ویرگول
ورودثبت نام
زینب نظری
زینب نظریگرافیست جامعه شناس!
زینب نظری
زینب نظری
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

۵۰ نامه برای ۵۰ سال؛ مروری بر انیمه وایولت اِوِرگاردن

خلاصه داستان:

وایولت اورگاردن یک انیمه سریالی است که در سال ۲۰۱۸ توسط استودیو Kyoto Animation منتشر شد. این انیمه داستان زندگی وایولت اورگاردن، یکی از سربازان ارتش را روایت می‌کند که از کودکی به عنوان یک سلاح آموزش دیده و فاقد هرگونه عواطف و احساسات انسانی است. وایولت در جریان جنگ تحت سرپرستی گیلبرت افسر مافوق خود قرار می‌گیرد و در یک عملیات به شدت مجروح شده و هر دو دست خود را از دست می‌دهد، زمانی که در بیمارستان به هوش می‌آید متوجه می‌شود که گیلبرت در جریان جنگ مفقود شده است.

دو دست مصنوعی به جای دست های واقعی برای او جایگزین می‌کنند و او که دیگر قادر به جنگیدن نیست به یک شرکت پستی می‌رود و کار با ماشین تحریر را یاد می‌گیرد، سپس با نوشتن نامه هایی که توسط سفارش دهندگان مختلف به او سپرده اند شهرت زیادی کسب می‌کند...

۵۰ نامه برای ۵۰ سال

در یکی از قسمت ها، وایولت برای کار به خانه‌ی زن جوانی می‌رود که به تنهایی از دختر کوچکش نگهداری می‌کند. زن از بیماری صعب العلاجی رنج می‌برد و فرصت چندانی از زندگی برایش باقی نمانده است.

وایولت حدود یک هفته در خانه زن می‌ماند و روزها از صبح تا شب مشغول نوشتن نامه ها می‌شود.

در این ميان؛ دختر کوچولو نیز از اینکه نمی‌تواند وقت بیشتری را با مادر خود سپری کند ناراحت و عصبانی است...

وایولت نوشتن نامه ها را به پایان می رساند و خانه زن را ترک می‌کند. زن جوان کمی بعد رفتن وایولت به خاطر عود کردن بیماری فوت می‌کند و دختر کوچولو در نهایت با پرستار خود به تنهایی بر سر مزار مادرش حاضر می‌شود.💔

اما ماجرای نامه ها؟

کمی بعد مشخص می‌شود که زن جوان در آن یک هفته سفارش نوشتن ۵۰ نامه را به وایولت می‌دهد و به یک شرکت پستی می‌سپارد تا در ۵۰ سال بعد، هر سال و در روز تولد دخترش یک نامه از طرف او برایش پست کنند، نامه هایی که بیانگر عواطف، محبت و حسرت و آرزوهایی است که یک مادر از نبودن در کنار فرزندش حس می‌کند.

انیمه در ادامه نمایی از سی و اندی سال بعد را نشان می‌دهد، دختر کوچولو به زن جوان و محققی تبدیل شده است که اکنون خود یک دختر نوجوان دارد و به خاطر شغل خود کمتر به خانه می‌آید.

نامه ها همچنان در روز تولد دختر کوچولو که اکنون زن بالغی شده است، پست می‌شوند اما زن جوان توجهی چندانی به آنها نمی‌کند!

دختر نوجوان از بی توجهی مادر خود به نامه های وایولت و مادربزرگ خود شگفت زده و سردرگم است و این نامه ها برای او به سوژه جالبی مبدل می‌شوند...

جهان رنج های ما!

بار اول که انیمه وایولت اورگاردن را تماشا کردم یک جعبه دستمال کاغذی تمام شد! انقدر گریه کردم که چشم هایم کم سو شده بود! و ۵۰ نامه تنها یکی از اپیزود های آن بود!

راستش را بخواهید، ماجرای ۵۰ نامه آن اول ها خیلی برایم جالب بود، حتی ایده پیدا کردن شرکت پستی که بتوان اینچنین سفارشی به آن داد هم به سرم زد!

خیلی جالب است که انسان بتواند حتی پس از مرگش هم برای عزیزانش یادگاری به جا بگذارد...

اما این روزها بیشتر با دختر کوچک همدری میکنم و حس و حال آن را بیشتر درک میکنم...

چیزی که آن دختر بچه به آن احتیاج داشت نامه نبود! او به مادری احتیاج داشت که حتی اگر زمان اندکی هم شده دقایق پایانی عمرش را با او سپری کند، نه اینکه بنشیند و برای آینده نامه بنویسد!

شاید آن نامه ها در آینده به عامل خشم دخترک مبدل شدند و هیچ نکته جالبی در آنها برای او وجود نداشت!

این خشم سوگواری را یک بار در فوت عزیزی تجربه کرده ام، اینکه چرا آدم ها برای ما باقی نمی‌مانند و این قضیه در ید اختیار هیچ کدام از ما هم نیست، خیلی ناراحت کننده است.

انیمهسوگواری
۱۷
۱۳
زینب نظری
زینب نظری
گرافیست جامعه شناس!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید