نامه‌ای برایِ «تو»

ممنونم از کاربر «گنجشک» برای راه انداختن این چالش. مقداری حرفِ ناگفته‌یِ انبار شده در دل داشتم که باید می‌نوشتم.

لازمه بگم که من تازه نوشتن رو شروع کردم یا از خرچنگ قورباغه نوشتنم خودتون متوجه میشین؟ لازمه بگم من دنبالِ بهونه بودم برای نامه نوشتن یا اینم مشخصه؟ :)

عزیزِ قلبم. سلام. متاسفم برایِ هر چه که شد. متاسفم برایِ هر چه که باید میشد و نشد. متاسفم برایِ روزهایی که گذشت. برایِ روزهایی که هنوز هم نمی‌گذرد. متاسفم برایِ این دوریِ خیلی نزدیک. متاسفم برایِ اشتباهاتم. متاسفم برایِ اشتباهِ تو. که خودم مقصرش بودم. متاسفم برایِ شعرهایی که پیشِ تو ماند و حالا یادشان هر روز چنگی به دلم می‌کشد. متاسفم برایِ حرف‌هایی که شنیدی. آن حرف‌هایی که از زبانِ من نبود. متاسفم برایِ حرف‌هایی که نشنیدی. حرف‌هایی که از زبانِ قلبم بود. متاسفم برایِ شهامت‌هایِ نداشته‌ام. برایِ جنگ‌هایِ نرفته‌ام. متاسفم برایِ «نجنگیده باختن‌هایم». پشیمانم. پشیمانم که چرا بیشتر به تو بها ندادم. چرا بهانه‌هایم همیشه برایِ تو بود. چرا چمدانِ زیباترین داستانِ قلبم را خودم بستم؟ از اینکه گناهِ خودم را گردنِ قسمت و مصلحت بیندازم بیزارم. برایِ بخشیده شدن دیر است. برایِ جبران دیرتر‌. کاش به نفرینت دچار می‌شدم. کاش نفرین بلد بودی...