نامه های شماره دار نوشته ی زری هستن و بی شماره ها نوشته ی علی
نامه صد و چهارده ( شب آرزو )
«كُلّما رأيتُ غيمًا
ونجمًا
وكُلّما
سمعتُ شعرًا
وتأملت
في الدنيا حُبًا
تمنيتُك معي.»

هر گاه ابری و ستارهای دیدم
و هرگاه شعری شنیدم
و عاشقانه به دنیا اندیشیدم
آرزو کردم که با من باشی.
برای تو علی قشنگم . بوسه
مطلبی دیگر از این انتشارات
هر چیزی را که مرا یاد تو بیندازد دوست دارم
مطلبی دیگر از این انتشارات
من تو را...
مطلبی دیگر از این انتشارات
شب های بیهودگی