تحلیل/ری اکشن/معرفی
منطق تمامیتخواهی از دیدگاه شاهنامه فردوسی
سلام و درود بر همه ی خوانندگان گرامی.
فردوسی بزرگ، هزار سال پیش، در شاهنامه خود نه تنها داستان شاهان و اساطیر را روایت میکند، بلکه منطق قدرت و رفتار انسانی در یک نظام تمامیتخواه را به شکلی شگفتانگیز توصیف کرده است. اصطلاح و مفهوم «تمامیتخواهی» مدرن است و در زمان او وجود نداشت، اما رفتار و سازوکار ضحاک با تحلیلهای امروز کاملاً هماهنگ است. ضحاک مستبد نبود؛ او یک رهبر تمامیتخواه بود، یعنی سیستم قدرت او نه فقط بر زور و خشونت، بلکه بر ایدئولوژی، اطاعت کور و حذف خرد و فضیلت انسانی بنا شده بود.
فردوسی در توصیف ضحاک میگوید:
> هنر خوار شد و جادویی ارجمند
نهان گشت کردار فرزانگان
پراکنده گشت کام دیوانگان
نهان گشت نیکی، آشکارا گزند
این ابیات کوتاه، اما دقیق، سازوکار درونی تمامیتخواهی را نشان میدهند.
وقتی فردوسی میگوید «هنر خوار شد و جادویی ارجمند»، منظور او خرد، دانش و شایستگی انسانی است که در یک نظام تمامیتخواه کنار گذاشته میشود. در مقابل، جادو، که در متن شاهنامه ابزار تسخیر ذهنهاست، نماد ایدئولوژی توتالیتر است: باورها و روایتهای ایدئولوژیک ارزشمند میشوند و مهارت، هنر و تخصص کمارزش تلقی میشوند. کسی که بهتر تعصب و اطاعت را نشان دهد، ارزشمندتر است تا کسی که خرد و مهارت دارد. این همان منطق است که امروز در دستگاههای توتالیتر دیده میشود: اطاعت کور و پذیرش ایدئولوژی مهمتر از تخصص واقعی و تحلیل عقلانی است.
بیت بعدی، «نهان گشت کردار فرزانگان»، نشان میدهد که فرزانگان، خردمندان و متخصصان از قدرت حذف یا مجبور به پنهان شدن میشوند. آنها در عرصهٔ تصمیمگیری حضور ندارند، زیرا میتوانند تناقضات ایدئولوژی را آشکار کنند. حتی وفاداری واقعی به کشور و مردم اهمیتی ندارد؛ هدف اصلی نظام حفظ ایدئولوژی و کنترل کامل جامعه است.
«پراکنده گشت کام دیوانگان» نشان میدهد که متعصبترین و تندروترین افراد در تمام سطوح قدرت پراکنده و قدرتمند میشوند. آنها معیار ارتقا هستند و کسی که بدون تردید و با خشونت عمل کند، پاداش میگیرد. در این منطق، تعصب و اطاعت کور جای خرد و تحلیل را میگیرند.
«نهان گشت نیکی، آشکارا گزند» بیانگر آن است که فضیلت و اخلاق کنار گذاشته میشوند، و خشونت آشکار و ارزشمند میشود. ماموران امنیتی و دستگاه سرکوب، که در نظامهای دموکراتیک ممکن است حافظ مردم باشند، در این سیستم ابزار خشونت و اجرای دستورات ایدئولوژیک میشوند. هر گونه اخلاق یا رفتار انسانی اگر آشکار شود، تهدید محسوب میشود و ممکن است مجازات شود، در حالی که خشونت و سرکوب تشویق میشوند.
یکی از نکات کلیدی ضحاک، تسخیر مغزها و ذهنهاست. او با جادو مردم را فریب میدهد و باورهای آنان را تحت کنترل خود درمیآورد. این دقیقاً همان چیزی است که در نظامهای توتالیتر مدرن رخ میدهد: ایدئولوژی ابزار شکلدهی ذهن و باور مردم است، نه فقط ابزار سرکوب فیزیکی. خرد و فضیلت انسانی در این فرآیند کنار گذاشته میشوند و تعصب و اطاعت کور ارزشمند میشوند، همانطور که فردوسی هزار سال پیش نشان داده است.
از نکات جالب این است که تحلیل فردوسی از ضحاک با نوشتههای هانا آرنت، نظریهپرداز مهم تمامیتخواهی، همخوانی کامل دارد. آرنت در آثار خود، به ویژه در کتاب «اصول توتالیتر» نشان میدهد که در نظامهای تمامیتخواه، ایدئولوژی و اطاعت کور، جایگزین خرد، اخلاق و استقلال فردی میشوند، و متعصبترین افراد به قدرت میرسند. شاهنامه نیز همین نکات را هزار سال پیش روایت کرده است: جادو به جای هنر و خرد مینشیند، فرزانگان و خردمندان کنار گذاشته میشوند و متعصبترینها بر جامعه تسلط پیدا میکنند.
فردوسی، بدون اطلاع از اصطلاحات مدرن علوم سیاسی، توانسته است رفتار و سازوکار یک رهبر تمامیتخواه را بهطرز شگفتانگیزی دقیق توصیف کند. ضحاک نماد تمامیتخواهی در اسطوره است، نه صرفاً یک حاکم مستبد. او نشان میدهد که در چنین نظامی، حفظ ایدئولوژی و تسخیر ذهنها مهمتر از خرد و فضیلت انسانی است.
پیام شاهنامه از این ابیات روشن است: وقتی «هنر خوار شد و جادویی ارجمند»، خرد و فضیلت کنار گذاشته میشوند، «کردار فرزانگان نهان میشود» و «کام دیوانگان پراکنده میشود»، یعنی متعصبترینها در قدرت نفوذ پیدا میکنند و خردمندان مجبور به پنهانکاری میشوند. همچنین، «نیکی نهان و گزند آشکار» نشان میدهد که اخلاق و فضیلت در چنین نظامی دیگر ارزش ندارد و خشونت و سرکوب آشکار، ابزار اصلی بقا هستند.
شاهکار فردوسی این است که با تصویر زندهٔ ضحاک، منطق تمامیتخواهی را پیش از شکلگیری نظریهٔ مدرن آن توصیف کرده است. او نشان میدهد که این سیستم قدرت، خرد و فضیلت را کنار میگذارد و فقط متعصبترین و وفادارترین افراد به ایدئولوژی را ارزشمند میداند. این منطق حتی امروز در تحلیل نظامهای توتالیتر و تمامیتخواه کاملاً مشهود است.
د
مطلبی دیگر از این انتشارات
یک چهارم روز
مطلبی دیگر از این انتشارات
فرزندان ایرانیم!| شعر
مطلبی دیگر از این انتشارات
حافظ