ریشه های درهم پیچیده..
ارام باش عزیز من،ارام باش..

آرام باش عزیز من ، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم ، چشمهای مان را میبندیم ، همه جا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری ، طالع می شود
"شمس لنگرودی"
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامه برای تو که میدانی!
مطلبی دیگر از این انتشارات
نصفِ لقمهی من برای تو
مطلبی دیگر از این انتشارات
از هدیه به پرستوهای مهاجر