همین که چمدانت را برمیداری همه میپرسند میخواهی کجا بروی؟ اماوقتی یک عمر تنهایی هیچکس ازتو نمیپرسد کجایی!، انگار همین چمدان لعنتی تمام ترس مردم از سفر است هیچکس از تنهایی تو نمی ترسد!
غزل ترانه شد
غزل غزل ترانه شد ،سلام ناگهانیت
برای من که رفته بود ز خاطرم نشانیت
منی که چشم باورم تمام سالیان سال
نشسته بر امید تو و این غم نهانیت
چ ناز و دلربا شدی دوباره ای که آمدی
نبرده باد روزگار ز چهره ات جوانیت
کویر خشک این دلم گرفت جان تازه ای
برای شوق دیدنت نگاه اسمانیت
غزل غزل ترانه شد نگاه عاشقانه ات
قسم به چشمهای تو ، گرفته دل بهانه ات
قلم نوشته از غمت ، سرود تلخ انتظار
تمام حرف های من ، ز غم شده ترانه ات
کجا شدی که تا ابد ، در اشتیاق دیدنت
به جستجوی تو دلم ، روانه شد به خانه ات
هنوز مانده در فضا ، شمیم عطر عاشقی
طنین خنده های تو ، صدای جاودانه ات
به روی قاب عکس تو ، غبار غم نشسته و
شده همه وجود من ، دو چشم شاعرانه ات
برای خاطرت ولی ، اگر چه شعر گفته ام
نه شاعرم نه مدعی ، گرفته دل بهانه ات
#صدیقه_جر
📖@cofeh_shear📖


مطلبی دیگر از این انتشارات
مکاتبات | سه
مطلبی دیگر از این انتشارات
گیسوان آزادی...
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامه آخر