آنی شرلی، کودکی که بهم درس زندگی داد.

مقدمه
آنی شرلی، اسمی که به گوش خیلیها آشناست و خیلیها هم این دختربچه موقرمز پرحرف و خیالپرداز رو میشناسن.
با اینکه این شخصیت خیالی، معرف همه هست و آدمهای زیادی دربارهش حرف زدن؛ ولی من خودم رو مدیون این دختربچه میدونم و حس کردم باید دربارهش بنویسم.
تو این مطلب میخوام دربارهی مجموعه کتاب هشت جلدی آنی شرلی به نویسندگی لوسی مونتگمری، حرف بزنم.
نکتهی جالب توجه اینجاست که من این کتابها رو در بزرگسالیم خوندم و با این حال، درسهای زیادی ازش گرفتم.
خلاصه داستان
داستان دربارهی یه دختر یتیمه به اسم آنی که در یازده سالگی بالاخره توسط یه خانواده به سرپرستی گرفته میشه ولی یه اشتباهی رخ داده، اون خانواده یه پسربچه میخواستن اما بیپناهی و شیرینزبون بودن آنی، مانع این شد که اونو به یتیمخونه برگردونن و آنی بالاخره خانوادهدار شد.
خیلی خوب است که قرار است با شما زندگی کنم و مال شما باشم. من تابهحال مال کسی نبودهام.
در طی این هشت جلد، ما مسیر زندگی آنی رو تا بزرگسالیش دنبال میکنیم؛ از اولین دوستی که وارد زندگیش شد تا رابطهی عاشقانهش و تشکیل خانواده.
چرا آنی انقدر برام الهامبخش بود؟
آنی یه دختر کوچولو با ظاهر متفاوت از بقیه بود، موهای قرمز و پوست کک و مکی. رفتارها و سلایق عجیبی هم داشت، عاشق ادبیات بود و سعی میکرد مثل کتابها، شاعرانه حرف بزنه. از سن خیلی کم، بیخانواده شد و بچههای یتیمخونه بخاطر ظاهر و قلمبه سلمبه حرف زدنش، مسخرهش میکردن.
اما آنی با تمام این تفاوتها و ظلمهایی که بهش در کودکی شد، دست از مثبتاندیش بودن نکشید. اون همیشه سعی میکرد در برخورد با بقیه، اون آدم مهربونی باشه که خودش در کودکی بهش نیاز داشت.
آنی در چیزهای معمول و روتین زندگی، جزئیات زیبا و شاعرانه پیدا میکرد. حضور آنی در هر مکانی، مثل خورشید، گرمابخش و شادیآفرین بود.
تابهحال دقت کردهای وقتی مردم میگویند که وظیفهی خودشان میدانند مسئلهای را بیان کنند، باید منتظر شنیدن جملههای انتقادآمیز باشی؟ چرا هرگز هیچکس وظیفهی خودش نمیداند مسائل خوشایندی را که دربارهات شنیده به گوشَت برساند؟
شخصیت پردازی داستان
علاوه بر کاراکتر اصلی (آنی)، کاراکترهای فرعی هم به خوبی ساخته و پرداخته شدن. در طول این هشت کتاب، کلی کاراکتر میان و میرن و حضور هرکدومشون، یه درس زندگی داره. نویسنده نشون میده حتی کاراکترهای دوستنداشتنی هم چیزهایی برای دوست داشته شدن دارن.
یکی از ویژگیهای مثبت مونتگمری به نظر من، تواناییش در بیان احساسات و افکار بچههاست. وقتی شروع میکنه به شخصیتپردازی یه کودک، شمارو پرت میکنه به کودکی خودتون و احساساتی که تو اون دوره تجربه کردین براتون تداعی میشه. این همدلی با بچهها رو در شخصیت آنی هم میتونین ببینین. اون حتی در بزرگسالیش هم رابطهی خیلی خوبی با بچهها داره و بچهها کنارش، خود واقعیشونن.
- اگر دلت نخواهد، مجبور نیستی. تو بزرگ شدهای. من وقتی بزرگ شوم دیگر هیچکدام از کارهایی را که دوست ندارم، نمیکنم.
- ولی دیوی! کمکم میفهمی که در تمام عمرت مجبوری کارهایی را که دوست نداری، انجام بدهی.
هشت جلد دربارهی آنی؟
وقتی کتاب اول رو خوندم و فهمیدم تقریبا تمام اقتباسهایی که تاحالا تولید شده، فقط داستان کتاب اول رو پوشش دادن، با خودم گفتم پس هفت جلد دیگه دربارهی چی میتونه باشه؟
میتونم بگم تا جلد پنجم، انتظاراتم برآورده شد و از خوندن ماجراها و رشد آنی، لذت بردم. اما حقیقتا هدف سه جلد آخر رو نفهمیدم چون عملا دیگه داستان دربارهی آنی نبود با اینکه عنوان کتابها آنی شرلی بود.
بنظر اومد چون کتابها پرفروش بودن، نویسنده بزور میخواست داستان رو به درازا بکشونه که بنظرم حیف بود. البته که داستان کتابهای آخر بد نبودن، صرفا هیچ ربطی به عنوان کتاب نداشتن.
موخره
درنهایت، بنظرم تکتک کتابهای این مجموعه ارزش خوندن دارن، بخصوص برای بچههای نوجوون؛ چون نویسنده به خوبی دربارهی دوستی، خانواده، رشد و مفاهیم دیگه که در این سن اهمیت پیدا میکنن، حرف زده. اما اگر شما هم مثل من در بزرگسالی، فرصت خوندن این مجموعه رو پیدا کردین، نگران نباشین چون بازم کلی بهتون خوش میگذره.
اگر کتابهاش رو خوندین، بهم بگین کدوم جلد مورد علاقهی شما بود؟
یکی از اقتباسهای موردعلاقهم که از کتاب اول برداشت شده، سریال Anne with an e هست که پیشنهادش میکنم.

مطلبی دیگر از این انتشارات
ایستراگ های انیمیشن soul | قسمت دوم
مطلبی دیگر از این انتشارات
تکنیکال آرتیست، حلقه طلایی
مطلبی دیگر از این انتشارات
دروغهایی که دختران به خود میگویند