اینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبتبار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحهها رجوع کنید!
حتما مطالعه شود
دوستان خوبم سلام
قصد داشتم این پست رو حوالی ظهر براتون بنویسم، اما فراموش کردم.
جسته گریخته اطلاع دارید که حال من بد شده. اما این وضعیت به قدری وخیم هست که من فردا راهی آسایشگاه هستم تا دوباره بستری بشم.
میدونم که خیلی از شما به یادداشت های روزانه من محبت دارید و تراوشات ذهن بیمار من رو میخونید.
پست ها تا به امروز آپدیت نبوده و مربوط به روزهای قبل بود. از نوشتههایی که دارم سه یا چهار تا باقی مونده تا پستها بروز باشند. سعی خودم رو میکنم طی یکی دو روز آینده اونها رو براتون پست کنم که نوشتههای آسایشگاه رو بتونید در همان روز بخونید تا از حال من خبر داشته باشید.
ضمن اینکه لطفا نگران من نباشید در آسایشگاه جای من امنتر از هر نقطهای در این جهان است.
ممنونم از محبتهایتان و همه شما را از دور میبوسم و برایتان بهروزی آرزومندم.
ششم بهمن ۱۴۰۴
در جستجوی محبت
شروع زندگی شغلی من!
اضطراب