ویرگول
ورودثبت نام
Zahra
Zahraاینجا یک جرعه از حقیقت می‌نویسم چند جرعه از شراب ناب مغز می‌نوشم و سرمست از نوشتن پرواز میکنم
Zahra
Zahra
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

گندمزار، مزرعه ی با شکوه خیال

هر دانه گندم یک خاطره

من عاشق مزرعه ام

عاشق قدم زدن بین خوشه های گندم

عاشق تلالو خورشید درست به وقت طلوع

عاشق انعکاس نور طلایی خوشه های گندم به سمت آسمون

من عاشق مزرعه ام

عاشق تک تک مورچه ها و گنجشکهاش

عاشق بوی خاک نم زده

عاشق هوای پاک

عاشق آرامش و سکوت شب های مزرعه

عاشق ستاره های آسمونش

من عاشق مزرعه ام

عاشق بیل وکلنگ

عاشق کامیون و خاور

عاشق تولید

من عاشق مزرعه ام

عاشق شخم زدن زمین

عاشق کاشتن دونه های گندم

عاشق آب یاری دونه ها و دیدن رشدشون

عاشق درو کردن محصول

من عاشق مزرعه ام

عاشق کاشت داشت برداشت

عاشق زحمت کشیدن برای دیدن محصول دسترنج

عاشق فراوانی محصولی که برکت خداست

من عاشق مزرعه ام

عاشق مراقبت کردن از خوشه ها

عاشق تکوندن هر خوشه بعد از رسیدن و دیدن دونه هاش

عاشق قدم زدن میون انبوهی از گندم

....

دلم لک زده برای دیدن و تجربه کردن

دلم تنگ شده برای تک تک دونه های گندم کندو خونه آقا جون

دلم تنگ شده برای شعر خوندنامون دست زدن هامون اصلا دور هم خندیدن هامون

همین ...

خدا جون مراقب همه آدم هایی که اومدن پیش خودت باش 💔

عاشقمزرعهستارهخیال
۱۷
۶
Zahra
Zahra
اینجا یک جرعه از حقیقت می‌نویسم چند جرعه از شراب ناب مغز می‌نوشم و سرمست از نوشتن پرواز میکنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید