ویرگول
ورودثبت نام
نقاش واژه ها
نقاش واژه هالطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

ماه و خورشید

نویسنده سحر احمدی 88 تاریخ ۹ دی ۱۴۰۴

تاریکی و روشنایی ،مثل سرعت رعد و برق روبروی چشمانش می گذشت.

خورشید از ماه هر موقع میخواست خواستگاری کند ، با ابرهای پفکی ارغوانی مورد علاقه ماه، تا بخواهد لب باز کند دیگر هیچ کدومشان در غروب زرد و براق آسمان روبروی هم نبودند . زیرا فرصت را خورشید از دست داد.

اما ماه در پنهانی شب در میان ابرهای خاکستری و آبی رنگ، لحظه دیدار طلایی آفتاب را فراموش نمی کند. تنها فقط نفس میکشد که بوی بستنی توت فرنگی مورد علاقه اش از ابرها بلند می شود.و فشارش هنوز از دیدار آفتاب می افتد.

و از ابرهای شیرین طعم میخورد که نمی رد از دوری او

عشق
۳۱
۲۴
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
لطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید