کهنه ساغر

پیکرم را تراشیده است استادِ ماهری،

به سینه‌ام که رسید

به‌جای قلب ،کهنه ساغری.

ذهنم را

از تناسخِ عشق آفریده است،

دستانم را

به دوات و دفتری،

لبانم مات و

چشم‌هایم خیره به دری.

کجاست کاتب؟

کجاست کبوترنامه‌بری؟..

#شاهرخ_خیرخواه

#شاهرخ_خیرخواه