*این پست اصلا جنبه هیچی ندارد و صرفا نوشته شده برای مستندکردن قسمت نیمچه سرگرمی زندگی یک جوان دهه هفتادی در طول یک هفته . یک هفته ای که سعی کرده کمی با کیفیت تر بگذره.
این روز ها خیلی فکر میکنم که چقدر اطلاعات روزمره به مغزمون میدیم و ازون طرف چقدر خوراک به روحمون میدیم . این دو تا شاید بهم بی ربط باشند ولی تو زندگی من بالانس بین این دوتاست که تعیین میکنه من حالم خوبه یا بد . مثلا میتونم همواره 7 روز هفته صبح تا شب برم دوره های آموزشی ببینم و سرم رو از درس بلند نکنم، این ور اونور پروژه بگیرم هزار تا و خودم رو خفه کنم ولی نتیجه اش این میشه که شدیدا میرم تو خودم و اگر کسی بخواد باهام معاشرت کنه بداخلاق و پرخاشگر میشم .
این هفته نهایت سعیم رو کردم که این بالانس رو حفظ کنم و در عین اینکه مدام داشتم محتوای آموزشی به خورد خودم میدادم و از مغزم تو حوزه ای که میخوام کار میکشیدم خیلی حواسم هم جمع بود که اوقات خالیم رو چطور پر میکنم . چه فیلمی میبینم ، چی گوش میدم و کجا میرم و درضمن ازونجایی که کل هزینه هایی که برداشته شد زیر 10 هزار تومن بود خواستم به اشتراک بزارم این یک هفته ام رو .
اون چیزی که به خورد چشم هام دادم :
یک مستند بینظیر از آرش لاهوتی به اسم "آبی کمرنگ" . این مستند در مورد زندگی کنونی جانبازان اعصاب و روان در یکی از بیمارستان های روانی کشور بود و با تمام فیلم ها و مستند های جنگ بهتر بود با اینکه حتی یک صدای شلیک هم در این فیلم شنیده نشد و هیچ تلاشی برای اینکه به قصد احساسات بیننده رو برانگیخته کنند صورت داده شد . اگر احساسات بیننده تحریک شد فقط و فقط به واسطه عریانی واقعیت بود و این دقیقا همون چیزیه که یه مستند باید انجام بده . این مستند رو میتونین قانونی رایگان در شبکه مستند ببینین . (اینجا)

و درضمن به این نتیجه رسیدم که نیازی نیست همه فیلم هایی که میبینم سنگین و مفهومی باشه چون میفتم تو منجلابی به اسم : "من روشنفکر هستم چون با متریال روشنفکر گونه خودم رو احاطه کردم ."و جدای ازینا من اصلا زندگی پیچیده ای ندارم ، برای همین تصمیم گرفتم یه سریال ایرانی از شبکه خانگی رو دنبال کنم که اتفاقا خیلی هم بازیگرای مطرحی مثل نیکی کریمی داره . یه چیز مثبت دیگه اینکه برعکس سریال های صدا و سیما که خیلی شخصیت پردازی های سیاه و سفید داره این سریال با شخصیت های خاکستری بیگانه نیست و همین باعث میشه بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم . در کل بنظرم از سریالای ترکی هم یک هیچ جلوئه از خیلی نظرها.خب این شما و این سریال جدیدی که دنبال میکنم : ----------ممنوعه-----------
میتونین ازینجا بصورت قانونی دانلودش کنین و قیمت هر قسمت از 3500 تومن هست .

اون چیزی که به خورد گوش هام دادم :
این قسمت مورد علاقه هفته ام شد . از طریق اینستاگرام با یه پادکست آشنا شدم به اسم The AR Podcast که متعلق به آقایی به اسم "علی روزخش" ولی نمیدونم چرا ولی به زبان اینگلیسی هست . از یه طرف خوبه چون که باعث میشه زبان آدم هم یه تقویتی بشه و از یه طرف هم یخورده گوش براش عجیبه دونفر که به فارسی مسلطن و تو تهرانن اینگلیسی حرف بزنن . (حالا شاید خواستن مخاطب های غیرایرانی هم جلب کنن ) بگذریم ولییی قسمت جذاب ماجرا شخصی بود که باهاش مصاحبه شده بود تو این قسمت پادکست ...لنا وفایی . هم بنیان گذار "پیاده" . تو این پادکست جدا از اتفاقاتی که برای پیاده داره میفته از واسبتگیی که ما تهرانی ها با شهرمون داریم و اتحاد بین مون میشنویم ، از بلاهایی میشنویم که سر شهر های مختلف اومد به بهانه ی پایتخت عوض کردن سلسله های مختلف و در آخر قضیه هم یه بخش پرسش و پاسخ قرار داده شده بود که یه ریزه کلیشه میشد اما بازم لوس لوس نمیشد . این پادکست رو به رایگان میتونین از طریق اپلیکیشن Podcast برای iOS یا از طریق اینجا با iTunes روی ویندوز و مک و حتی روی اکانت یوتیوبشون (اینجا)بشنوید .
*نکته منفی این پادکست کیفیت صدای خیلی ضعیفش هست .

و بعنوان حسن ختام میخوام از گالری گردی کودکانه ای بگم که رفتم :
خب ، به احتمال خیلی زیاد شما هم شنیدین که گالری هدایت این روزها کلسکسیون مجسمه های مینیاتوری تن تن رو از پاریس به تهران آورده و کلی هم عکس جذاب ازین گالری تو رسانه های اجتماعی دست به دست میشن . راستش منم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و یه روز شال و کلاه کردم رفتم گالری هدایت . انتظارم این بود که یه تعداد کثیری تن تن مینیاتوری ببینم و مثل همه گالری هایی که سری مجسمه داستان دار با سابقه برای ارائه دارند کلی هم از نوشته های در و دیوار بخوونم و راجع به تن تن و دلایل محبوبیت و امثالهمش بخوونم . خب راستش ناامید شدم یه ریزه . ساختمون گالری بینظیر بود ، همینطور وسایل دکوری داخل سالنش ولی از تن تن اونقدر مجسمه های جذاب انگیزی نبود . البته پشیمون نیستم که رفتم ولی دلم میخواست اون دیواری که برای نقاشی بچه ها در نظر گرفته شده بود برای بزرگسال ها هم قابل استفاده میبود . کلا یه خورده اصالت قویی نداشت فضا . به چشم من یه چیز درهم و برهم بود که نهایت 15 دقیقه سرتون رو گرم میکنه و بعدش باید برین کافه که اون همه راهی که کوبیدین اومدین تا اونجا هدر ندره . به هرحال تجربه ست و از گذروندن یه بعداز ظهر کسل کننده تو خونه جلوگیری میکنه . ما که ممنونشونیم .
