شعر

مرا به خاک نسپارید، بسوزانید 
چون شعلهای که درونم همیشه میرقصد، 
تمام زندگیام آتش گرفته است 
و باید به همان زبان در آتش بمیرم.

بسوزانیدم، نه در تابوتی سرد و تنگ 
که در آغوش شعلهها، رها و آزاد، 
تا آتش باد مرا بردارد، 
ببرد به جایی که شعلهها هم پنهانند.

شاعری که زمین و آسمان را دوست داشت 
نباید زنجیر خاک شود، نه مگر در پرواز مرگ 
تا همچون قاصدی روشن در آتش، 
بال بگشاید و درجیان شرارهها شناور شود.

پس مرا بسوزانید، 
تا خاک این جهان مرا معاف کند، 
تا خاکسترم پراکنده شود، سبک بال، 
تا باد، دریا، و کودکی مرا بیدار کند، 

#شاهرخ_خیرخواه


و ببرد در آغوش پهناور آزادی...