اینجا نازی‌ها برنده شدن

داستان

داستان بازی Wolfenstein: The New Order توی جهانی روایت میشه که نازی‌ها برنده‌ی جنگ جهانی شدن. اونا موفق شدن ایدئولوژی خودشون رو به مردم غالب کنن. موفق شدن مخالفان رو سرکوب کنن و هرکسی که خواستن بکشن.

جهان نازی‌های پیروز، جهان جشن دائمی بود. خیابان‌ها هرروز پر از مراسم مختلف، مجسمه‌های بزرگ و رژه‌های بی‌انتها بود. توی اون مراسم، فردیت انسان‌ها گم میشد و تنها چیزی که می‌موند، یه ایده‌ بود. اما این ایده مقدس بود. همون‌طور که رهبر اونا براشون مقدس بود. تقدسی که هر عملی رو برای اونا مشروع می‌کرد. خونخواری اونا تمومی نداشت.

توی این جهان، مقاومت به معنی خیانت بود. این ایدئولوژی اونقدر به بقا گره خورده بود که مردم فکر میکردن اگه رایش شکست بخوره، جهان به هرج و مرج میفته. وحشت از خلأ قدرت، بزرگترین تضمین برای بقای دیکتاتور بود.

هیچ راه ارتباطی و یا رسانه‌ای بدون کنترل رژیم وجود نداشت و بصورت ۲۴ ساعته تبلیغات رژیم از همه جا پخش می‌شد. اینجا سکوت آدم‌ها هم برای رژیم مشکوک بود و اونارو بابت فریاد نزدن ایدئولوژی اونها، بازخواست می‌کرد. احتمالا مردمش موقع ارسال مقاله‌ی خودشون هم باید منتظر تایید میموندن.

مردم این جهان با شیرِ تبلیغات بزرگ شده بودن و مغز شست‌وشو داده‌ی اونا توانایی درک آزادی رو نداشت.

خونه‌ها دیگه جای امنی نبودن. هر همسایه‌ای می‌تونست مخبر باشه و هرشب احتمال یورش به خونه‌ها وجود داشت. اعضای خانواده هم حتی ممکن بود از ترس همدیگه رو لو بدن. این جهان یک پارانویای دائمی بود.

این بازی نشون میده چطور یه ایدئولوژی مرگ پرست می‌تونه خودشو جای حافظ نظم و هویت جا بزنه.

گیم‌پلی

گیم‌پلی بازی با شوترهای دیگه فرق زیادی نداره. یه ویژگی جالبش اینه که می‌تونین با هر دست، یه سلاح نگهدارین و هر کدوم، دکمه‌ی شلیک جداگانه داره. خشونت مبارزه از راه نزدیک بشدت بالاست و به شما اجازه‌ی خالی کردن خشم خودتونو به کامل‌ترین شکل میده. این خشونت بی‌انتها شاید تنها زبان صحبت با این رژیمه.

زیبایی‌شناسی

با اینکه گرافیک بازی مربوط به سال ۲۰۱۴ هست، استایل هنری بازی، نورپردازی‌ها و طراحی محیط‌ها هنوز قشنگه و توی نسخه‌ی دوم که ۲۰۱۷ اومده خیلی بهتر هم میشه.

موسیقی متن بازی ترکیبی از موسیقی حماسی و آهنگای دهه شصت میلادیه. همچنین طراحی صدای اسلحه‌ها گوش‌نوازه و به هر شلیک، وزن میده.

انتخاب

همون اول بازی، به بازیکن یه انتخاب داده میشه که یکی از دوستاش رو نجات بده. نتیجه‌ی این انتخاب تا آخر بازی و حتی توی نسخه‌ی دوم بازی یعنی Wolfenstein 2: The New Colossus همراه شماست. این ویژگی، تکرارپذیری رو بالا می‌بره.

شخصیت‌های بازی

اما شخصیت اصلی این داستان، ویلیام جوزف بلازکوویچ، یکیه مثل من و شما. مردی که از کما بیرون اومده و دیده ظلم برنده شده ولی نمی‌خواد تسلیم بشه. همراهان اون کین؟ یه زن پرستار لهستانی، یه مرد سیاه پوست، یه دانشمند یهودی، یه معلول ذهنی و بقیه اعضا که هیچ ربطی به هم ندارن جز اینکه همشون توسط رژیم سرکوب شدن. این بازی نشون میده اتحاد به معنی یه ارتش یکدست نیست بلکه ائتلاف تفاوت‌هاست. اشتراک اونا، اینه که اونا می‌خوان مقاومت کنن.

امیدوارم تو هم مقاومت کنی.