یــکتا🌾·۲۰ روز پیشداستان های مردم_«عشق از نگاه مامان بزرگ»داستان های مردم_«عشق از نگاه مامان بزرگ»مادرجون داشت سبزی پاک میکرد ، منم کنارش نشسته بودم ، تربچه و تره رو پاک کردم اما مادرجون خیلی ازم…
یــکتا🌾·۲۰ روز پیشداستان های مردم_قسمت دومداستان های مردم_ قسمت دومسوسک بدشانساولین بار بود که میرفتم سراغ پادکست هایِ سروش صحت.همینطور که داشتم کتابارو مرتب میکردم، پادکست رسید…
یــکتا🌾·۲۰ روز پیشداستان های مردم _قسمت اولداستان های مردم- قسمت اول-این داستان: از غذاهاش خوشم نیومد!«این داستان، متن ادبی نیست.»تو یِ جمعی، یهو فاز نصیحت برداشتم، صدامو صاف کردمو ب…
یــکتا🌾·۲۰ روز پیشداستان های مردم - قسمت اولداستان های مردم- قسمت اول-این داستان: از غذاهاش خوشم نیومد!«این داستان، متن ادبی نیست.»تو یِ جمعی، یهو فاز نصحیت برداشتم، صدامو صاف کردمو…
یــکتا🌾·۲۰ روز پیشمقدمه؛ هدف این صفحه چیست؟سلام.پشت هر کدام از این متن ها، احساساتِ آدم های مختلف پنهان شده اند.هر داستان، یک بار اتفاق افتاده است.من، معتقد هستم که ما آدم های کره خ…
یــکتا🌾·۲۰ روز پیش«ایوانِ سرنوشت»آسمانِ زندگی من، درست در ساعت چهار صبح تابستان گیر کرده بود! نَه ساعت چهار و پنج دقیقه میشد که آسمان آرام آرام پنجره اش را باز کند و گلدان…