زبان نسیم

#زبان_نسیم

در آسمانی بی‌نام

از شاخه‌ی نور آویزان بودم،

و تو ـ

در رودی آرام

می‌لغزیدی تا انتهای خواب.

چشمم صدا را می‌دید،

و شبْ

مرا در آغوشِ بی‌دلیلی خویش پنهان کرد.

عشق، پرنده‌ای بود

که از پنجره‌ی خاک به روشنی پناه می‌برد،

و زمین،

سبک‌تر از غصه می‌چرخید.

خون را فراموش کن،

در هر برگ، رگی می‌تپد

که شبیهِ دستان توست.

سواران اگر آمدند

بگو هنوز گل سرخ،

در زبانِ نسیم ادامه دارد.

من برای دوست‌داشتن آمدم

نه برای مرگِ نام‌ها.

#شاهرخ_خیرخواه