چند وقتی بود که یکی از پروژه هام رو مدام عقب مینداختم و انجام نمیدادم. کم کم متوجه شدم عقب انداختن اون پروژه باعث شده دشواری انجام دادن اون تسک برام چندین برابر بشه. برای همین کنجکاو شدم بیشتر در این باره بدونم و تصمیم گرفتم نتیجه تحقیقاتم در این زمینه رو با شما هم به اشتراک بذارم.
اهمالکاری یعنی به تعویق انداختن کارهای مهم و انجام دادن کارهایی که چندان مهم نیستند. در روانشناسی مفهومی داریم با نام تقویت منفی، این ساز و کار به این شکله که زمانی که شما یک تنش ناخوشایند رو رفع می کنید، مغزتون تقویت میشه این کار رو مدام انجام بده یعنی با هر بار عقب انداختن، مغز یک پاداش فوری میگیرد («فعلا راحت شدم»)، و اسه همینه که اهمالکاری عادت موردعلاقه مغز انسانه!
بعضی از روانشناس ها اهمالکاری رو یک اعتیاد میدونن که پایه اش به اجتناب از فشار بر می گرده. میدونید مشکل از کجا شروع میشه؟ مغز ما به صورت ذاتی میدونه باید از چیزهای اضطراب زا و ترسناک فرار کنه، این روش وقتی یه گرگ یا یه دزد دنبالتون میکنه جواب میده اما وقتی از کارهای اضطراب آور زندگیتون فرار می کنید خطر رفع نمیشه بلکه افزایش پیدا میکنه به این شکل که الان یه تسکی رو انجام نمیدی و ماه دیگه با خطر اخراج رو به رو میشی!
جالبه بدونید اهمالکاری فقط با اضطراب همراه نیست بلکه با احساس گناه و عذاب وجدان هم همراه میشه به همین جهته که فشار هیجانی منفی و بالایی با اهمالکاری به روان آدم وارد میشه.
ما چند نوع اهمالکاری داریم:
اهمالکاری ناشی از بی حوصلگی: تو این نوع از اهمالکاری فرد انگیزه و دوپامین لازم برای انجام یک کار رو نداره و ارزش ادراک شده اون کار اون قدر براش پایینه که ترجیح میده اصلا براش انرژی نسوزونه. تو این روش بالا بردن ادراک فایده مندی از یک تسک کمک میکنه به این شکل که تسک مورد نظر رو با ارزش های زندگی گره می زنیم تا فرد متوجه اهمیت و ضرورت اون بشه. همین الان این سوال رو از خودتون بپرسید: انجام دادن کاری که دارم براش اهمالکاری میکنم چه فایده پنهان و آشکاری برای من داره؟
اهمالکاری ناشی از اضطراب: اهمالکاری شما رو در یک چرخه معیوب گیر میندازه! به این معنی که اضطراب باعث اهمالکاری میشه و اهمالکاری باعث اضطراب بیشتر و اضطراب بیشتر باعث اهمالکاری بیشتر! تو این معضل بهتره از خودتون دو تا سوال واضح و شفاف بپرسید: انجام دادن این کار باعث چه خطراتی میشه؟ مثلا ممکنه خوب انجامش ندم، ممکنه از پسش برنیام و انرژیم هدر بره یا... و انجام ندادن این کار باعث چه خطراتی میشه؟ مثلا ممکنه توبیخ بشم یا نمرم رو از دست بدم. اگه شفاف باشید و این موارد رو روی کاغذ بیارید مغزتون متوجه خطرات عمده حاصل انجام ندادن اون کار میشه.
اهمالکاری ناشی از افسردگی: اگر افسرده باشد اصلا دلتون نمیخواد کاری انجام بدید. مدت ها تو تخت میمونید و نوشخوار فکری میکنید، هیچ چیزی بهتون لذت نمیده و همه کارها بیش از حد سخت به نظر میان. تو این موقعیت روانشناس ها از تکنیک فعالسازی رفتاری استفاده میکنن یعنی کارها رو برای فرد به دو دسته کارهای تسلط بخش و کارهای لذت بخش تقسیم میکنن، کوچکترین اقدامات رو تشخیص میدن و از فرد میخوان بیبی استپ هایی در مسیر برداره که باعث فعال شدن دوباره سیستم انگیزه میشه.
اهمالکاری ناشی از فرسودگی: اگر مدت هاست که بی وقفه و بدون استراحت از خودتون کار می کشید، مغز برای حفظ تعادل شمارو دچار کمبود انرژی میکنه تا مجبور بشید استراحت کنید، تو این جور موقعیت ها بیماری های جسمی هم زیاد اتفاق میوفته چون بدن شما مدت ها دچار فشار بوده و سد سیستم ایمنی شکسته. راه حلش هم ساده است لطفا استراحت کنید!
اهمالکاری ناشی از خشم: اگه شرایط شما رو عصبانی کرده باشه و به شکل مستقیم نتونید خشم خودتون رو بروز بدید، راهبرد مغز ایجاد مقاومت و خشم منفعل پرخاشگر برای دفاع از خودش و بازیابی آزادیه. تو این شرایط باید یاد بگیرید جرئتمندانه عمل کنید و پیرامون خواسته های نابه جا مرز بذارید. اگر امکان مرز گذاشتن رو نداشتید میتونید پذیرش رادیکال رو امتحان کنید. به مغزتون بگید همینه که هست و تغییرش هم نمیشه داد، حالا من چه کاری میتونم انجام بدم؟
یادتون باشه اهمالکاری مسئله ساده ای نیست و اجزای پیچیده روانی در ساز و کار اهمالکاری نقش دارن! اگر اهمالکاری باعث مشکلات زیادی در عملکرد روزانه شما شده جلسات مشاوره و کوچینگ کمکتون میکنه. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه جلسه های ترمیم و رشد فردی با بنده میتونید از طریق طریق آیدی تلگرام @M0shavereh_admin با من در ارتباط باشید.