روز میلاد شما منتظر تر از همیشه ام

گفتم کمی صفحات ذهنم را ورق بزنم
برای روزهای نبودنت حرفی جز سکوت نزنم
ولی نشد
گفتم بیایم و به نشان دوست داشتنت
فقط به خاطر تولدت دستی بر قلم بزنم
میدانید
دلم آمده بود که انتظار بکشد
خاک زیر پای شما را بر دو دیده کشد
خیلی کوچک بودم که مادرم میگفت
هست امامی و دلمان انتظار دیدن ایشان را میکشد
دلم ندیده بود شما را ولی دوستتان میداشت
دلم ندیده شما را هنوز ولی دوستتان میدارد
تولدتان مبارکمان، مبارک همه دنیا
تولدتان نور باران باد بر همه دنیا

(این شعر هم حس قشنگی داشت نوشتم اینجا بمونه )
تو همچو بوی محبت زپشت پنجره ها
درون ذهن شقایق خطور خواهی کرد
نگاه شوق و امیدم به آن دم صبحی است
که خاک را به قدومت چو طور خواهی کرد
