نه ادمی_ اوسامودازای

آیا تا به حال حس کرده‌اید که بین شما و بقیه دنیا، یک دیوار شیشه‌ای وجود دارد؟ انگار همه بازی زندگی و قوانین نانوشته‌ی آدم‌ها را بلدند، اما شما فقط دارید از پشت این شیشه تماشا می‌کنید و همیشه در تلاشید ادای آن‌ها را در بیاورید؟

کتاب نه آدمی اثر اوسامو دازای، داستان همین بیگانگی عمیق است. داستان اوبا یوزو که از همان کودکی، آدم‌ها برایش موجودات ترسناک و غیرقابل‌فهمی بودند. او برای اینکه در این دنیای غریبه دوام بیاورد، یک استراتژی دردناک انتخاب می‌کند: دلقک‌بازی! او با خنداندن دیگران و به مسخره گرفتن خودش، ترس درونی‌اش از انسان‌ها را پشت نقاب یک آدم‌بی‌خیال و شاد پنهان می‌کند.

اما این کتاب فقط یک داستان نیست؛ یک اعتراف‌نامه است. اعتراف به شکنندگی روح آدمی در برابر نگاه سنگین دیگران. اوسامو دازای در این اثر، چنان بی‌پروا از انزوا و پوچی حرف می‌زند که انگار دارد لایه‌های پنهان وجود خود ما را کالبدشکافی می‌کند.

خواندنش شاید راحت نباشد، چون مدام تو را با این حقیقت روبرو می‌کند که چقدر از ترس قضاوت شدن، خود واقعی‌ات را پشت نقاب‌ها پنهان کرده‌ای. اما اگر روزی احساس کردید که در این دنیا جا نمی‌شوید، اگر حس کردید دیگر آدمی نیستید و به جای دیگری تعلق دارید، این کتاب را بخوانید تا بفهمید در این تنهایی بزرگ، تنها نیستید.

بخشی از کتاب
بخشی از کتاب
بخشی از کتاب
بخشی از کتاب

خب، اوسامو دازای کیست؟

ایشونه
ایشونه

دازای یه نویسنده‌ی ژاپنی بود که تو قرن بیستم زندگی می‌کرد. زندگی خود دازای یه پا داستان غم‌انگیز بود پر از بالا و پایین، درگیری با مشکلات روحی، اعتیاد، و حتی چندین بار تلاش برای خودکشی. انگار تمام این دردها و تجربه‌های تلخ، سوخت قلمش می‌شدن.

قهرمان‌های داستان‌هاش هم معمولاً شبیه خودش بودن آدم‌هایی تنها، که حس می‌کردن با بقیه دنیا فرق دارن و نمی‌تونن خودشون رو با قوانین نانوشته‌ی جامعه وفق بدن. اوبای داستان نه آدمی‌هم دقیقاً همین‌طوریه. اون برای اینکه بتونه تو این دنیای غریبه دووم بیاره، یه نقاب دلقک میزنه و سعی می‌کنه با خندوندن بقیه، ترس عمیقش از آدم‌ها رو پنهان کنه.

آثار دازای خیلی شبیه یه نامه‌ی اعتراف‌نامه هستن؛ انگار داره صادقانه و بی‌پرده از دردهای درونی‌اش حرف می‌زنه. اون جسورانه از تنهایی، پوچی، و شکنندگی روح انسان می‌نوشت و همین باعث شد خیلی‌ها با شخصیت‌های داستان‌هاش هم‌ذات‌پنداری کنن.

و اینکه در چه سنی فوت کرد؟

متاسفانه، دازای در سن ۳۸ سالگی در اثر خودکشی از دنیا رفت. زندگی کوتاهش اما پر بود از لحظاتی که تونست درد خیلی از آدم‌ها رو تو قالب کلمات بریزه و برای همین هم هنوز بعد از این همه سال، خیلی‌ها با آثارش ارتباط برقرار می‌کنن.

اقای دازای
اقای دازای

خب...این کتاب پیشنهاد یکی از دوستان خوبم بود و من هم برای شما یک معرفی کوتاه ازش گذاشتم.

(: