دانش آموختهی کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی، مترجم ، دستبهقلم✍️/ اینستاگرام:https://www.instagram.com/_zahraakbarian_?r=nametag
درباره کتاب ۲ | نظریه «آزادشان بگذار»

در دنیایی که روز به روز تنشها و استرسها برای زندگی بیشتر میشود؛ و آرامش لحظه به لحظه دورتر و دست نیافتنیتر، انسان عاجزانه به دنبال راهی برای فرار از این حجم تنش و استرس است. راههای فراوانی برای کاهش تنشهای روانی برای انسان مهیا است. از ورزش و مدیتیشن تا سفر و تراپی و بازنگری در روابط و حذف کسانی که به جای آرامش، آشوب در زندگی ما میآفرینند. اما همه این راه حلها موقتی است و در نهایت به این میرسیم که تا زمانی که مشکل از ریشه حل نشود؛ استرس و ناآرامی همواره همراه ما خواهد بود.
برای اینکه استرسها و ناآرامیها ریشهیابی شوند و حل شوند؛ باید مسائل زیادی را بررسی کرد. اما اگر بخواهیم از ریشه اغلب استرسها یاد کنیم، باید درباره «میل به کنترل» صحبت کنیم. میل به کنترل کردن در انسان خاستگاه اکثر ناآرامیهای روحی اوست. در واقع انسان تمایل زیادی برای داشتن کنترل روی اطرافیانش، آنچه آنها فکر میکنند، آنچه آنها میاندیشند، آنچه آنها عمل میکنند، آنچه در مسیر زندگی پیش میآید، و آنچه در بیرون اتفاق میافتد دارد.
چیزی که انسان را در نهایت سرخورده و مضطرب میکند این است که در واقع هیچ کدام از مسائل یاد شده تحت کنترل انسان نیستند. وقتی فرد میبیند که اتفاقاتی در حال رخدادن یا تغییر است که او توانایی ایستادن مقابل آنها را ندارد، مضطرب میشود. او نگران کنترل چیزهایی است که در واقع اصلا قرار نیست تحت کنترل او باشند. کتاب نظریه «آزادشان بگذار» ایدهای را مطرح میکند که به شما میآموزد اگر از استرس و تنش روزانه کلافهاید، بهتر است دست از تلاش برای کنترل چیزهایی که در واقع اصلا تحت کنترل شما نیستند بردارید؛ چرا که تلاش برای کنترل آنها انرژی و وقت شما را برای تمرکز بر روی خودتان و تواناییهایتان- که در واقع تنها چیزهایی است که شما روی آن کنترل دارید- هدر میدهد.
مل رابینز، نویسنده پر فروش نیویورک تایمز و پادکستر معروف آمریکایی، است که در این کتاب ایدهای خارقالعاده را با شما مطرح میکند. کتاب حاصل تحقیقات بسیار و گفتگو با افراد متخصص است. نکته جالب توجه در این کتاب این است که ما با یک اثر آکادمیک روبرو نیستیم و متن کتاب برای عموم افراد بسیار روان و قابل فهم است. تمام منابع علمی در پایان کتاب ذکر شده است تا خوانشی روان و بدون خللی را به ارمغان بیاورد. نویسنده آن را به شکل یک روایت از تجربیات خود و اطرافیان مانند یک گفتگوی صمیمانه نوشته است. به علاوه محتوای کتاب بسیار کاربردی و جزو اساسیترین موضوعات مورد بحث در روابط انسانی است. این اثر جزو لیست ده کتاب پرفروش در سال ۲۰۲۴ در سایت آمازون بوده است.
نویسنده در این کتاب توضیح میدهد که این ایده در واقع چیست و چگونه میتوان آن را در زندگی واقعی به کار برد. در ابتدا برای خواننده نظریهی « آزادشان بگذار» را به شکلی مبسوط توضیح میدهد. به گفته نویسنده در واقع این نظریه شامل دو بخش اساسی است:
let them + let me
آزادشان بگذار + حالا نوبت من است.
بخش اول این نظریه « آزادشان بگذار» بیشتر جنبهی تئوری دارد و بار روانی آن بیشتر است. با ذهن و باورهای شما سر و کار دارد. جایی که شما ذهنتان را از بند هر آنچه تحت فشارش گذاشته آزاد میکنید. بخش دوم « حالا نوبت من است» بیشتر جنبهی عملی دارد و با عزم و ارادهی شما سر و کار دارد. اینکه شما تصمیم بگیرید بعد از آن که ذهنتان را از آن حجم فشار آزاد کردید، قدرت و انرژیتان را صرف چه چیزی کنید. ما این نظریه را با بخش اولش میشناسیم اما به باور نویسنده این بخش دوم است که مهمتر و تعیینکننده است.
کتاب شامل بیست فصل است. در یکی دو فصل ابتدایی نویسنده این نظریه و چگونگی شکل گیری ایده آن را شرح میدهد، در ادامه تا نیمهی کتاب در ارتباط با استرسهای روزمره و مرتبط با خود شخص صحبت میکند؛ و اینکه در هر موقعیت چطور این نظریه را به کار بگیریم و از شر آن تنش روانی خلاص شویم. نیمه دیگر کتاب در ارتباط با روابط انسانی است و نحوهی به عمل بستن این نظریه در روابط. در مجموع هشت حیطه زندگی شما به واسطه این نظریه مورد بحث قرار میگیرد. آنچه نویسنده بر آن تاکید دارد این است که این نظریه به بهبود روابط ما کمک شایانی میکند. به باور من نیمهی اول کتاب تقریبا شامل نکتههایی است که گرچه خوانندگان از پیش با آن آشنا هستند؛ اما خواندن دوباره آن به قلم مل رابینز خالی از لطف نیست. اما کتاب از نیمه دوم وارد فاز جذابتر و تازهتری میشود. اینجاست که علت جذابیت و شهرت این کتاب را متوجه میشویم.
دو کلمه ساده: آزادشان بگذار، همه چیز را تغییر داد. انگار که اصلاً اهمیتی نمیدادم و به طرز عجیبی انگار هیچ چیز به من ربطی نداشت. چیزهایی که قبلاً من را آزار میدادند، دیگه آزاردهنده نبودند. کسانی که قبلاً اذیتم میکردند، دیگر اذیتکننده نبودند. چنگ محکمی که بر زندگی زده بودم را کمکم شل کردم. شرایطی که تا پیش از این در محل کار، مرا مضطرب میکردند یا باعث میشدند در خانه غرش را به جان خانوادهام بزنم، دیگر اثری روی من نداشت. فضای ذهنم که قبلاً با نگرانیها، دلخوریها و هیجانات بیفایده پر شده بود، حالا برای چیزهای مهمتر آزاد شده بود.
در پایان هر فصل نویسنده نکات مهم را خلاصهوار باز نوشته است و همین موضوع مرور هر فصل را آسان و به خاطر سپردن جملات کلیدی را ممکن میکند. برای توضیح آخر دربارهی این کتاب باید بگویم، کتابی که در دست دارید جادویی است برای بازپسگیری آن قدرتی که ناخودآگاه به اطرافیانتان دادهاید تا انرژی شما را ببلعند و روان شما را فرسوده کنند. وقت آن است که آن قدرت را پس بگیرید و آن انرژی را صرف زندگی خودتان کنید؛ صرف این نعمت زیبا که تنها برای شماست و فرصت دوبارهای برای تجربهی آن نیست.
پینوشت: فایل صوتی از کانال تلگرامی انتشارات لوگوس میباشد.
برای خرید به سایت انتشارات لوگوس مراجعه کنید:
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا گتسبی بزرگ بود؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
اینجا،«تغییر»مصادف است با«سنگباران»!
مطلبی دیگر از این انتشارات
کتابی که امید واقعی بهمون میده!