر ۱۴۰۴ حال و هوای همین «بازگشت» را داشت. خیلیها بعد از مدتها برگشتند و دوباره نوشتند، کاربرهای ویرگول مسابقه نویسندگی برگزار کردند و خیلیها نخستین نوشتهی ویرگولشان را منتشر کردند و بعضیها هم مثل همیشه، نوشتن روزمرگیهایشان را ادامه دادند.
در این ماه، کاربران ویرگول در مجموع ۸۸۰۰ پست منتشر کردند. یعنی روزی حدود ۲۸۰ نوشته و هرکدام گوشهای از تجربه، خیال، یا دغدغه شخصیشان صحبت کردند.
اگر بخواهیم همهی این نوشتهها را روی هم بگذاریم، به عددی میرسیم نزدیک به پنجمیلیون کلمه؛ یعنی: ۵٬۰۸۴٬۰۶۳ واژه.
رقمی که در دنیای نوشتن کم نیست؛ معادل چیزی حدود پانزده جلد کتاب؛ اما در میان این حجم از واژهها، سه موضوع بیشتر از بقیه در ذهن نویسندهها چرخید:
نویسندگی، روانشناسی و فیلم و سینما.
شاید بیدلیل نباشد؛ این سه، دقیقاً همان مسیرهایی هستند که ویرگولیها با آنها خود را روایت میکنند: خلق، فهم و تماشای زندگی.
پستهایی که بیشترین زمان مطالعه را داشتند، همانهایی بودند که خوانندهها نمیخواستند زود تمام شوند. نوشتههایی که ریتم آرامتری داشتند و از آن جنس متنهایی بودند که میخواهی یک فنجان چای بریزی و تا آخر خط آخرش را بخوانی.
از آنطرف، محبوبترین پستِ ماه از نظر ذخیرهشدن (Bookmark) همان بود که بیشترین گفتوگو را هم بهدنبال داشت؛ پست مسابقه نویسندگی ۳ فصل عشق از خودنویس بود.
در میان نویسندهها، چند نام بیشتر از بقیه دیده شد. سید مهدار بنی هاشمی با ۵۰۵ کامنت در صدر گفتوگوها بود و بلافاصله بعد از او، حسین تقوایی با ۵۰۰ کامنت؛ گفتوگوهایی که نشان میدهند نوشتن در ویرگول تا چه حد میتواند تعاملبرانگیز باشد.
در مهر، نویسندههای قدیمی ویرگول، همچون رسول طارانی با ت دستهدار، مهرداد عابدینی و سید امین به نوشتن باز گشتند. از آنطرف، تازهواردهایی هم بودند که با اولین نوشتهشان حسابی دیده شدند؛ از جمله؛ علی، آذرگان و مأوا.
حالا وقت مرور یک ریزهکاری نویسندگی دیگهست… .
تصمیم گرفتیم در هر مرور ماهانه، دربارهی یکی از ریزهکاریهای نویسندگی زبان فارسی صحبت کنیم؛ چیزهایی که شاید در نگاه اول کوچک باشند، اما تفاوت زیادی در کیفیت نوشته ایجاد میکنند.
این ماه دربارهی گیومه و پرانتز حرف میزنیم.

بیشتر ما هنگام نوشتن از کوتیشنهای انگلیسی " " یا ' ' برای نقلقول استفاده میکنیم؛ چون سریعتر و در دسترستر در کیبوردمان هستن. اما در فارسی، نشانهی درست نقلقول، گیومهی فارسی « » است.
این تفاوت فقط ظاهری نیست. وقتی از گیومهی فارسی استفاده میکنیم، متنمان از نظر بصری تمیزتر و منسجمتر دیده میشود و خواننده حس نمیکند جمله از زبانی دیگر آمده.
برای مثال:
درست: او گفت: «نوشتن یعنی دیدن دوبارهی جهان.»
نادرست: او گفت: "نوشتن یعنی دیدن دوبارهی جهان."
علاوهبراین، گیومه فقط برای نقلقول نیست. میشود با آن، واژهای را در بارِ نخست برجسته کرد یا معنای خاصی را نشان داد؛ مثل اینکه میگوییم: نوشتن در ویرگول شروع یک «گفتوگو» است، نه تنها یک متن!
اما پرانتز ( ) قصهی دیگری دارد.
کارش توضیح دادن است، نه نقلقول. هر وقت خواستیم جملهای را کمی شفافتر کنیم یا نکتهای فرعی بنویسیم، پرانتز همانجا بهکار میآید.
مثلاً در جملهی «ویرگول (،) نشانهی مکث کوتاه است.» پرانتز کمک میکند تا علامت را بدون گسستن جمله معرفی کنیم.
یادت باشد که در نگارش فارسی، پرانتز باید چسبیده به محتوای درونش نوشته شود و بعد از پرانتز بسته، فقط یک فاصله بیاید.
نه بیشتر، نه کمتر.
در نهایت، تفاوت واضح است:
گیومه برای نقلقول است، پرانتز برای افزودن توضیحات بیشتر به متن یا جمله. هرکدام جای خودشان را دارند و با رعایت همین جزئیات، متنِ ما حرفهایتر و چشمنوازتر میشود.
اگر از نوشتههای ماه گذشتهتان یکی را باز کنید، فکر میکنید چند درصد مواقع از گیومه و پرانتز درست استفاده کردهاید؟
مهر با همهی نوشتهها، گفتگوها و کشفهایش تمام شد، اما ماجرا ادامه دارد. ماهی تازه در راه است و همراهش یک مسابقهی جدید برای نویسندهها داریم.
آماده هستید؟ فکر میکنید موضوعش دربارهی چیست؟ منتظر شنیدن حدسهای شما هستیم.
ویرگول
جایی برای خواندن و نوشتن!