نوشتههای یک تناقض https://t.me/kamanditis
بی عنوان!

چطور اتصال نگاهم را از چشمانت قطع کنم؟
حالی که کوی و برزن سرمای دستان سفید عروس سال را فریاد میزنند اما آن دو گوی سرخ، به حرارت و سیاست تابستان و به شور عاشقانهی پاییز و درخشش آسمان بهار، مرا مینگرند؟
"عاقلان تو را سرزنش میکنند ولی...
تو درگیر برق نگاه یک دیوانهای!"
مطلبی دیگر از این انتشارات
گاه انسان مچاله میشود
مطلبی دیگر از این انتشارات
یادداشت هایی برای شما که مرا نمیشناسید
مطلبی دیگر از این انتشارات
دروغی به نام زندگی