نامه صد و سی و سه (جهان پر اضطراب من)

علی مهربونم سلام 👋

این نامه رو باز هم در زمانه ی آشوب مینویسم. دلم آشوب، کشور آشوب، جهان آشوب.

همین چند ماه پیش بود که برات نامه ۱۲۹ رو نوشتم (جهانی سست)

تا میایم یه کم آروم بشیم دوباره یه داستان دیگه شروع میشه.

زندگی بی در پیکرمون، بی در و پیکر تر از قبل میشه.

هر اتفاقی هم که میفته اولین کاری که از دستشون بر میاد قطع کردن راههای ارتباطیه.

به این فکر نمیکنن ممکنه یکی عزیز راه دوری داره که دلش خوشه به عکسهای یهویی، ویس های یهویی و در جریان بودن لحظه به لحظه از عزیزش.

به این فکر نمیکنن که ممکنه یکی همین زندگی پر آشوبی که براش ساختنو با دیدن و حرف زدن با اون عزیز راه دورش جمع و جور کنه.

به این فکر نمی‌کنن که ممکنه با یه ویدئو کال، جهان یه نفر بره سمت آرامش

مطمئنم اونایی که تو رو ازم دور کردن روزی تاوان این بی فکریشونو پس میدن.

دیگه به جای اینکه بشینیم با هم از کتاب هایی که خوندیم بگیم ، از داستانهای روزمون ، از ترانه هایی که گوش دادیم و گفتیم این چقدر ماییم ، باید بگردیم دنبال یه راه ارتباط که از حال هم خبر داشته باشیم.

نشستیم پای ویرگول و تو پیش‌نویسش هر یه ساعت به هم پیام میدیم . بهترین راهی که تونستیم پیدا کنیم.

عجب جهانی شده.

علی جونم

تو

تنها دلیل من برای جنگیدن علیه اشوب این جهان و زندگی و قلبمی

و تنها شوق من برای تلاش برای عوض کردن این زندگی نامراد وحشی

مراقب خودت باش عزیزم دلم

میبوسمت از دور به امید بوسیدنت از نزدیک

زری 💋❤️