خط شکن (روز یازدهم/بنبست)

روز یازدهم (بنبست)
تا کنون چندبار شده که در زندگی احساس کنید تمام مسیرهایی که میروید به بنبست ختم میشود؟ تا کنون چندبار به در بسته خوردهاید؟ آیا واقعا تقسیم بندی عادلانهای در جهان برای مسیرهای پیش روی هر انسان قرار دارد؟ گمان نمیبرم در این مورد (به اضافهی بسیاری از موارد دیگر در جهان) چیزی تحت عنوان عدالت وجود داشته باشد. کودکی که در دل قحطی آفریقا زاده میشود با کودکی که در دل کشوری مانند نروژ متولد میشود، چیزی تحت عنوان مسیرهای عادلانه وجود ندارد.
در جهان کنونی ما بسیاری از روانشناسان و عزیزانی که مشغول به حرفههای امید بخشی به آدمی از طریق مدیتیشن و... هستند، شرایط را به نحوی نشان میهند که گویی انسان میتواند تنها با تغییر ذهنیت خود و ایمان به خود و ازین قبیل چیزها مسیرهای پیش رویش را هموار کند. این دوستان منکر تاثیرات بالقوه محل زندگی فرد نمیشود اما تاکید میکنند که میشود در هر شرایطی پیشرفت کرد. (یاد یک ضربالمثل انگلیشی افتادم که میگوید: هر جملهای که قبل از کلمه (but، به معانی اما، یا ولی) بیاید چرند است).
جدای از خاصیت تسلیم شدن که پیشتر گفته بودم باید توجه داشت که خیالبافی نیز یکی دیگر از سلاحهای خطرناک برای کنترل بشریت است. طوری وانمود میکنند که گویی میتوان با تغییر ذهنیت سدی بتونی را از پیش پایمان برداریم، صرفا باید به خود ایمان داشته باشیم! هرچیزی در دنیا امکان پذیر است، نمیشود منکرش شد. شاید واقعا آدمی بتواند با استمرار و امید سدی بتونی را خراب کند. اما کسی درباره بهایش هم صحبت میکند؟ بهای از بین بردن این بنبستهایی که در مسیرمان وجود دارد در کمترین حالت عمرمان است.
بسیاری از انسانها زمانی که چندین بار در طول زندگی به بنبست میخورند در نهایت چارهای جز پایان دادن به زندگی خود نمیبینند. اگر همین عزیزانی که مشغول خیالبافی در خصوص قدرت ذهن آدمی هستند بجای دادن امیدهای واهی و پیش پا افتاده جلوه دادن مشکلات آدمی فقط درد این انسانها را درک کرده و صمیمانه و دوستانه میگفتند که احتمالا کاری از دستشان برای از بین بردن بنبست وجود ندارد، شاید بسیاری از آنها همچنان مشغول زندگی کردن میبودند. پیش از اینکه حرفهایم بر علیهم استفاده بشود باید بگویم قبول دارم بعضی از بنبستها را میتوان از بین برد، یا مسیر کوچکی برای عبور ازشان را پیدا کرد، مساله من این است که چرا مابین این این مسیرهای قابل عبور و مسیرهای صعب العبور چرا تفاوتی قائل نمیشوند؟
حقیقت این است که بنبستها وجود دارند، و حقیقت تلخ تر اینکه بسیاری از آنها را نمیتوان از پیش پا برداشت. به جای جنگیدن آنها را بپذیرید، عمرتان را بهای تلاش بیهوده برای از بین بردنشان نکنید. بسیاری ایرادات بزرگی از این روز خواهند گرفت، مشکلی با آن ندارم. از زمانی که نوشتن خط شکن را بصورت افکارت بداهه روزانه شروع کردهام این ایرادات را به جان خریدهام. کلاه خودتان را بردارید؛ سپر بیاندازید؛ نفسی تازه کنی؛، روحتان را همچون شمشیر در دستتان فرسوده و مملو از ترک نکنید؛ بعضی از نبردها برای پیروز شدن نی
ستند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
شروع!
مطلبی دیگر از این انتشارات
از همینجا شروع شد
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلنوشته