برای ایران

گاهی دوست دارم بلندگو به دست بگیرم و در این روزها توی خیابان داد بزنم و بگویم

مگر نخواستن جرم است!

اینکه انسان های یه جامعه خواستار تغییر باشند جرم است!

این روزها همه چیز را بهم اتصال می‌دهیم ،می‌بینیم قدرتمند ها صرفا خوش زبانان تایپی ولی منفعت طلب هستند حتی جسارت تایید مطلوب نبودن را ندارند ,درحالی که لازمه رکن یک برای قدرت جسارت است!

پس چطور ادامه بدیم چطور ؟

واقعا خفه کردن مردمی که دارند داد میزنند, جرم نیست!

اینکه هر ۱۰سال به ازای تغییر یک نسل باز هم ایدیولوژی های قبل را پیش میبرید انعطاف است؟

جمهوری مگر بر اصل همه خواهی و همه پرسی نیست

پس چرا مخالفان را دشمن خطاب میکنید

چرا یک مخالف را دعوت نمیکنید نظر او را نمی‌خواهید

رفراندوم با حضور دوجبهه برگزار نمیکنید ؟

صرفا نصیحت و حرف های قشنگ شاید برای نسلی که مجبور به اطاعت بود جواب میداد اما این روز ها قدرتمند واقعی فقط کسی است که می‌تواند خفه کند اما فضا می‌دهد ،صرفا صدای موافقینش را نمی شنود و حتی خودش را به چالش میکشد

آیا سرکوب بیانگر قدرت است یا ضعفی برای روبرویی با واقعیت

اما سرکوب چه میکند

سرکوب در هر حوزه یعنی آتش زیر خاکستر یعنی نفرت بی دلیل یعنی خشم بروز داده نشده

و درنهایت می‌شود افراد خشن و متشنج تلقی شده درحالی که اگر هرکس صدایش شنیده نشود، حتما روزی می‌آید که با زور میخواهد شنیده شود

شاید در این روز ها در شهر عزیزم همدان

شاهد جنگ بین توهم و واقعیت بودم

مردمی امیدوار ، پر از ترس ، خسته ، گریان ، ولی جسور ودرکنارش دیدن افرادی که در بچگی‌ام نماد حفاظت بودند اما صرف اینکه می‌گفتیم نمی‌خواهیم اسطوره بودن خودشان را جلوی ما شکستند

اما واقعیت این است به چشم دیدم

نخبه هایی که ، بزرگانی که آمده بودند فریاد می‌زدند و میگفتن نمی‌خواهیم! آخر مگر میشود کل ملت دشمن باشند !

وقتی تلویزیون یک چیز می‌گوید یخچال ها را باز میکنیم چیز دیگر

به سطح خیابان می‌رویم و همه دوستانمان هستند

اما اینترنت ملی شده به صرف دشمنان، اینهمه تناقض ایا نماد حقانیت است یا نه فقط اینکه باید پنهان کرد چون حقیقت ترسناک هست یا شاید افول دهنده است اما واقعا وقتی به آیینه می‌نگرید صدای درونتان را چه می‌کنید او را هم فیلتر می‌کنید!

اما اما شیرینی جایگاه قدرت آنقدر زیاد است که کاری با حق و ناحق ندارد با صدای شلیک می‌گوید دهن هایشان را ببندید نمیخواهم بشنوم شما دشمن هستید ولی من دشمن نبودم و هیچ گاه نیستم من عاشق ایرانم، ایرانی که روزی در جهان نماد اصالت بود این روز ها حتی اعتراض مدنی در ماشین جرم هست و با شکستن شیشه ها مجبورت میکنند فقط بخواهی جانت را نجات بدهی

اما همیشه مطمئنم خدا به کمک بندگانی که میخواهند حال خود را تغییر بدهند میاید سرکوب فقط مسکنی است برای باور به درد نداشتن اما بدن هنوز بیمار است پنجشنبه و جمعه با چشم دیدم دشمنان نبودن اما خب گاهی بزرگ خانواده نمی‌خواهد باور کند که اشتباه کرده و دیگر بچه ها اورا باور ندارند !

در آخر عقل و شجاعت باهم معنا می‌دهند نسلی که این دوتا رو باهم تجربه می‌کند پایان دهنده ظلم است

چون خداوند خودش گفته که سرزمین با کفر میماند با ظلم و ترس نه

تاریخ بیان میکند همه چیز را! ولی ما کجای این تاریخیم در وصف کدامین افراد نشسته ایم؟

خود را گول نزنیم حقیقت فریاد میزند

فقط باید دید شنیدنش به نفع است یا به ضرر!

توهم های تصحیح برای زمانیست که فرصت ها تمام نشده اند ، ملت دشمن نشده است ،صدا ها خفه نشده اند

مخالفین و موافقین در کنار هم جامعه را تحلیل میکنند نه روبرو هم برای انقراض گروه مقابل می‌جنگند!

اما قسم به صبر که لبریز نشود !

نور خواهد آمد چه بخواهیم چه نخواهیم

به امید ذوق دل همه به مردم این سرزمین :)

دی ماه ۱۴۰۴