شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
یک شعرقدیمی برای یک خاطره قدیمی

《یک شعر قدیمی،برای یک خاطره قدیمی🙂》
از این پنجره
که هر صبح،
به چوبههای خالیِ اعدام مینگرم،
من و تو
با دستان سردمان
نور را عاشقانه خندیدیم.
تبر
به تنِ درخت خورد،
و باغ،
زنی شد که در سکوت
نفسهای آخرش را میشمارد.
اگر هنوز
شاخهای زنده بود،
میخواست با خورشید
همزبان شود.
اما ما،
با چشمانی از دود و عادت،
از این درِ بسته گذشتیم—
بیهیچ شجاعت،
بیهیچ ایمان.
چه بیهوده،
در خودمان پوسیدیم.
چه بیدلیل،
به فردایی کور چشم دوختیم.
#شاهرخ_خیرخواه
#شاهرخ_خیرخواه
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلتنگی
مطلبی دیگر از این انتشارات
قهرمان واقعا نمیمیرد!!
مطلبی دیگر از این انتشارات
زمین خالق آسمان_قسمت۲واقعیت خدا