دختری در فنی
سوتی نوشت
خب بنده عمیقا گیج هستم.
چندساعت پیش بعد یه مکالمه طولانی با اقای ب که میگفت جزوه فلاس درس رو برام عکس بگیر بفرست و منم قسم و آیه که جزوه منم پیشم نیست، تصمیم گرفتم پیام بدم به حسین و بگم جزوه مو که دستته نده به کسی.
خب اینکه دلیل این خباثت از کجا میاد و اینا رو بیخیال....الان میخام یه چیز دیگه بگم.
تو گروه پاورالک در پیامرسان وزین و پرکاربرد بله نگاه کردم و خیلی زود ایدی شو پیدا کردم و دو دقیقه بعد تر این پیامو فرستادم " فلانی به کسی نگی جزوه واعظ رو من دادم به تو ها. عکسم برای کسی از روش نگیر" و بعدترش چون فکر کردم احتمالا کافی نبوده سطح تهدیدم ادامه دادم "وای به حالت اگه بفهمم جزوه رو دادی:)"
و خب سریع هم سین خورد.
حالا بیاید به نیم ساعت قبل...
خوشحال و خندان داشتم دوباره بله رو شخم میزدم و از تکنولوژی لذت میبردم که یهو دیدم عههههه حسین که همیشه با تیر متوقفش میکنی تو پیاما سین زده و هیچی نگفته. با خودم گفتم نکنه اشتباه کردم اند گس وات؟
بنده با گیجی تمام به جای اون به دکتر عین که اسم اونم حسین ئه پیام داده بودم و تهدیدش کردم که جزوه مو نده به کسی.
و خب در نهایت به این نتیجه رسیدم که لعنت به استادی که با اسم کوچیک تو گروه عضو میشه و بیشتر لعنت به خودم که نفهمیدم آیدی این دو نفر تو یه حرف فرق داره.
خواستم بگم بعد نه ده روز یادم رفته بود چطور استفاده کنم از پیامرسان ها و در اولین فرصت پیاممو دوطرفه پاک کردم و از گروه لفت دادم و حتی اکانتم رو هم پاک کردم.
امیدوارم دکتر عین هیچ موقع نفهمه من بودم و اگرم یه روزی فهمید داور رساله ام نشه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
فاجعه های اینجانب
مطلبی دیگر از این انتشارات
حرف بزنیم؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
والا چه عرض کنم؟