اصلاح جمهوری اسلامی؟

ملّت و مملکت ایران دهه هاست که گرفتار مشکلات مختلف در مسائل و زمینه های مختلف هست. واضحه که منشأ ویا قدمت بعضی از این مشکلات، به اعصار و ادوار تاریخی پیشین قبل از انقلاب ۵۷ و ظهور جمهوری اسلامی برمی گرده. امّا از اونجایی که الان در حال حاضر حکومت فعلی حاکم بر ایران جمهوری اسلامیه؛ بحث هم حول محور مشکلات ایران و ایرانیان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی قرار داره.

بعضی مشکلات کنونی، از بدو ظهور جمهوری اسلامی، یا بر اثر ظهور جمهوری اسلامی، یا به عنوان میراث قدیمی حکومت سابق قبل از جمهوری اسلامی وجود داشته. تعدادی از این مشکلات قدیمی، دائمی نبوده و بالاخره در نهایت رفع شده به طوری که امروز دیگه گرفتارشون نیستیم. امّا تعداد دیگه ای از مشکلات حداقل تا امروز تداوم داشته و داره. تجمیع و تداومِ جمیع این مشکلات باعث بروز نارضایتی و همچنین مخالفت خیلی از مردم به خصوص در این چندین سال اخیر شده. بعضی آمار های داخلی حاکی از نارضایتی بیش از % ۹۰ درصد جمعیت هست. شاهد بودیم که همیشه حتی در راهپیمایی های حکومتی حتی حامیان رژیم هم بعضاً به وجود مشکلات و به نارضایتی خودشون و بقیه اذعان کردن. مثال بارزش همین راهپیمایی ۲۲ دی چند روز قبل. ظاهراً این راهپیمایی مذکور، توأم با یه قطعنامه ی ابراز نارضایتی و تأکید بر لزوم رفع مشکلات هم بوده. پرسش های متعدّدی هم از حامیان رژیم در این راهپیمایی مذکور صورت گرفت. فحوای کلام اکثر حامیان رژیم که مورد پرسش و خطاب قرار گرفته بودن این بود که بله مشکلات وجود داره و ماها هم واقف و قائل به این واقعیت تلخ هستیم و مثل همه ناراضی هستیم؛ امّا نه وجود مشکلات و نه نارضایتی، هیچ کدوم قیام و انقلاب کردن رو توجیه و تجویز نمی کنه و نباید واکنش و بازخورد مردم، قیام و انقلاب باشه. در ضمن وفاداری محض بی قید و شرط ماها به کلیّت و نفس و اصل رژیم، همیشه تا ابد برقرار و مطلق و دائمی و خدشه ناپذیر هست.

بنابراین هیچ شکّ و تردیدی در وجود مشکلات و نارضایتی و همچنین مخالفت آحاد و اقشار مردم درکار نیست. البته همیشه حتی از بی عیب و نقص ترین حکومت ها هم برخی مردم ناراضی بودن و هستن و خواهند بود و رضایت کامل و محض و مطلق صددرصدی تک تک افراد جامعه از یه حکومت محاله. جمهوری اسلامی در بدو ظهور و در طول دهه ی ۶۰ هجری شمسی، مقبولیت و محبوبیت فراگیر و چشمگیر باورنکردنی داشت. اکثر مردم بی اعتنا به مشکلات و بی اعتنا به معایب و مفاسد و مظالم و مناقص جمهوری اسلامی، دیوانه وار شیفته و شیدای جمهوری اسلامی بودن. عاشقانه و خالصانه دوستش داشتن. استقبال میلیونی از روح الله خمینی هنگام ورودش به ایران و رأی مثبت آری حداکثری به جمهوری اسلامی در رفراندوم فروردین ۵۸ و تشییع جنازه ی میلیونی روح الله خمینی در سال ۶۸ هجری شمسی که تراکم و ازدحام جمعیتش باعث له شدن چند نفر زیر دست و پا و خفگی چند نفر وسط توده ی جمعیت و وقوع شوک در چند نفر به خاطر همهمه شد؛ حاکی از علاقه به جمهوری اسلامی در حدّ پرستش بود. امّا به مرور زمان و به خصوص در طول دهه های بعدی، هم مشکلات و هم نارضایتی مردم کم کم افزایش تدریجی پیدا کرد. جمهوری اسلامی در همون دهه ی ۶۰ هجری شمسی هم ناراضی و مخالف داشت امّا کثرت و تکثیر ناراضیان و مخالفینش از دهه ی ۷۰ هجری شمسی به بعد ناگهان بارز و تصاعدی شد. این نارضایتی و مخالفت الان در حال حاضر نسبت به گذشته حداکثریه و از همیشه بیشتر شده.

همزمان و به خصوص از دهه ی ۷۰ هجری شمسی به بعد، جریان اصلاح طلبی هم به تدریج شکل گرفت و بعداً قوّت گرفت. جریان اصلاح طلبی، اعم از احزاب اصلاح طلب داخلی درون ایران و دخیل در رژیم هست. هم شامل افراد و اقشار اصلاح طلب هست و هم شامل طرز تفکّر اصلاح طلبی و ایده ی اصلاح و مکتب یا مکاتب اصلاحات هست. هم شامل اصلاح طلبان ساکن و مقیم ایران هست و هم شامل اصلاح طلبان خارج از ایران هست. هم شامل اصلاح طلبان دارای تعامل و تعاون با رژیم هست و هم شامل اصلاح طلبان مستقل و مجزا و منفک از رژیم هست. هم شامل اصلاح طلبان تئوکرات و ایدئولوگ هست و هم شامل اصلاح طلبان سکولار هست. هم شامل اصلاح طلبان ملایم و خفیف حداقلی یا به قول معروف "میانه رو" هست و هم شامل اصلاح طلبان رادیکال و شدید حداکثری یا به قول معروف "تندرو" هست. اصلاحات باب میل و مدّنظر این اصلاح طلبان رادیکال مذکور، اصطلاحاً موسوم به "گذار" یا "تحول" یا "انقلاب در بالا" یا "انقلاب از بالا" یا "اصقلاب" هست. به همین دلیل خودشون بعضاً به خودشون "گذار طلب" یا "تحول خواه" می گن. دو اصطلاح "انقلاب در بالا" یا "انقلاب از بالا" هم اوّلین بار در یادداشت محسن رنانی به نام "سقوط" در واکنش به قیام زن زندگی آزادی ۱۴۰۱ معروف شد. محسن رنانی عقیده داشت( و قاعدتاً هنوز هم داره ) که ادامه ی این مسیر تقابل و تعارض و تضاد و تنافی بین رژیم و جامعه در نهایت منتهی و منتج و منجر به وقوع یه انقلاب کلاسیک مثل انقلاب ۵۷ می شه. محسن رنانی این قبیل انقلاب های کلاسیک مثل انقلاب ۵۷ رو "انقلاب در پایین" یا "انقلاب از پایین" معرّفی کرد. محسن رنانی چون اصلاح طلب بود؛ خطاب به جمهوری اسلامی توصیه کرد که برای ممانعت و اجتناب و احتراز از وقوع چنین انقلاب کلاسیکی در پایین و از پایین، خودش دچار انقلاب در بالا و انقلاب از بالا بشه. اصطلاح "اصقلاب" هم انگار تلفیق و ادغام من درآوردی دو کلمه و لغت و لفظ "اصلاح" و "انقلاب" هست یعنی حدّ واسط بین اصلاح و انقلاب. مافوق اصلاح و مادون انقلاب. فرا تر از اصلاح و فرو تر از انقلاب. شدید تر از اصلاح و خفیف تر از انقلاب. تمام این اصطلاحات فوق الذکر یعنی استحاله. استحاله ی جمهوری اسلامی. استحاله هم یعنی تغییر و تعویض ماهیت. مثلاً تبدیل چوب به خاکستر مصداق استحاله محسوب می شه. جسمی که قبلاً چوب بود یعنی ماهیت چوب داشت؛ حالا الان دیگه کاملاً و کلاً به یه چیز تازه و جدید دیگه تبدیل شده و ماهیت تازه و جدید خاکستر پیدا کرده. ماهیتش عوض شده. دگردیسی برخی حیوانات مثلاً دگردیسی کرم به پروانه هم شبیه استحاله ست. کرم تبدیل به پروانه می شه. البته در علم جانورشناسی چون ژنوم یعنی DNA و گونه ی جانوری کرم و پروانه عیناً واحد و ثابت و یکسانه و فقط کالبد و جسمشون فرق می کنه؛ استحاله به معنی تغییر و تعویض ذات درکار نیست. بعداً در ادامه ی همین متن، موضوعیت و اهمیت این نکته ی مهم که ذات عوض نمی شه ذکر می شه. گذارطلبان یا تحول خواهان می گن جمهوری اسلامی کرم هست و ایران و ایرانیان پروانه می خواد. امّا به جای اینکه بیاییم مثل انقلاب ۵۷ این کرم رو له کنیم و بکشیم و جسدش رو بسوزونیم و خاکستر جسدش رو تو هوا پخش کنیم تا کلیّت و نفس و اصل موجودیت و ماهیتش به کل از هستی ساقط بشه و از صفحه ی روزگار پاک بشه و بعدش از نو یه پروانه ی تازه و جدید نوظهور و نوپا خلق کنیم؛ بخوایم که خود این‌ کرم شخصاً به اون پروانه تبدیل بشه. یا مثلاً می گن جمهوری اسلامی چوب هست و ایران و ایرانیان خاکستر می خواد( تصوّر کنید به فرض خاکستر از چوب بهتره. ). امّا به جای اینکه بیاییم مثل انقلاب ۵۷ این چوب رو کنار بذاریم و دور بندازیم و بعدش از نو یه مشت خاکستر تازه و جدید نوظهور از یه جای دیگه ی متفرّقه تهیه کنیم؛ بخوایم که خود این چوب آتیش بگیره و به اون خاکستر تبدیل بشه. البته گذارطلبان و تحول خواهان خیلی متکثّرن. برخی هاشون همونطور که شرح داده شد عملاً اصلاح طلب محسوب می شن امّا برخی هاشون عملاً انقلاب طلب یا سرنگونی طلب یا به قول جمهوری اسلامی، برانداز محسوب می شن. اصلاح طلبان ملایم و خفیف یا به قول معروف میانه رو هم همون اشخاصی از قبیل خاتمی و اقشاری از قبیل روزنه گشایان( که خودشون متکثّرن ) و احزابی از قبیل حزب کارگزاران سازندگی هستن. اعتدالگرایان و اشخاصی از قبیل روحانی و لاریجانی هم حداقل اخیراً بیشتر در زمره ی اصلاح طلبان در نظر گرفته شدن؛ تا اصولگرایان.

البته اصلاح طلبی مورد بحث در این متن عام تره و غیر از جناح اصلاح طلب اون دوگانه ی معروف "اصلاح طلب_اصولگرا" هست. حتّی شامل خیلی از اصولگرایان هم می شه. در واقع خیلی از اصولگرایان و حامیانشون در جامعه، ناراضی و واقف و قائل به وجود مشکلات هستن و تمایل دارن مشکلات رو با تصحیح امور رفع کنن. مثلاً حزب اللهی ها و ولایی ها مایل بودن که با ریاست جمهوری اصولگرایانی از قبیل رئیسی و جلیلی، معیشت و اقتصاد بهبود پیدا کنه و تقویت بشه. بنابراین تمایل به "تصحیح جمهوری اسلامی" بین تمام حامیان جمهوری اسلامی از رادیکال ترین اصولگرایان تا رادیکال ترین اصلاح طلبان مشترکه. فقط درمورد مصادیق ، موارد ، مکانیسم ، طرق و انحاء ، ... اختلاف نظر دارن. فرضاً به عنوان مثال یه نفر می گه تصحیح جمهوری اسلامی در مسئله ی سیاست خارجی باید روی برگردوندن از شرق و روی آوردن به غرب باشه‌. یه نفر دیگه برعکس می گه تصحیح جمهوری اسلامی در مسئله ی سیاست خارجی باید روی برگردوندن از غرب و روی آوردن به غرب باشه. یه نفر ثالث هم می گه تصحیح جمهوری اسلامی در مسئله ی سیاست خارجی باید تعادل و توازن بین این دو مورد مذکور و همچنین تفاهم و تعامل و تعاون موزون و معتدل همزمان با غرب و شرق به موازات هم باشه. ولیکن مقصود غایی و اصلی و اساسی همه، تصحیح جمهوری اسلامی هست. رفع مشکلات جمهوری اسلامی و رفع مشکلات ملّت و مملکت تحت حاکمیت جمهوری اسلامی. البته با یه شرط. جاودانگی و ابدیت کلیّت و نفس و اصل موجودیت جمهوری اسلامی( ولو ماهیتش متحوّل بشه ). عدم سقوط و اسقاط کلیّت و نفس و اصل موجودیت جمهوری اسلامی. عدم جایگزینی یه حکومت تازه و جدید دیگه مثلاً شاهنشاهی مشروطه ی پهلوی به جای جمهوری اسلامی. اختلاف و مرز بین اصلاح طلبان عام و انقلاب طلبان یا سرنگونی طلبان یا براندازان، همینجاست. انقلاب طلب مایل به وقوع انقلاب کلاسیک در پایین و از پایین، عیناً کپی برابر اصل انقلاب ۵۷ هست. برخی انقلاب طلبان می خوان آلترناتیو پساانقلابی، جمهوری سکولار دموکراتیک مثل سیستم حکومت آمریکا و فرانسه و آلمان و سوئیس باشه؛ و برخی انقلاب طلبان دیگه می خوان آلترناتیو پساانقلابی، شاهنشاهی مشروطه مثل سیستم حکومت انگلیس و اسپانیا و آندورا و موناکو و لوکزامبورگ و لیختن اشتاین و سوئد و نروژ و هلند و بلژیک و دانمارک و ژاپن باشه. به عبارت دیگه، اصلاح طلبان می گن جمهوری اسلامی خوب نیست. حکومت خوب لازمه. جمهوری اسلامی باید به حکومت خوب تبدیل بشه. انقلاب طلبان می گن جمهوری اسلامی خوب نیست. حکومت خوب لازمه. جمهوری اسلامی باید سرنگون بشه تا بعدش حکومت خوب به جاش بیاد.

به نظر می رسه که حداقل از دهه ی ۷۰ هجری شمسی به بعد، اکثر مردم ایران با مرکزیت و محوریت طبقه ی متوسّط شهری غیر ایدئولوگ، مایل به تصحیح جمهوری اسلامی و مایل به وقوع و انجام این امر با کمک اصلاح طلبان اسمی معروف و مشهور( جناح مقابل اصولگرایان ) بودن. همین تمایل مذکور ۲ خرداد ۷۶ رو رقم زد. انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هجری شمسی و قیام ۸۸ "رأی من کو؟" رو رقم زد. رأی به حسن روحانی رو رقم زد. رأی به پزشکیان رو هم البته بیشتر به عنوان رأی سلبی برای جلوگیری و پیشگیری از ریاست جمهوری سعید جلیلی رقم زد.

اگرچه در طی این سال های اخیر، پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان علی الظاهر تضعیف شده ویا تجدید نظر کرده که یکی از شواهد و قرائن و علائم این موضوع کاهش مشارکت در انتخابات و افزایش اعتقاد به شعار "اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا" بوده؛ امّا انگار ایده ی تصحیح جمهوری اسلامی نه تنها چندان کمرنگ و کم سو نشده بلکه به دنبال تفضیح و تفجیع مستمر و مداوم جمهوری اسلامی و تشدید و تمدید وخامت شرایط مملکت و اوضاع ملّت، در خفا رشد کرده و شیوع پیدا کرده. می شه گفت برخی افراد و اقشاری که قبلاً در گذشته منفعل و بی تفاوت و بی اعتنا یا اصطلاحاً جزو "قشر خاکستری" بودن؛ حالا الان جدیداً به تازگی تمایلات و تفکّرات سیاسی پیدا کردن و مصمّم شدن که از این به بعد به سیاست عنایت کنن و اهمیت بدن. همچنین می شه گفت برخی افراد و اقشاری که قبلاً حزب اللهی و ولایی رادیکال بودن و جزو پایگاه اجتماعی اصولگرایان محسوب می شدن؛ حالا الان جدیداً به تازگی دارن سلّانه سلّانه پاورچین پاورچین به پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان یا حداقل اعتدالگرایان مهاجرت و نقل مکان می کنن. در سپهر سیاسی درون ایران هم اصولگرایانی از قبیل محمد مهاجری وجود دارن که اسم و صفتشون رسماً اصولگراست؛ امّا با اصولگرایان رادیکال تری از قبیل پایداری چی ها، ۱۸۰ درجه زاویه و فرسنگ ها فاصله دارن و بعید نیست بعداً در آینده حداقل در پشت پرده تمام و کمال به جناح اصلاح طلبان ملحق بشن.

ظهور و رواج و ترویج این ایده ی تصحیح جمهوری اسلامی در اذهان مردم بطن جامعه در این سال های اخیر، با ظهور و رواج و ترویج ایده ی انقلاب بر ضدّ جمهوری اسلامى و جایگزینی یه حکومت تازه و جدید دیگه به جاش، مصادف و معاصر بوده. همزمان که برخی از مردم با مشاهده ی وفور و وخامت مشکلات و نارضایتی ها نتیجه گرفتن که رژیم باید تصحیح بشه؛ برخی از مردم هم با مشاهده ی وفور و وخامت مشکلات و نارضایتی ها نتیجه گرفتن که رژیم باید سرنگون بشه و یه جایگزین تازه و جدید دیگه به جاش ایجاد بشه. این دو ایده ی مذکور ذاتاً و علناً با هم ضدّیت ماهوی عیان داره. دلایل و براهین مخالفت انقلاب طلبان با تصحیح جمهوری اسلامی، بعداً در ادامه ی همین متن به تفصیل شرح داده می شه. امّا اصلاح طلبان هم دلایل و براهینی برای مخالفت با وقوع انقلاب دارن. برخی هاشون به کلیّت و نفس و اصل رژیم جمهوری اسلامی علاقه دارن و به مبانی ماهوی و انتزاعیش مثلاً ایدئولوژی حاکمیت دینی روحانیون و اسلامگرایی سیاسی، عقیده دارن. بهش وفادار هم هستن. این وفا و اعتقادشون نسبت به جمهوری اسلامی که بعضاً شبیه یه جور رابطه یا احساس مادر و فرزندی هست؛ باعث شده که اساساً نتونن و نخوان فقدان جمهوری اسلامی رو تحمّل و تقبّل کنن. برخی اصلاح طلبان دیگه، علاقه ی خاصی به جمهوری اسلامی ندارن که از فقدانش ناراحت بشن. حتی ازش تنفّر و تبرّی و انزجار هم دارن. تشنه به خون سران و حکّام و رجالش هم هستن. امّا مخالف وقوع انقلاب هستن و علّت العلل مخالفتشون، هراس از تأثیرات و تبعات وقوع انقلاب هست. مثلاً مثل حامیان جمهوری اسلامی خیال می کنن وقوع انقلاب ممکنه باعث تجزیه ی ایران یا حدوث جنگ داخلی در ایران بشه. یا اینکه نسبت به دو آلترناتیو پساانقلابی موجود یعنی جمهوری سکولار دموکراتیک و شاهنشاهی مشروطه، به خصوص این دوّمی، دل خوشی ندارن و می ترسن مثلاً اگر رضا پهلوی به سلطنت مشروطه برسه؛ استبداد و استکبار و استضعاف و اجحاف و اختناق نه تنها تموم نشه بلکه تجدید و تمدید و تشدید بشه. به قول خودشون می ترسن از دیکتاتوری جمهوری اسلامی به دیکتاتوری شاهنشاهی پهلوی برگردن و فقط سرپوش و پوشش دیکتاتور از عمّامه و عبا، به تاج و خلعت جواهرنشان یا زربفت تغییر کنه. برخی اصلاح طلبان دیگه هم قلباً وقوع انقلاب رو می پسندن امّا خیال می کنن ممکن و مقدور نیست.

قیام ۷۱ مشهد و قیام ۷۸ کوی دانشگاه رنگ و بوی انقلابی نداشت. حالا چه خیزش اصلاح طلبانه بوده باشه چه فقط یه شورش کور بوده باشه. قیام ۸۸ هم تقریباً رنگ و بوی انقلابی نداشت چون اصلاح طلبانه بود. امّا قیام دی ۹۶ و قیام آبان ۹۸ برخلاف قیام های اسبق قدیمی و قبلی، رنگ و بوی انقلابی داشت. منظور از رنگ و بوی انقلابی، تبدیل شدن به خیزش و جنبش انقلابی گسترده یا ایجاد وضعیت انقلابی یا موفّقیت در انتاج وقوع انقلاب نیست. منظور فقط تمایل قیام کنندگان به وقوع انقلاب( با نگاه به شعار های ضدّحکومتی ساختارشکنانه شون ) و تمایل مردم تماشاچی قیام به وقوع انقلاب( همدلی و همبستگی و همفکری با قیام کنندگان ) هست. از این دو منظر، قیام دی ۹۶ و قیام آبان ۹۸ رنگ و بوی انقلابی داشت. به این ترتیب، قیام های بعدی هم رنگ و بوی انقلابی داشت. قیام تابستون و پاییز ۱۴۰۰ به خاطر آب خوزستان و کشاورزای اصفهان هم رنگ و بوی انقلابی داشت. قیام زن زندگی آزادی ۱۴۰۱ هم رنگ و بوی انقلابی داشت. این قیام اخیر دی ۱۴۰۴ هم رنگ و بوی انقلابی داشت. البته هیچ کدوم این قیام ها وضعیت انقلابی ایجاد نکرد. هیچ کدوم رژیم رو تا سرحدّ مرگ تضعیف ویا تسلیم ویا تخریب نکرد. هیچ کدوم به اندازه ی انقلاب ۵۷، گسترش و پراکنش جغرافیایی و کثرت و زیادت جمعیتی و استمرار و استدامت زمانی پیدا نکرد یعنی هیچ کدوم چند میلیونی و بیش از ۱ ساله نشد. امّا خیلی از قیام کنندگان برای وقوع انقلاب اشتیاق و اصرار داشتن و خیلی از مردم تماشاچی قيام هم در این مورد باهاشون همدل و همبسته و همفکر و همنظر بودن. به هر حال آمار های زیادی حاکی از تمایل وافر خیلی از مردم به وقوع انقلاب هست. قبلاً مؤسّسه ی "تونی بلر" آمار داده بود که تقریباً در حدود % ۸۰ درصد جمعیت، موافق وقوع انقلاب هستن. مؤسّسه ی "گمان" هم آمار داده بود که تقریباً در حدود % ۸۰ درصد جمعیت، موافق وقوع انقلاب هستن. یرواند آبراهامیان، تاریخدان و تاریخ پژوه و تاریخ نگار و جامعه شناس معروف و مشهور طرفدار انقلاب ۵۷ که کتاب "ایران بین دو انقلاب" و کتاب "تاریخ ایران مدرن" رو تألیف کرده هم آمار داده بود که تقریباً در حدود % ۸۰ درصد جمعیت، موافق وقوع انقلاب هستن. البته آمار های کمتری هم ذکر شده. مثلاً گفته شده که چند وقت قبل یه مؤسّسه یا روزنامه یا نشریه یا اندیشکده ی داخلی در ایران آمار داده بود که تقریباً در حدود % ۴۵ درصد جمعیت، موافق وقوع انقلاب هستن. از طرف دیگه در آخرین انتخابات ریاست جمهوری اخیر، علی رغم حضور هر دو کاندید اصلاح طلب و اصولگرا یعنی علی رغم وجود هر دو جناح و تفکّر موجود مدّعی تصحیح امور و رفع مشکلات، در دور اوّل % ۶۰ درصد مردم شرکت نکردن و % ۴۰ درصد مردم شرکت کردن. در دور دوّم که رقابت و نتیجه اش و تأثيرات و تبعاتش حیاتی تر و حسّاس تر شد؛ باز هم % ۵۱ درصد مردم شرکت نکردن و % ۴۹ درصد مردم شرکت کردن. یعنی % ۵۱ درصد مردم تشخیص دادن که نه اصلاح طلبان و نه اصولگرایان هیچ کدوم مایل ویا قادر به تصحیح واقعی و کامل امور و رفع واقعی و کامل مشکلات نیستن و اساساً راه حل، تغییر رئیس جمهور نیست. با رفت و آمد رئسای جمهور، در مقیاس کلان اونطور که باید و شاید؛ اتفاق خاصی نمی افته. حتّی درصدی از اون % ۴۹ درصد شرکت کننده هم انقلاب طلب بودن امّا شرکت کردن چون فقط می خواستن برای ممانعت از ریاست جمهوری جلیلی رأی سلبی بدن ویا چون این طرز تفکّر رو داشتن که الان در حال حاضر که هنوز انقلاب نشده و فعلاً رژیم روی کار هست؛ باید از همین حداقل روزنه های کمینه و کوچیک موجود هم برای قدری تغییر و تحوّل ولو اندک استفاده کنیم و کرده باشیم تا ملّت و مملکت حتی الامکان بیشتر لطمه نبینه.

در مقابل این ایده ی روزافزون انقلاب طلبی، اصلاح طلبان ساکت و آروم ننشستن. مخالفت و مقاومت کردن. بر اصلاح رژیم و نه اسقاط رژیم، اصرار کردن. علاوه بر حزب اللهی ها و ولایی ها که اصرارشون به جاودانگی و ابدیت رژیم، ذاتی و طبیعیه؛ حتی برخی مردم عادی و ساده و معمولی غیر علاقه مند به رژیم هم هنوز کما فی سابق اصرار می کنن که رژیم اسقاط نشه بلکه اصلاح بشه و بعدش به صورت اصلاح شده، دائماً تا ابد جاودانه باقی بمونه. این ایده فی نفسه معیوب و مردود و مذموم نیست امّا به خاطر عواملی که باعث می شه نامطلوب و غیرممکن باشه؛ نارسایی و عیب داره. اینجاست که انقلاب بر اصلاحات رجحان پیدا می کنه و انقلاب طلبان انقلاب رو بر اصلاحات ترجیح می دن.

صد البته بدیهیه که انقلاب همیشه الزاماً بر اصلاحات رجحان ماهوی ازلی و ابدی نداره. هر حکومت معیوب و مردود و مذمومی رو نباید با انقلاب براندازی کرد بلکه خیلی از حکومتای معیوب و مردود و مذموم و در واقع اکثرشون رو باید اصلاح کرد. مصادیق تاریخیش زیاده. اصلاحات هم در زمان و مکان درست درمورد حکومت درست، خیلی هم خوبه. امّا شرایط و ضوابط و جوانبی داره. شروطی داره :

شرط ۱_ مشروعیت و حقّانیت و صحّت و وجاهتِ ذاتِ کلیّت و نفس و اصلِ حکومت :

یعنی کلیّت و نفس و اصل حکومت باید ذات مشروع و موجّه و صحیح و برحق داشته باشه. چون اساساً همونطور که قبلاً شرح داده شد؛ ذات قابل تغییر و تحوّل نیست و عوض نمی شه. مثلاً ذات یه مار بعد از پوست اندازی، همچنان کما فی سابق با قبل از پوست اندازی یکسانه و این مار پوست اندازی کرده ذاتاً همون مار سابق پیشین قبل از پوست اندازی هست. فقط پوستش عوض شده. یا مثلاً همونطور که قبلاً شرح داده شد؛ DNA و گونه ی جانوری یه کرم قبل از دگردیسی و تبدیل شدن به پروانه، با گونه ی جانوری پروانه ای که با دگردیسی بهش تبدیل می شه یکسانه. فقط کالبد و جسمش عوض می شه. هر دو، یک گونه ی جانوری واحد با دو کالبد و جسم متفاوت هستن. از قدیم گفتن : (( ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است. )).

شرط ۲_ امکان اصلاح :

یعنی اصلاح باید ممکن و مقدور باشه. اگر مثلاً به دلیل انسداد سیاسی حکومت اصلاحش محال باشه؛ در این حالت انقلاب صحیحه.

شرط ۳_ تمایل و تمکین و اشتیاق حکومت به اصلاح و پذیرش اصلاح توسّط حکومت :

یعنی حکومت باید بخواد که اصلاح بشه و باید اصلاح رو بپذیره و باید به اصلاح تن بده. مثلاً اگر حکومتی کندذهن به دلیل سفاهت و جهالت و غفلت و بلاهت و تعصّب و تحجّر و تصلّب و ارتجاع و ابتذال خودش، اصلاح رو نخواد و نپذیره و بهش تن نده؛ در این حالت انقلاب صحیحه.

شرط ۴_ توان و ظرفیت و قدرت و قوّت و استطاعت و انعطاف حکومت برای اصلاح :

یعنی حکومت باید قادر باشه که خودشو اصلاح کنه. مثلاً اگر حکومتی به دلیل ناکارآمدی و ناتوانی و سوءمدیریت و کم کاری و بی مسئولیتی و بی کفایتی و تکاهل و اهمال خودش، از اصلاح خودش عاجز باشه؛ در این حالت انقلاب صحیحه.

شرط ۵_ تأثیر و توفیق و افاده و اثمار اصلاح :

یعنی اصلاح باید کارآمد و موفّقیت آمیز و نتیجه بخش و اثرگذار باشه. اگر اصلاح مؤثر و موفّقیت آمیز و مفید فایده و مثمر ثمر نباشه؛ در این حالت انقلاب صحیحه.

شرط ۶_ صداقت و حسن نیّت حکومت برای اصلاح :

یعنی اصلاح حکومت یه جور گمراه سازی ، کلاهبرداری ، ظاهرنمایی ، فریبکاری ، صحنه سازی ، نیرنگ بازی ، توطئه چینی ، خدعه گری ، حیله گری ، ریاکاری ، دورویی ، دغلکاری ، دسیسه چینی ، اغفالگری ، اغواگری نباشه. ناشی از تظاهر و نمایش نباشه. ماحصل مکر و مکیدت و مخادعه و تبانی و تزویر نباشه. سنبلیک و فرمالیته و نمادین و ظاهری و صوری نباشه. قصد و هدف و نیّت حکومت از اصلاح، اغفال و اغواء مردم نباشه تا فريب بخورن. اگر حکومتی فقط در ظاهر جلوی دوربین وانمود کنه و فیلم بازی کنه که درحال اصلاحه؛ یا اینکه در اصلاح برای اصلاح، خلوص و اخلاص نداشته باشه؛ در این حالت انقلاب صحیحه. در ضمن مقصود اصلی و اساسی اصلاح نباید بقاء و ابقاء حکومت ویا تسکین و ارضاء و اقناع مردم باشه؛ بلکه باید خدمت و کمک و رسیدگی و امداد به مردم باشه. یعنی حکومت باید نسبت به مردم محبّت و رحمت و رأفت داشته باشه به طوری که بخواد اصلاح بشه تا ملّت مسعود و مسرور و مترقّی بشه و باشه و مملکت متعالی و مطبوع بشه و باشه؛ نه اینکه بخواد اصلاح بشه تا خودش دائماً تا ابد جاودانه و محفوظ باقی بمونه ویا مردم در خونه شون ساکت و آروم بشینن و در خیابونا نریزن.

واقعیت موجود و مشهود اظهر من الشّمس اینه که رژیم جمهوری اسلامی از این شروط و شرایط برخوردار نیست. مایل و قادر به اصلاح نیست. متقاعد نمی شه که اصلاح بشه. قبول و اجابت نمی کنه که اصلاح بشه. نه می خواد که اصلاح بشه و نه می تونه که اصلاح بشه. حتی اگر بخواد نمی تونه. حتی اگر بتونه نمی خواد. سوابق و تجارب و نتایج و آثار اصلاح طلبی در این دهه های اخیر روشنه. از قدیم گفتن : (( خانه از پای بست ویران است. )). از قدیم گفتن : (( توبه ی گرگ مرگ است. )).

جمهوری اسلامی مثل کامپیوتریه که جنس بدنه اش از ابتدا بی کیفیت بوده و حالا الان بدنه اش زنگ زده. قطعاتش از ابتدا نامرغوب بوده و حالا الان قطعاتش فرسوده و پوسیده شده. پیچ و مهره هاش از ابتدا جای غلط بوده و حالا الان پیچ و مهره هاش جدا شده. سیم کشی هاش از ابتدا خراب بوده و حالا الان سیم کشی هاش قطع شده. پردازنده اش از ابتدا ضعیف بوده و حالا الان پردازنده اش کار نمی کنه. این کامپیوتر معیوب از روز اول تولید تا امروز مدام درگیر ویروس و باگ و هنگ بوده. به نحو احسن کار نمی کرده. حالا الان دیگه حتی همون حداقل عملکرد و عملیات کمینه و سابق اوّلیه که قبلاً در گذشته کج دار و مریز ارائه می داد رو هم نداره. عقل سلیم حکم و ایجاب می کنه که این کامپیوتر از برق کشیده بشه و از رده خارج بشه و در سطل زباله دور انداخته بشه و یه کامپیوتر تازه و جدید دیگه ی جایگزین بهتر و برتر به جاش تهیه و قرار داده بشه.