ویرگول
ورودثبت نام
Yasaman Matin
Yasaman Matinشاید روزهای آینده بخوانم/بخوانیم و از جهلم بوجد بیام یا که از تدبیرم در هر دو صورت من مسوولم که آگاه بشم و آگاهی بدم ! اینجا همه چیز رو با این پیش فرض مینویسم و میخوونم .
Yasaman Matin
Yasaman Matin
خواندن ۵ دقیقه·۷ سال پیش

با علم عالمانه رفتار كنيم !(تاثیر سیستم آموزشی روی تخصص)


تکراری : مقدمه :این روایتی از قدم هایی که من دارم برمیدارم برای این که متمرکز تر و در نتیجه متخصص تر بشم تو جوزه خودم . در حال حاضر به چیزی که میخوام نرسیدم هنوز و این متن یک نسخه پیچی نیست بلکه تلاشیست برای همفکری با آدم هایی که شاید جلوتر یا عقب تر از من هستند . این متن به صورت مداوم به روز رسانی میشه و نظرات موافق و مخالف شدیدا مورد استقبال واقع میشوند . :)

من در سیستم آموزشیی تحصیل کردم که اصلا با خلق و خوی من سازگار نبود . به کثرت شنیدم که هیچی نخواهم شد و وای به حال جامعه ای که نسل آینده اش من و دوستانم باشیم . در کلاس هایی درس خووندم که اگر یه نفر حواسش پرت میشد هیچ وقت جرات نداشت بلند شه و بگه ببخشید من بنی بشرم و یه لحظه حواسم پرت شد میشه این تیکه رو لطفا دوباره توضیح بدین ؟ یا اصن حواسمم پرت نشد ، خوبم گوش دادم ولی نفهمیدم ! ایده آل کلاس هایی که من توش درس خووندم این بود که دانش آموز ساکت و صامت صاف بشینه ، جلو رو نگاه کنه تا زنگ بخوره . حتی خاطرم هست معلمی داشتم که دست زیر چونه گذاشتن رو ممنوع کرده بود .

نتیجه این رفتار ها این بود که وقتی به خودم اومدم دیدم من اصلا برای علم به مدرسه نمیرم به دانشگاه هم . هدف اولیه اصلا دانش و سواد نبود ، تو چهارچوب گنجیدن بود . دانشگاه که رفتم تونستم اگه سر یه کلاسی دوساعت کامل نشسته بودم پاشم برم بیرون یه قهوه بخورم و یخورده راه برم بعد برگردم سرکلاس . اگه نفهمیدم دستم رو بالا بگیرم و از استاد بخوام که توضیح بده و سوال هام رو هم با سعه ی صدر بپرسم ذره ذره همین باعث پیشرفت تحصیلی من شدم و خوش و خرم تر میرفتم دانشگاه و میومدم . مهم ترین دستیافته ام تو این دوران این بود : برعکس چیزی که همه فکر میکنند این سطح سواد نیست که باعث اعتماد بنفس میشه بلکه اعتماد بنفس و نترسیدن از بلد نبودن كه منجر به كنجكاوى و پرسش ميشه و فرد با اعتماد بنفس رو ترغيب ميكنه كه چون باور داره به قدر يادگيريش و ترسى از احمق و خنگ خطاب شدن نداره به سمت افزايش سواد بره.

اگر بهبود سطح آموزش برای دیگران براتون دغدغه ست ، ساده ترین کمک اینکه قضاوت نکنین ! اگر سرکلاس زبان جلسه دهم یکی پرسید ببخشید بعد از A چه حرفیه تو الفبا ؟ برنگردید مات و مبهوت نگاش کنین و بگید اوه تو خیلی شوت میزنی . شاید اون سوال یه تلنگر بوده باشه برای یادگیری کسی و شما با نگاه و رفتارتون نابود کرده باشین اون اشتیاق ریز برای یادگیری رو . جدای از همه اینا بعنوان همکلاسی یا معلم یا استاد وظیفه ما قضاوت کردن سطح شوتی دانشجو ها نیست ! بلکه افزودن دانش و علم هر فرد هست که مهم ترین هدف هر کلاس و موسسه و دانشگاهیه . امتحان و امثالهم صرفا وسیله های ابتدایی اند که زاده ذهن بشرند . اینکه اون سوال جواب داده بشه یا نه بسته به حوصله جمع و استاد داره ولی استاد موظفه درصورت پاسخ کامل ندادن رفرنس مناسبی در حد فهم هر دانشجو جدا معرفی کنه ، میتونه کتاب مرجع باشه میتونه یه ویدیو یوتیوب باشه ولی مهم اینکه "شخصی سازی" جزو اهداف باشه .

حالا سه تا نکته که سر خودم اومده و سد راهم شده تو بازه های مختلف رو میخوام اینجا بنویسم و از ته قلبم آرزو کنم که برای کسی پیش نیاد چون تو طولانی مدت میتونه باعث ضربه اساسی تو فرآیند یادگیری کل عمر یک انسان بشه .

1- از افرادی نباشیم که در یادگیری اگر پیش رو هستیم دیگران رو احمق فرض کنیم چون از ما کند ترند در سرعت یادگیری و از افرادیم که خودشون رو به خاطر هوش برتر میدونند تا حد ممکن دوری کنیم . علمی نیست که نتیجه گیری کلی کنم ولی من به شخصه غالبا این برخورد رو از افرادی که در مرکز استعدادی خاص تحصیل کردند یا بعضی دانشگاه های خاص میبینم که بنظرم در ایران بیشتر مصداق تبعیضند تا پیشرفت علمی. این عزیزان خواسته یا ناخواسته قربانی هستند و برخلاف اونچه که خودشون فکر میکنند افق های دیدشون خیلی محدوده حتی اگه بتونن اعداد 6 رقمی رو با سرعت نور در هم ضرب کنن . هرکس بسته به ظرف وجودی خودش از علم لذت میبره و محدود کردن این حق به خودمون یا افراد خاص داخل اخلاق انسانی نیست .

2- از "بلدنیستم " نترسیم . خیلی خوبه که آدم بتونه صادق باشه در معقوله آموزش و مهم ترین و اولین قدم برای من روزی بود که پذیرفتم علی رغم اینکه مثل بلبل فلان زبان رو حرف میزنم ولی تو گرامرش یه جاهایی میلنگم در مسايل ابتدایی پس من با اینکه روزی 10 نفر ازم تعریف میکنن استاد این زبان نیستم و نباید با طناب تعریفای بقیه برم تو چاه.

3- جنسیتی نکنیم قضیه آموزش رو . مخصوصا در زمینه های مهندسی من پسر هایی رو تو دانشگاه دیدم که دخترا رو احمق فرض میکردند و دخترایی که جرات ابراز جواب هاشون رو حتی نداشتند چون مطمئن بودند جواب پسر ها به سوال استاد درسته . راستی تاحالا توجه کردین وقتی تو یه جمع سوال میپرسید بیشتر کسانی که داوطلب میشن جواب بدند مونثند یا مذکر ؟

در نهایت امر الان تو این لحظه به این نتیجه رسیدم که میتونم سال های گذشته رو تقصیر سیستم آموزشی و معلم های کم سواد بزارم ولی از امروز به بعد رو نه ! اینترنت با سرعت قابل قبولی دارم و کتابفروشی های تو همسایگیمن که با قیمت خوب میتونم چیز هایی که میخوام رو بخرم .

به زودی یه پست میزارم و منابع رایگان یا قیمت مناسبی که برای یادگیری میشناسم رو معرفی میکنم . اگه شما هم نظری دارید کامنت ها دست و پنجولتون رو میبوسند :)

خودشناسیبهره‌وریسلامت روانی
۱۲
۲
Yasaman Matin
Yasaman Matin
شاید روزهای آینده بخوانم/بخوانیم و از جهلم بوجد بیام یا که از تدبیرم در هر دو صورت من مسوولم که آگاه بشم و آگاهی بدم ! اینجا همه چیز رو با این پیش فرض مینویسم و میخوونم .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید