
زینب شاهدی Shahedi.zeynab@gmail.com
در مقاله قبلم درباره عذرخواهی صحبت کردم و گفتم وقتی در یک رابطه، یکی از دو نفر کاری میکند که باعث آزردگی طرف مقابل میشود یا به او آسیب میرساند، باید چطور عذرخواهی کند تا عذرخواهی خالصانه بهشمار بیاید و بتواند به طرف مقابل نشان دهد که مساله قابل بخشش است.
توصیه منِ مشاور را بپذیرید و بدانید که برای تجربه رابطه و ازدواجی موفق، لازم است با بخشش بهعنوان یک مهارت آشنا باشید و جنبههای مختلف آن را بشناسید. در این مقاله میخواهم درباره بخشش و چند و چون آن صحبت کنم و ببینیم بخشش اصلا به چه معناست و به چه صورت اتفاق میافتد.
زمان هیچ چیز را برطرف نمیکند
ما آدمها در روابطمان اشتباه زیاد میکنیم. اشتباهات ما ممکن است باعث ناراحتی و آزردگی خاطر طرف مقابلمان شود و یا به او آسیب برساند. وقتی به این ناراحتی یا آسیب توجهی نکنیم و به حال خودش رهایش کنیم، هرگز خودبخود برطرف نمیشود و در رابطه بین ما دو نفر فاصلهای ایجاد میکند که فقط با عذرخواهی و بخشش پرشدنی است.
به تجربه دیدهام که بسیاری از زوجها بهویژه پس از گذشتن مدتی از آغاز رابطه این مساله را نادیده میگیرند و فکر میکنند دیگر نیاز نیست برای هر چیز کوچکی عذرخواهی کنند و ببخشند، ولی نمیدانند همین فاصلههای کوچک کمکم آنها را بهاندازهای از هم دور میکند که دیگر حتی نمیتوانند صدای هم را بشنوند. بنابراین، اگر رابطه برایتان مهم است هیچ چیز را به دست زمان نسپارید.
عذرخواهی مقدمه بخشش است. در واقع وقتی ما از کسی معذرت میخواهیم داریم از او درخواست بخشش میکنیم. در مقاله قبل درباره عذرخواهی گفتم که یک عذرخواهی خالصانه چند مرحله دارد: پدیرش اشتباه، ابراز پشیمانی، جبران کردن، تکرار نکردن اشتباه، و در نهایت طلب بخشش. عبور از این مراحل و انجام عذرخواهی خالصانه به این معنا نیست که بخشش اتفاق افتاده است. در واقع تا اینجای کار تازه به سر خط بخشش رسیدهایم، که خودش ماجراها دارد!
وقتی میگوییم «بخشش»، دقیقا از چه چیزی حرف میزنیم؟
برداشت بسیاری از ما از بخشش برداشت اشتباهی است. بسیاری از ما وقتی از کسی درخواست بخشش میکنیم در واقع از او طلبکاریم و معتقدیم چون ما غرورمان را شکستهایم و عذرخواهی هم کردهایم، پس دیگر او باید ما را ببخشد و اگر این کار را نکند آدم خوبی نیست.
ولی بخشش واقعی این حرفها را نمیفهمد. بخشش اتفاقی است که باید در ذهن و جان فرد رخ دهد و اگر مسیر درست خودش را طی نکند، به معنای واقعی شکل نگرفته و صرفا به یک اعتراف سطحی و واژههایی بیروح خلاصه میشود که برای دلخوشی ما به زبان آورده شده است.
فرض کنیم شما کاری کردهاید که باعث زخمی شدن بدن طرف مقابل شده است. شما به اشتباهتان پی بردهاید، از این کارتان ابراز پشیمانی کردهاید، قول دادهاید که جبران کنید و دیگر تکرار نشود، و بعد هم از او خواستهاید شما را ببخشد. از این نقطه به بعد دیگر به خود او بستگی دارد که بخواهد شما را ببخشد یا نه. این تصمیم او احتمالا به این بستگی دارد که:
- شما این کار را دانسته انجام دادهاید یا ندانسته؟ مثلا آیا با چیزی به او حمله کردهاید تا ضربه بزنید، یا ندانسته و در هنگام کار با ابزاری این اتفاق افتاده است.
- عذرخواهی شما با توجه به شرایط، چقدر حقیقی و از صمیم قلب است و آیا پشیمانی و تاسف شما برای او واقعی بهنظر میرسد یا نه.
- کار شما چقدر جبرانپذیر است؟ شاید شما عذرخواهی خالصانه کرده باشید، ولی آن زخم هنوز سر جایش است و درد دارد. ممکن است زخمی که ایجاد کردهاید زخمی سطحی باشد که بهسادگی و بهزودی ترمیم میشود، یا ممکن است زخمی عمیق و دردناک ایجاد کرده باشد که گذشتن از آن به این سادگی ممکن نباشد.
- چقدر برای جبران کارتان خالصانه تلاش کردهاید؟ بسته به بزرگی و عمق اشتباه و آسیبی که وارد کردهاید، جبران کارتان سنگینتر میشود. اگر تلاش شما برای جبران متناسب با میزان آسیبی باشد که ایجاد کردهاید، بخشش آسانتر میشود.
وقتی به این صورت به ماجرا نگاه میکنیم، بخشش رنگ و روی دیگری به خود میگیرد و دیگر نمیتوان به سادگی درباره آن حرف زد. در واقع فرایند بخشش میتواند بر حسب شرایط، چالشهایی در بر داشته باشد که به وقوع پیوستن آن را مشکل کند. برای اینکه ذهنتان درباره بخشش روشنتر شود، باید چند سوءتفاهمی را که درباره این پدیده وجود دارد در ذهنتان از بین ببرید.
بخشش، فراموشی نمیآورد
گاهی ما انتظار داریم وقتی بهخاطر اشتباهمان عذرخواهی کردیم و بخشیده شدیم، دیگر هرگز اثری از آن اتفاق باقی نماند. ولی واقعیت این است که مغز ما همه چیز را ضبط میکند و نمیتوان چیزی را از آن پاک کرد.
بنابراین، چه زمانی که خودمان کسی را میبخشیم و چه زمانی که مورد بخشش کسی قرار میگیریم، این انتظار که دیگر قضیه را فراموش کنیم انتظار نادرستی است.
اگر ماجرا دردناک بوده باشد و بار عاطفی آن قوی باشد، حتی ممکن است تا سالها هر بار که به یاد آورده میشود درد و ناراحتی را با خودش بازگرداند. در بسیاری از موارد، مانند بیوفاییهای زناشویی، فرایند بخشش فرایندی طولانی است که ممکن است بازگشتهای زیادی در آن رخ دهد و اگر زن و مرد میخواهند به چنین فرایندی تن دهند باید صبر و تحمل کافی برای روبرو شدن با این مساله را داشته باشند که زخم ایجاد شده ممکن است چندین بار سر باز کند و نیاز به ترمیم داشته باشد یا جای آن برای همیشه باقی بماند.
بخشش، همهچیز را بر نمیگرداند
در مثالی که درباره آسیب زدن به بدن کسی گفم، فرض کنید این آسیب به اندازهای شدید باشد که طرف مقابل عضوی از بدنش را برای همیشه از دست بدهد. شما هر قدر هم که بخواهید عذرخواهی خالصانهای انجام دهید و برای جبران آن تلاش کنید، نمیتوانید کاری را که با زندگی طرف مقابلتان کردهاید جبران کنید.
وقتی آسیب جبرانناپذیر باشد، بخشش بسیار دشوار میشود و ممکن است فرد نتواند به این سادگی با آن کنار بیاید. در این شرایط اگر بخشش بدون باور قلبی و واقعی رخ دهد ممکن است فرد پس از مدتی به دلیل بار عاطفی سنگینی که این جریان برایش ایجاد کرده دوباره به عقب برگردد و همهچیز را پس بزند. به همین دلیل است که ما در اولین گام باید حواسمان را بهخوبی جمع کنیم تا به دیگران آسیب نرسانیم.
بخشش به خودی خود رابطه را بازسازی نمیکند
وقتی یکی اشتباه و عذرخواهی میکند و دیگری میبخشد، کار بزرگی انجام شده؛ اما هنوز رابطه نمیتواند به چیزی که قبلا بود برگردد.
مثلا در زوجینی که خیانت بین آنها اتفاق افتاده، پس از بخشش تازه ماجرای ترمیم و بازسازی رابطه آغاز میشود. برای چنین زوجهایی، بازسازی اعتماد در رابطه حرف اول را میزند. بعد از این، مدتها زمان لازم است تا دوباره رابطه به حالت قبل برگردد (اگر اصلا بتواند برگردد).
بنابراین، اینطور نیست که شما از کسی عذرخواهی کنید و او هم شما را ببخشد و دوباره همهچیز گل و بلبل شود. اما اگر رابطهتان پس از بخشش همان رابطه قبل نشد، ناامید نشوید و این را بدانید که گذر زمان اگرچه نمیتواند همه چیز را حل کند، ولی کمتاثیر نیست و میتواند رابطه شما را به سمت بهتر شدن پیش ببرد. ضمن اینکه الان شما تجربه شیرین بخشیدن یا بخشوده شدن را در تاریخچه رابطهتان دارید که خودش قدرت عظیمی در معنا دادن به آن خواهد داشت.
ببخشید و بیارامید، اما زیادهروی نکنید!
بخشش یکی از فضیلتهای انسانی است که از نظر اخلاقی همواره به آن توصیه شده است. یکی از دلایل اینکه به ما توصیه میشود بخشش داشته باشیم این است که انسان بودنِ انسانها را بپذیریم و بدانیم همه ما ممکن است روزی اشتباه کنیم.
وقتی اشتباهات دیگران را میبخشیم، باعث میشویم آنها هم بهتر بتوانند اشتباهات ما را ببخشند.
دوم اینکه بخشش باعث آرامش خود ما نیز میشود. دنیا گاهی برای ما پر از نامهربانی میشود و اگر بخواهیم همه این نامهربانیها و غصهها را به شکل کینه در خودمان نگه داریم، از درون متلاشی میشویم. بنابراین، بخشش و گذشت کردن در درجه اول به سود خود ما است.
اما باید توجه داشت که بخشش هم مانند هر چیز دیگری باید حساب و کتاب داشته باشد. اینطور نیست که چون بخشش خوب است، ما مدام بیانصافیهای دیگران را نسبت به خودمان ببخشیم و به آنها اجازه بدهیم دوباره و چندباره به ما آسیب برسانند.
گاهی لازم است دیگران را ببخشیم، اما رهایشان کنیم و از آنها فاصله بگیریم تا دوباره به ما آسیب نرسد.
در بخشش هم اگر زیادهروی شود، ممکن است فرد از آن سوی بام بیفتد و یا آنقدر به خودش فشار وارد کند که روزی منفجر شود و همه چیز را با خودش از بین ببرد. پس طبق ظرفیت خودتان و با در نظر گرفتن همه جوانب، ببخشید و از معجزه بخشش در زندگیتان بهره ببرید. ❤
با ارادت،
زینب شاهدی