دروازهای رو به آینده
حقوق ناخالص، همهی آن چیزی نیست که یک کارفرما میپردازد

تو دنیای کسبوکار، هیچ چیز بدون عدد معنا پیدا نمیکنه. ایدههای بزرگ، استراتژیهای رشد، توسعهی تیمها، سرمایهگذاریهای جدید! همهی اینا در نهایت به یه چیز ختم میشن: اعداد.
وقتی یه مدیر تصمیم میگیره تیمش رو گسترش بده، وقتی یه کسبوکار میخواد وارد بازار جدیدی بشه، وقتی یه استارتاپ در حال جذب سرمایهست، اولین و مهمترین سوال اینه: "چقدر هزینه داره و چقدر بازده خواهد داشت؟" بدون این اعداد، هیچ ایدهای از سطح تئوری فراتر نمیره. اما این موضوع فقط مربوط به سرمایهگذاری و توسعهی کسبوکار نیست؛ تمام بخشهای یک سازمان برای تصمیمگیریهای روزمره و استراتژیک، به دادههای عددی وابستهان.
هر دپارتمان در یک سازمان، برای تصمیمگیریها و تحلیل عملکرد خودش، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از دادههای مالی و عملیاتی استفاده میکنه. مارکتینگ شاخصهایی مثل CAC (هزینهی جذب مشتری)، ROAS (بازگشت سرمایه از تبلیغات) و نرخ تبدیل رو به دقت رصد میکنه تا مطمئن بشه که هر ریالی که هزینه میشه، بازدهی مناسبی داره. محصول هم معیارهای کلیدی مثل LTV (ارزش طول عمر مشتری)، نرخ ریزش (Churn Rate) و هزینهی نگهداشت کاربر رو دنبال میکنه تا تصمیم بگیره که توسعهی یک قابلیت جدید، از نظر اقتصادی بهصرفه هست یا نه. در دپارتمان فنی، هزینههای زیرساخت، سرورها و ابزارهای توسعه، در کنار بهرهوری تیمهای فنی، بهصورت دادهمحور ارزیابی میشه تا مشخص بشه که بهینهسازی یک سیستم چقدر میتونه به کاهش هزینهها یا افزایش مقیاسپذیری کمک کنه.
اعداد در دنیای منابع انسانی
دپارتمان منابع انسانی که یکی از پرهزینهترین بخشهای سازمان محسوب میشه، هنوز به اندازهی بقیهی دپارتمانها دادهمحور نشده. در حالی که مارکتینگ، محصول و فنی برای هر تصمیم، شاخصهای مالی و بازگشت سرمایه رو در نظر میگیرن، منابع انسانی هنوز بیشتر روی تحلیلهای کیفی و رویکردهای سنتی تکیه داره.
نتیجه این خلا چیه؟ هزینهها بدون سنجش دقیق افزایش پیدا میکنن، اما هیچ معیاری برای ارزیابی بازدهی واقعی اونها وجود نداره. مشکل اینجاست که این عدم شفافیت فقط به منابع انسانی آسیب نمیزنه، بلکه مدیران ارشد رو هم در تصمیمگیریها دچار تردید میکنه. وقتی مدیری هیچ تصویری از حجم واقعی هزینههای منابع انسانی نداره، چطور قراره با تصمیمهای این حوزه همراه بشه؟ فرض کنید توی سازمانی سالانه ۳۰ میلیارد تومان صرف مزایا و رفاهیات کارکنان میشه، اما این عدد هیچوقت به شکل قابل فهم و تحلیلی روی میز مدیران نیومده. حالا اگه پیشنهاد خرید یه صندلی ماساژور ۱۵۰ میلیونی مطرح بشه، واکنش مدیریت چیه؟ تعلل!
البته نه به خاطر مخالفت با اصل موضوع، بلکه به خاطر اینکه مدیر هیچ مبنای عددی برای تحلیل این هزینه در مقیاس کلی نداره.
و اینجاست که منابع انسانی، علیرغم نقش کلیدیاش، در بسیاری از سازمانها نمیتونه تأییدهای لازم رو برای برنامههاش بگیره. چون وقتی دادههای شفاف وجود نداشته باشن، طبیعتاً ریسکپذیری مدیران در تصمیمگیریهای مرتبط با منابع انسانی پایین میاد. این اتفاق منجر به این میشه که:
- پروژههای منابع انسانی به تعویق میافتن یا رد میشن، نه به خاطر غیرمنطقی بودن، بلکه به دلیل نبود دادههای عددی شفاف و مستند که اونها رو توجیه کنن.
- برنامههای رفاهی و سیاستهای جبران خدمات ضعیفتر از حد انتظار اجرا میشن، چون تصمیمگیرندهها نمیتونن بهدرستی ارزششون رو بسنجن.
- نگاه مدیران به منابع انسانی بهمرور تغییر میکنه و این بخش رو نه بهعنوان یک دپارتمان استراتژیک، بلکه بهعنوان یه مرکز هزینهی غیرشفاف میبینن.
و تمام این اتفاقات نه به خاطر کمبود بودجه یا مخالفت مدیران، بلکه به دلیل کمبود دادههای عددی شفاف رخ میده. هیچ مدیری حاضر نیست توی این سطح از ابهام، تصمیمات بزرگ بگیره،در حالی که میشه این مشکل رو به سادگی و با کمی شفافیت و ارائهی دادههای دقیق برطرف کرد.
تو این بلاگ میخوایم تجربهی خودمون رو از اینکه چطور دادهمحور کردن منابع انسانی، تصمیمگیریها رو متحول کرد و جایگاه این دپارتمان رو توی سازمان ارتقا داد باهاتون به اشتراک بذاریم. این که چطور با شفافسازی هزینهها و ارائهی دادههای دقیق، نهتنها مدیران رو در تصمیمگیریها همراه کردیم، بلکه منابع انسانی رو از یه واحد اجرایی، به یک بخش استراتژیک تبدیل کردیم.
هزینههای بزرگ سازمان؛ کدوم بخشها بیشترین فشار مالی رو ایجاد میکنن؟
هر کسبوکار، بسته به مدل درآمدی و صنعتش، بخشهای مختلفی داره که بیشترین هزینه رو به خودش اختصاص میدن. توی شرکتهای تولیدی، مواد اولیه و تجهیزات جزو پرهزینهترین بخشها هستن. توی شرکتهای فناوری، هزینههای تحقیق و توسعه و زیرساختهای فنی عددهای بزرگی رو به خودشون اختصاص میدن. توی کسبوکارهای خدماتی، بازاریابی و عملیات اجرایی سهم عمدهای از هزینهها رو تشکیل میدن. اما یه چیز توی همهی این کسبوکارها مشترکه: هزینهی منابع انسانی یکی از بزرگترین هزینههاییه که هیچ سازمانی نمیتونه نادیده بگیره. برخلاف هزینههایی مثل تبلیغات، اجاره یا توسعهی محصول که توی فاکتورها و گزارشهای مالی بهوضوح قابل مشاهدهان، هزینههای منابع انسانی توی لایههای مختلف سازمان پخش شده و خیلی از شرکتها تصویر کاملی ازش ندارن. اما وقتی این هزینهها رو کنار هم بذاریم، به عددهایی میرسیم که توی بودجهی هر شرکت، سهم بزرگی دارن:
- حقوق و مزایا (حقوق پایه، پاداش، بیمه، عیدی، سنوات، بیمهی تکمیلی)
- هزینههای آموزشی و توسعهی نیروی انسانی (دورههای آموزشی، کنفرانسها، مربیگری و کوچینگ)
- ابزارها و تجهیزات کاری (لپتاپ، مانیتور، اشتراکهای نرمافزاری، هزینههای اینترنت و ابزارهای ارتباطی)
- هزینههای رفاهی و انگیزشی (وام، پاداشهای عملکردی، برنامههای تفریحی، هزینهی غذا و حملونقل)
- هزینههای جذب و جایگزینی نیرو (استخدام، آگهیهای شغلی، مصاحبهها، هزینهی خروج افراد)
این هزینهها تو نگاه اول شاید پراکنده و جزئی به نظر برسن، اما وقتی کنار هم قرار بگیرن، بخش زیادی از بودجهی سازمان رو تشکیل میدن. حالا این سؤال پیش میاد: اگه هر تصمیم توی سازمان باید روی عددها بنا بشه، چرا هزینههای منابع انسانی که یکی از مهمترین هزینههای سازمانه، باید مبهم و غیرشفاف باقی بمونه؟
هر تصمیم در مورد تیمها، از استخدام گرفته تا تغییر ساختار مزایا، یا حتی کوچیک کردن یه دپارتمان باید با دادههای دقیق پشتیبانی بشه. اگه ندونی که هر نفر توی شرکت چقدر هزینه داره، چطور میتونی تصمیم بگیری که تیم رو گسترش بدی یا نه؟ اگه تصویر شفافی از هزینههای جانبی افراد نداشته باشی، چطور میتونی بفهمی که یه تیم جدید، ارزش سرمایهگذاری داره یا فقط یه هزینهی اضافیه؟ اینجا دقیقاً همون نقطهایه که شفافیت مالی در هزینههای منابع انسانی اهمیت پیدا میکنه.

دادههای دقیق، تصمیمهای دقیقتر؛ چرا نباید هزینههای منابع انسانی رو دستکم گرفت؟
ما تو رمزینکس متوجه شدیم که برای اینکه تصمیمهای درستی دربارهی منابع انسانی بگیریم، چه در مورد جذب افراد، چه دربارهی سیاستهای جبران خدمات و چه در بهینهسازی ساختار تیمها، باید تصویری دقیق و جامع از تمام هزینههای این بخش داشته باشیم. اما این فقط دربارهی دونستن اینکه "چقدر خرج شده" نیست. هدف این بود که بفهمیم این هزینهها چه اثری روی سازمان دارن، چقدر بازدهی ایجاد میکنن، و چطور میتونیم مدیریتشون کنیم. بدون دادههای دقیق، تصمیمگیری تو حوزهی منابع انسانی مسیر مشخصی نداره و این یعنی منابع به درستی تخصیص پیدا نمیکنن، بهرهوری پایین میاد و فرصتهای رشد از دست میرن.
اگه دقیق ندونیم که هر فرد، تیم یا دپارتمان چقدر هزینه داره، نمیتونیم ارزیابی کنیم که سرمایهگذاری روی رشد یه تیم منطقیه یا نه، آیا ساختار جبران خدمت نیاز به تغییر داره؟ یا چطور میشه منابع رو بهینهتر مدیریت کرد؟ اینجا بود که فهمیدیم اگه منابع انسانی قراره از یه واحد اجرایی به یک بخش استراتژیک و تصمیمساز تبدیل بشه، باید دادههای مالی دقیق و شفاف داشته باشیم.
به همین دلیل، با دقت و وسواس زیاد تمام هزینههایی که به ازای هر فرد در سازمان ایجاد میشه رو جمعآوری و طبقهبندی کردیم؛ از حقوق و مزایا گرفته تا تجهیزات کاری، اشتراکهای نرمافزاری، هزینههای جذب و جایگزینی افراد و هر دادهی مهم دیگهای که نیاز داشتیم. تلاش کردیم که همهی این دادهها در یک ساختار منظم، تمیز و قابل تحلیل نگهداری بشن، تا بتونیم در هر لحظه به تصویری واضح از هزینههای منابع انسانی در سطح فردی، تیمی و سازمانی دسترسی داشته باشیم.
تو ادامه، دقیقتر توضیح میدیم که چطور این دادهها رو جمعآوری کردیم، چطور ازشون استفاده کردیم، و چرا هر سازمانی که به آیندهی خودش اهمیت میده، باید همچین دیدی روی هزینههای منابع انسانی داشته باشه.
جمع آوری دادهها
برای اینکه هزینههای منابع انسانی رو به دقیقترین شکل ممکن ثبت و تحلیل کنیم، همکاری نزدیکی با تیم مالی داشتیم. هر هزینهای که در سازمان ثبت میشه، با جزئیات کامل و بهصورت موردی در تیم مالی مستند میشه. بعد از اون، این دادهها به منابع انسانی منتقل میشن، جایی که ما با دقت و وسواس، اونها رو بررسی، مرتب و طبقهبندی میکنیم.
هیچ عددی نباید مبهم باشه. به همین خاطر، هر موردی که جای تردید یا نیاز به تأیید دوباره داشته باشه، مجدداً بررسی و با تیم مالی چک میشه. وقتی همهی دادهها به تأیید رسید، اونها رو توی بخشهای مختلف شیت مالی منابع انسانی به تفکیک افراد، تیمها و دپارتمانها ثبت میکنیم تا هزینههای هر ماه بهدقت مشخص بشه و چیزی از قلم نیفته.
این دادهها شامل:
حقوق و مزایا
- حقوق پایه
- عیدی و سنوات
- بیمه تامین اجتماعی
- بیمهی تکمیلی
- پاداشها (پاداشهایی که بر اساس عملکرد افراد براشون درنظر گرفته میشه)
ابزارها و امکانات کاری
- هزینهی اکانتهای نرمافزاری و سرویسهای مورد نیاز (تو رمزینکس، بخش قابل توجهی از هزینههای آموزشی به تهیهی سرویسهای هوش مصنوعی و ابزارهای تخصصی اختصاص پیدا میکنه. ابزارهایی که به افراد کمک میکنه بهرهوریشون رو افزایش بدن و کارها رو بهینهتر و سریعتر پیش ببرن)
- هزینهی اینترنت و تلفن کاری
- تجهیزات الکترونیکی (لپتاپ، مانیتور، ماوس و غیره)
مزایای رفاهی
- وام و تسهیلات سازمانی
- استفاده از سرویسهای حملونقل یا اسنپفود سازمانی
- هزینههای دورهمیها و تیمبیلدینگ
- هدایای مناسبتی و خوراکیهای میانوعده
هزینههای اداری و پشتیبانی
- اجاره و قبوض دفتر (هزینهی ماهانهی اجارهی فضای کاری، برق، آب، گاز و اینترنت)
- خرید ملزومات اداری (مثل کاغذ، خودکار، پرینتر، مبلمان اداری و سایر تجهیزات مورد نیاز)
- حملونقلهای ضروری کارهای اجرایی و اداری
برای اینکه این هزینهها رو به شکل ساده و شفاف در گزارشهای مالی منابع انسانی نشون بدیم، کل این هزینهها رو بر تعداد کل افراد سازمان تقسیم کردیم تا هزینهی متوسط هر فرد مشخص بشه.
مدیریت هزینههای تجهیزات الکترونیکی
یکی از نکات جزئی اما مهم در محاسبهی هزینههای هر فرد در سازمان، هزینهی تجهیزات الکترونیکیه. این هزینهها اغلب تو لایههای مختلف بودجه پخش میشن و اگر بهدرستی مدیریت نشن، میتونن به یه هزینهی پنهان و کنترلنشده تبدیل بشن.
برای اینکه یه دید شفاف روی این موضوع داشته باشیم، یه شیت جداگانه ایجاد کردیم که تمام پارامترهای مربوط به تجهیزات الکترونیکی رو دقیق ثبت کنیم. این پارامترها شامل:
- نوع تجهیزات: مثل لپتاپ، تلفن سازمانی، مانیتور، هدست و ابزارهای کاری
- متوسط قیمت یا ارزش خرید/جایگزینی هر تجهیز: بر اساس قیمت خرید و میزان استهلاکش
- مدت زمان استفادهی پیشبینیشده (عمر مفید): برای مثال لپتاپ ۳ سال، گوشی ۲ سال و…
- هزینهی ماهانهی استهلاک: مبلغی که هر ماه بابت مصرف اون تجهیز محاسبه میشه
برای محاسبهی هزینهی ماهانهی تجهیزات الکترونیکی هر فرد، قیمت خرید یا جایگزینی تجهیز رو بر مدت زمان استفادهی پیشبینیشده (به ماه) تقسیم کردیم تا مقدار استهلاک ماهانهی آن مشخص بشه.
بهعنوان مثال، اگر یک لپتاپ با قیمت ۶۰ میلیون تومان خریداری شده و عمر مفید اون ۳۶ ماه (۳ سال) باشه، هزینهی ماهانهی این تجهیز برابر با ۱.۶۶ میلیون تومان در ماه خواهد بود. این محاسبات برای همهی تجهیزات مورد استفادهی یک فرد انجام شده و در نهایت، هزینهی کلی تجهیزات هر فرد در ستون هزینه تجهیزات الکترونیکی در شیت ثبت میشه.
این فرایند باعث شد که نهتنها دادهها ساختاریافته، تمیز و بدون خطا باشن، بلکه هر عددی بهراحتی قابل ردیابی و تحلیل باشه. بعد از این مرحله، اطلاعات نهایی وارد دیتابیس منابع انسانی و دشبورد متابیس میشن، جایی که امکان بررسی و تحلیلهای عمیقتر روی این دادهها فراهم میشه.در بلاگ پست داده محور کردن منابع انسانی، جزئیات بیشتری دربارهی این دشبورد توضیح دادیم.
برای ما این کار فقط یه ثبت سادهی هزینهها نیست؛ یه سیستم یکپارچه برای داشتن شفافیت کامل روی منابع انسانی و هزینههاشه. البته، این گزارشها و دادههایی که جمعآوری و تحلیل میکنیم، هرچند با بیشترین دقت و وسواس ثبت و بررسی میشن، اما مثل ترازنامههای مالی، دقت صد درصدی ندارن. همیشه یه درصدی خطا یا نوسان ممکنه توی این گزارشها وجود داشته باشه. اما نکتهی مهم اینجاست: حتی با همین دادهها، ما و مدیران یه دید فوقالعاده شفاف از هزینههای منابع انسانی داریم، دیدی که قبلاً با این میزان شفافیت و دقت وجود نداشت. این تصویر، با همهی چالشها و نواقص احتمالی، همچنان خیلی بهتر از تصمیمگیریهای بدون داده و شهودیه. همین دید کلی، کمک کرده که بتونیم تصمیمهای مؤثرتری بگیریم، هزینهها رو بهینهتر مدیریت کنیم و مسیر رشد سازمان رو با آگاهی بیشتری تنظیم کنیم.
توی ادامه، چندتا از تصمیمهایی که بر اساس این دادهها گرفته شده و تأثیرش رو در عملکرد سازمان گذاشته، بررسی کردیم تا نشون بدیم چطور این نوع تحلیل هزینهها، فراتر از یه گزارش مالی، به یه ابزار استراتژیک برای منابع انسانی تبدیل شده.
از دادههای خام تا تغییرات واقعی
تحلیل دادههای هزینهها نشون داد که بعضی از بخشهای سازمان، نسبت به هزینههایی که دارن، بازدهی کافی ندارن. در نگاه اول، هزینهها معقول به نظر میرسیدن، اما وقتی دادهها رو دقیقتر بررسی کردیم، مشخص شد که در بعضی تیمها، نحوهی مدیریت منابع و توزیع نقشها بهینه نیست. این بررسی باعث شد بفهمیم که مشکل صرفاً میزان هزینهها نیست، بلکه چگونگی استفاده از منابع اهمیت بیشتری داره.
داشتن دادههای دقیق دربارهی هزینهها به ما این امکان رو داد که با تصمیمگیری آگاهانه، نقشهای غیرضروری رو حذف کنیم، افراد رو به جایگاههای درست منتقل کنیم و ساختار تیمها رو اصلاح کنیم. این تغییرات باعث شد که نهتنها هزینهها کاهش پیدا کنه، بلکه بهرهوری و کیفیت عملکرد هم به میزان قابلتوجهی افزایش پیدا کنه. این روند نشون داد که شفافیت در هزینهها و تحلیل درست دادهها، یکی از کلیدیترین ابزارها برای بهینهسازی سازمان و گرفتن تصمیمات موثره.
اما اثربخشی این دادهها فقط تو بهینهسازی تیمها نیست. این دادهها، یه تغییر اساسی در نحوهی تصمیمگیری منابع انسانی هم ایجاد کردن. حالا که به انتهای سال ۱۴۰۳ نزدیک شدیم، برای جلسات تعیین بودجهی منابع انسانی عددهای دقیق روی میز داریم. حالا دیگه میتونیم توی جلسات با مدیرهای سازمان، با دادههای شفاف و تحلیلهای قانعکننده صحبت کنیم. میتونیم نشون بدیم که کجا هزینهها بالاتر از استاندارد بوده، کجا میشه بهینهسازی کرد، و چطور میتونیم رشد تیمها رو بر اساس دادههای واقعی برنامهریزی کنیم.
این فقط باعث افزایش دقت در تعیین بودجه نشد، بلکه نقش منابع انسانی در سازمان رو هم تغییر داد و حالا، منابع انسانی رمزینکس، یه تیم تحلیلی و استراتژیکه که با اعداد، مسیر رشد و بهینهسازی سازمان رو مشخص میکنه و میتونیم روی میز تصمیمات کلان سازمان بشینیم و با دادههای دقیق، روی آیندهی کسبوکار تأثیر بذاریم.
ما اینجا تونستیم با اتکا به دادههای واقعی و نشون دادن هزینهها و بازدهی تیمها، به یک "شریک استراتژیک" برای مدیران سازمان تبدیل بشیم که میتونه با اعداد مستند نشون بده که چه تصمیمی از همه بهتره و کدوم ساختار یا سیاست، بیشتر از بقیه میتونه به رشد سازمان کمک کنه.
در نهایت، این پروژه فراتر از صرفهجویی یا بهبود فرایندها بود. ما تو رمزینکس ثابت کردیم که منابع انسانی میتونه تأثیر خیلی عمیقتری تو مسیر رشد و موفقیت یه سازمان داشته باشه. نهفقط با پرداخت حقوق و تنظیم مرخصیها، بلکه با تحلیل دادهها و تصمیمسازیهای استراتژیک که کل سازمان رو بهینه میکنه. این تجربه بهمون نشون داد که وقتی منابع انسانی از یه واحد اجرایی به یه بخش دادهمحور تبدیل میشه، میتونه نقش یه موتور محرک رو داشته باشه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
تلویزیون رمزینکس
مطلبی دیگر از این انتشارات
اولین روز کاری در رمزینکس چگونه میگذرد؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
منابع انسانی؛ معمار فراموششدهی بقا