در انتخاب شایدها هیچ اجباری نیست°-°Intp
برای تو که میدانم هیچ وقت نمیخوانی...

دیدی هنوز هم نمی فهمم.
هیچ چیز را.
شاید قابلِ فهم نبودن.
شاید هم من به دنبالِ فهمِ چیزِ دیگری در جای اشتباه بودم.
بماند...
در آخر نفهمیدم.
آنقدر به دنبالش رفتم که همه چیز را از دست دادم.
باید بگویم؛
من میروم و
فقط میروم...
میخواهم که برم.
تو را با تمام دلتنگی و عشقی که دارم،
رها میکنم.
خدا را کنارت میگذارم.
و خودم را میبرم.
به کجا؟ نپرس.
جایی که نباشی.
هیچ حساب میشود.
فقط مرا ببخش...
...
KRK
مطلبی دیگر از این انتشارات
اعتراف کنم؟ زهر خالص
مطلبی دیگر از این انتشارات
هنوز در سَرَم زندگی میکنم، و خیلی وقت است که سر دیگر جای زندگی نیست
مطلبی دیگر از این انتشارات
💌 چیزی که بعد از رفتنش در من جا موند!