گفتگو هایی با موضوع دوست، دوستی و رابطه.

سلام و درود! ساعت ۷:۰۵ دقیقه ی صبح یکشنبه ست و اومدم 《دوست》رو توصیف کنم و توضیح بدم. البته به لطف مکالمات کامنتی با آقای حمید مصیبی.



آقای مصیبی:

نمی‌دونم جواب این سوال رو میدونی یا نه. من خودم از اونجایی بودم که جوابی براش نداشتم، اما میخواستم بفهمم.
وقتی میگی دوست داشتن، یعنی چی؟ دوست داشتن که فقط به این نیست که لفظی به یکی بگی دوستش داری. دوست داشتن از جنس رابطه است که تو این رابطه، تو یه سری احساسات مشخص در قبال طرف مقابلت داری و از طرف دیگه، حاضری یه سری اعمال مشخص رو با اون فرد انجام بدی.
به نظرت بین دو فرد باید چی باشه تا بشه گفت همدیگه رو دوست دارن

من:

واقعا هیچ توضیحی به جز چیزی که شما گفتی برای دوست داشتن به ذهنم نمیرسه
به نظرم دوست داشتن چون درجه بندی داره و اون چیزی که بین شون باید باشه فرق داره
گاهی یک رابطه ی کامله
کاهی هم فقط یک پشتیبانی متقابل برای شرایط سخت
ولی واقعا با اینکه میتونم حس کنم که چیه نمیتونم توضیحش بدم

آقای مصیبی:

دوستی یه رابطه است که توش دو نفر در عین حال که به هم بند شدن، آزادند. در دوستی تو برای آزادی خودت، خودت رو به یکی بند می‌کنی.
اما درسته که طیف داره. از دوستی های ساده شروع میشه تا حد نهاییش که عشق باشه.
البته این جواب هم کامل نیست.
من خودم هم یه زمان درگیر این بودم که بفهمم دوستی چیه.

باز هم آقای مصیبی:


در مورد دوست، چیزی که فهمیدم، دوست کسیه که میتونی جلوش خودت باشی. مسائلت رو بریزی بیرون. کسیه که حداقل یه مسأله مشترک باهاش داشته باشی و بتونی با هم در موردش صحبت کنی. یا کسی که نگاهش به زندگی مثل نگاه تو به زندگی باشه.
هر کدوم زندگی خودش رو داره، اما در عین حال، یه وجه مشترک با هم دارند که میتونند به خودشون بگن ما. با این تعریف، یه همکار هم دوست به حساب میاد. اعضای خانواده دوست هستند. اما مسأله درجه دوستیه. اینکه چقدر با هم اشتراک دارند.
به نظرم یه کاری کن. اگه از این به بعد به یکی گفتی دوستش داری و دیدی داره ازت فاصله می‌گیره، بشین در مورد این موضوع باهاش صحبت کن. اول ازش بپرس چرا فاصله افتاده. ببین مساله چیه و نظر خودت رو در مورد چرایی این فاصله بگو. بعد خودت رو قشنگ تبیین کن که چرا همچین حرفی زدی.
این وسط باید حواست باشه که بحث چطور پیش میره. اگه تمایلی به بحث نداشت، زیاد اصرارش نکن. ولش کن بره. بحث اخلاقی نیست، هر کسی نمیتونه با هر کسی بجوشه.

پایان مکالمه


دوست در شعر ها:

سعدی:

دوست آن دانم که گیرد دستِ دوست
در پریشان حالی و درماندگی
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست
باز هم سعدی! (به صورت کامل تر)
باز هم سعدی! (به صورت کامل تر)

مولوی (مولانا جلال‌الدین محمد بلخی) :

چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوش ست چون دوست در اوست از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

در رپ:

دیدی هرکی دورته رفیق پولاته
یه روزی اگه بخوری زمین میشی زود باطل《سجادی》
اون که تو شرایط ضروری‌ت حاجی
گذاشت و موند کنارت بگو بش رفیق
بقیه آشنا ن، همین.
تو فهرست شونی واسه ی کار داشتنی
حالا یه لیوان آب خواستنی، میگن دریا گِل شده و آبشار کویر...
《شایع》



جمع بندی:

دوستی در چند جمله قابل توصیف نیست. مشابه عشق است، در ابعاد و اندازه ای متفاوت و تفاوت آن با عشق این است که چیزی به اسم عشق یک طرفه وجود دارد ولی دوستی یک طرفه وجود ندارد، باید دو طرفه باشد که بتوان نام دوستی را رویَش گذاشت. دوستی هم طیف و درجه‌بندی دارد، هم حد و مرز ولی عشق حد و مرز نمی شناسد. دوستی یک رابطه ی متقابل است که در آن هر دو نفر وجوه مشترکی دارند: یک کتاب می خوانند، یک بازی را بازی میکنند، به یک مدرسه می روند، محل کارشان یکسان است، سلیقه شان در موسیقی مشابه است و... . هرچه این وجوه اشتراک بیشتر باشند، رابطه ی دوستی می تواند عمیق تر شود‌. البته به خواسته ی آن دو نفر هم بستگی دارد که عمیق بشوند یا خیر. دوست کسی ست که پیش او نقاب از چهره برداری و بدون ترس با عیب هایت قدم بزنی؛ پیش او کاملا خودت باشی، البته این برای دوست عمیق و صمیمی است. بر اساس طیف و سطح و نوعِ دوستی، توقعاتی از یکدیگر دارید. نمیتوانی از کسی که در صف نانوایی یا در خیابان با او صحبت کرده ای؛ توقع داشته باشی در شرایط سخت تو را پشتیبانی کند، اما از یک دوست چندین ساله می توان این توقع را داشت و در نهایت هم، 《استثناء قاعده است》 یعنی رفتار این دوستان را باید در شرایط استثنائی مورد بررسی قرار داد و در شرایط سخت و استثنائی باطن و افکار افراد آشکار می شود.

دانلود ربط
دانلود ربط



در آخر هم پیشنهاد یا انتقادی اگر داشتید کامنت کنین

موردی هم بود که به نظرتون جا انداختم یا بهتره اضافه کنم هم کامنت کنین تا به پست اضافه ش کنم♡