این افراد انتشارات یک فنجان شعر؟ را دنبال میکنند:
هدیه هستم
_مهره ای گُم در صفحه شطرنج الهی
یه آدم که تنهاییهاش رو با کتاب و قلم تقسیم میکنه، عاشق فلسفه، دین، تاریخ...
بار واژگانی را به دوش میکشم که به تازگی سقط کردهام و هنوز خون است که از من میرود
شاید یک نویسنده
مرا در منزل جانان چه امن عیش؟
کاملا نامعلوم و کمی معلوم
نویسندهام؛درگیرِ فکر، واژه و سکوت.
در ویرگول مینویسم تا شاید کسی، جایی میان سطرها، خودش را پیدا کند.
آنهایی که جوهر قلمشان خشک شد اما همچنان نوشتند؛
با خون دلشان...