شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
بوسه نارس

《بوسه نارس》
امشب
در آستانهای بینام
خودم را میجویم
در رطوبت پنجره
در سایههای برهنهی خیابان.
نفسم هنوز
در بوسههای نارس تو
آواره مانده است،
و چراغ اتاقم —
بر گناهِ ناتمامِ نگاهت میسوزد.
یادِ تو
مثل دودی بیسرانجام
از حنجرهی دعا بالا میرود،
و خدا —
بیهیچ واژهای
مرا مینگرد.
جمعه بازآمد و رفت،
و من،
لبِ دیوارِ جهان
ایستادهام
میان شک و یقین،
با آینهای در سینه
که تصویرم را پس میدهد — بدونِ تو.
ای زنی که از آغوشت به عبادت میرفتم،
ای پناهِ تنهاییِ مرا گمکرده،
چه فرق دارد اکنون،
که شب مرا میبلعد
یا سکوتِ تو.
امشب
از آسمان هم گریزی نیست
و زمین
در پیله اندوه من
سرفه میکند.
در حاشیهی ذهنم
علفها هنوز
نامِ تو را هجی میکنند.
من هنوز همانم:
مردی میانِ عقده و آیه،
که هر جمعه
در خود
شکوفه میسوزاند.
#شاهرخ_خیرخواه
#شاهرخ_خيرخواه
مطلبی دیگر از این انتشارات
تبسم کوتاه
مطلبی دیگر از این انتشارات
تو ازعاشقی هیچ نمی دانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
بیچاره مترسک