پرنده ای که نمی خواند

#پرنده_ای_که_نمیخواند

در لبخندی آرام

اندوهی پنهان دارم.

چشم‌هایم پر از خواب زمین‌اند،

و صدای پرنده‌ای که نمی‌خواند.

در کوچه‌ی خاک گرفته‌ی دل

درختی تنها ایستاده است،

و برگ‌هایش

حرف‌های نگفته‌ی من‌اند.

عشق آمد

و مثل بادی تند

همه چیز را از جا کند.

اکنون من مانده‌ام

با دستی پر از سکوت.

لبانم تشنه‌ی گفتن‌اند،

اما کلمه‌ای راست در جهان نیست.

ای مهربان خاطره!

کودکی‌ام در خاک رفته

و تنها تصویری از او

در قاب دلم مانده است.

من از نسل خیمه‌هایم،

نسلی که در باد خانه دارد

و در غم می‌بالد.

آری

ما از تبار زخم‌خوردگان عشقیم،

اما هنوز

با نور آب و صدای نسیم

زنده‌ایم.

#شاهرخ_خیرخواه